October 2010 Archives

آقای خامنه ای ! این فیلم را ببینید

| حقوق بشر
فیلم‌های زیادی از اعتراضات پس از انتخابات دیده‌ام اما نمی‌دادنم این فیلم دقین چه چیز تازه‌ای داشت. گرچه همه این صحنه‌ها را پیشتر دیده بودم. اما این بار شاید به فرد فرد آنهایی که گوشه کنار ایستاده بودند، به صداهایی که همزمان با این صحنه‌ها شنیده می‌شد دقت کردم.
روایت مردم از آنچه که آن روزها بر ایران گذشت. «فحش‌های ناموسی» به عالی‌ترین مقام ایران. فریادهای خشم‌آلود بر سر بسیجی‌ها و سپاهی‌هایی که به فرمان رهبر و رییس دولت برای سرکوب به خیابان آمده بودند.
بیش از گذشته ایمان پیدا کردم که این شرایط تغییر می‌کند. این دردها، فریادها، ضجه‌ها فراموش نمی‌شود. بدن‌های زخمی و خون‌آلود گرچه ترمیم یافته اما همچنان دل‌های زخمی التیام نیافته زیادند.



آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید کشور واکسینه شده. کشور در برابر میکروب‌های سیاسی واکسینه شده و این شاید دقیق‌ترین و درست‌ترین حرفی است که در این دو دهه از وی شنیده‌ام.
این کشور واکسینه شد و این اتفاق دقیقن به وسیله رهبر ایران و هوادارانش رخ داد. ما در برابر استبداد واکسینه شدیم. اما خوب هر واکسنی دوره‌ی تب و لرزی دارد . ما در این دوره هستیم. دیگر بعید است این کشور تن به دیکتاتوری و خودکامگی بدهد.

زمانش که فرا برسد، تغییرات که صورت بگیرد، آن تغییرات در جهت هر دموکراتیک‌تر شدن است. راه آسانی در پیش نیست اما همه کشورهای دموکراتیک - نسبتن دموکراتیک- این راه را طی کرده‌اند.
اگر حاکمان جمهوری اسلامی «بصیرت» به خرج بدهند و چشم بر حقایق باز کنند از هزینه این تغییرات خواهند کاست. تنها به ایشان باید پیشنهاد کرد این فیلم و صدها نمونه دیگر را ببینید و درک کنید دل‌های زخمی شفا می‌جویند و درمان درد ما آزادی است.

بحران مشروعیت ؛ از شاه تا رهبری

2 نظر | سیاست
محمدرضا شاه - آیت الله خامنه ای
سفر رهبر جمهوری اسلامی به قم بهانه ‌ای شده است برای ذکر «فضایل و کرامات» وی توسط رسانه های وابسته به حکومت و سایت‌های هوادار ایشان.
اما به چه دلیل این نیاز این‌چنین حس می‌شود که در مورد توانمندی‌ها و برجستگی‌های رهبر ایران آنچنان مبالغه شود که حتی ساده‌دل‌ترین و مخلص‌ترین پیروانش نیز به دیده تردید به آن بنگرند؟
هر انسانی ذاتن از توانایی‌هایی برخوردار است و رهبران سیاسی در این میان معمولن از توانمندی‌های بیشتر، که البته همیشه موثر و منشا «خیر» نیستند. دهه‌هاست که اسطوره سازی و افسانه پردازی در مورد انسان‌ها تنها به فیلم‌های سینمایی محدود شده است.

آنچه رهبر و هوادارانش در حکومت را به تکاپو انداخته که گوی مبالغه و بزرگ‌نمایی را از داستان‌هایی که در مورد بنیانگذار نظام نیز می‌ساختند، بربایند، مشکلی نیست جز: «بحران مشروعیت»
این روزها مشروعیت و اعتبار رهبری به شدت آسیب دیده است. سرکوب و کشتار مردم در یک سال گذشته در این میان نقشی اساسی داشته و بی تدبیری‌ و سومدیریت وی را بیشتر عیان کرده است. تا جایی که ریزش در میان هواداران وی به صورت غیرقابل پیش بینی سرعت گرفت.

اما آیا این نمایش سفر به قم می‌تواند موثر باشد؟ به باور من پاسخ این پرسش تا امروز منفی است.درشت‌گویی های وی در قبال مرجع تقلیدی همچون آیت‌الله منتظری، اهانت به معترضان و میکروب خواندن آنها، تهدید مراجع و عتاب به انها برای حمایت از حکومت -بخوانید رهبری ایشان- همه و همه تاثیر منفی داشته است.
این سفر برای بازگرداندن مشروعیت دینی، مشروعیتی که به خون شهروندان این کشور لکه‌دار شده به همان میزان ناکار آمد و منفی است که برگزاری جشن 2500 سالگی سلطنت توسط محمدرضا شاه پهلوی برای بازساخت مشروعیتی ملی و تاریخی.
رهبر ایران قدم به قدم پا بر جای پای آخرین شاه ایران می‌گذارد. و باید سرنوشتی مشابه را انتظار داشت. مگر انکه مصلحان در پیوندی با صاحب محافظه کار قدرت طرحی بریزند و از این سیر قهقرایی جلوگیری کنند. اتفاقی که نشانه‌های آن هنوز دیده نمی‌شود.

آقای تروریست! من از شما می ترسم

3 نظر | جامعه
در چند قسمت ایستگاه مرکزی "شهر بن" دسته‌های پلیس را می‌توانی ببینی. این اتفاق در آلمان معمولن عجیب است. مگر آنکه مسابقه فوتبالی باشد و یا جشن و مراسمی که نیاز به حضور پلیس احساس شود.
برای اولین بار شاید ترس از تروریست را اینقدر نزدیک احساس می‌کنم. نگاهی به اطراف می‌اندازم و مکان خلوتی را انتخاب می‌کنم.

یاد صحبت‌های بهنام باوندپور -نویسنده و شاعر- می‌افتم که می‌گفت: «ما تجربه 11سپتامبر و حمله تروریستی به لندن را نداشته‌ایم تا بفهمیم ترس از تروریسم یعنی چه!» و حالا این ترس را از نزدیک لمس می‌کنم. 
اینکه مسلمانی با لباسی عربی و ریش بلند و قرآن در دست و با یک چمدان وارد سالن قطار بشود و بلند بلند به عربی سخن بگوید و تو خیره به وی نگاه کنی و با خودت بگویید انشالله به خیر می‌گذرد.
این روزها آلمان با تهدید تروریستی روبروست. در زمانی که بحث عدم تطابق پذیری "بخشی از" مسلمانان با جامعه آلمان مطرح شده است. مسلمانانی که در جامعه مدرن آلمان هویت و تاریخ خود را تحقیر شده می‌بینند و به جای فراگرفتن از این جامعه خود را منزوی می‌سازند.

به ایستگاه مرکزی کلن رسیده‌ام و همچنان به عدم تطابق و خود ویرانگری و دیگر آزاری کسانی فکر می‌کنم که از همه مواهب دنیای دموکراتیک -به شکل نسبی- استفاده می‌کنند و برای اثبات -و سرپوش گذاشتن بر عقده‌های تاریخی- خود به کشتار دست می‌زنند. 
حالا باور دارم اسلام هراسی غرب "تنها" توطئه برخی تندرو دست راستی نیست. هر چند که برخی از غربی‌ها به ترویج آن مشغولند اما هیچکس همچون مسلمانان نتوانسته این ترس را گسترش بدهد و عمومی کند. حالا من نیز از این «مجاهدان راه خدا» می ترسم.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram