November 2010 Archives

این مطلب در سایت مردمک منتشر شده است: محسن رفیق‌دوست می‌گوید حرف شنوی احمدی‌نژاد از آیت‌الله خامنه‌ای حتی از سیدمحمد خاتمی هم کمتر است. وی مدعی است سخن خامنه‌ای در جمع اعضای مجلس خبرگان که گفت "ازهمه دولت‌هایی که مردم انتخاب می‌کنند حمایت می‌کنم، تا کار مردم بگذرد به این معناست که هر کاری اینها می‌کنند مورد تایید رهبری نیست".
در همین حال خبرگزاری فارس به نقل از اسلامیان از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نوشت خامنه‌ای در دیدار با اعضای این تشکل هنگامی که صحبت به دولت کشید گفت «بنده از همه دولت‌ها حمایت كرده‌ام ولی این دولت با دولت‌های گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است كه تلاش نمی‌كند حاكمیت دوگانه درست كند.»
حاکمیت دوگانه در ادبیات آیت‌الله خامنه‌ای به معنای عدم تبعیت کامل دولت و مجلس در زمان دولت هفتم سید محمدخاتمی و مجلس اصلاح‌طلب ششم است. همچنین مشکلاتی که در زمان ریاست جمهوری با میر حسین موسوی داشت و عدم تسلطش بر همه ارگان نظام وقتی اکبر هاشمی رفسنجانی رییس جمهور بود.

علیرضا اسلامیان به نقل از رهبر ایران اضافه می‌کند «در شرایط كنونی اختلاف‌نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور می‌پذیرد و به آن عمل می‌كند.» 
اما پس محل اختلافی که امثال رفیق‌‌دوست می‌گویند کجاست؟ رهبری و رییس دولت در مورد سرکوب مخالفان، نقض حقوق بشر و آزادی‌های سیاسی و مدنی اختلافی ندارند، هر دو معتقد به حذف اصلاح‌طلبان و دگر اندیشان از عرصه سیاسی ایران هستند، سیاست تهاجمی و ماجراجویانه‌ی احمدی‌نژاد در عرصه بین‌المللی خواست رهبری است که خاتمی از آن پیروی نمی‌کرد. به موارد دیگری نیز می‌توان اشاره نمود که در حوصله این بحث نیست.

اما موارد اختلاف بیشتر میان حامیان رهبر و احمدی‌نژاد است که گاهی آیت‌الله خامنه‌ای را مجبور به دخالت می‌کند تا جبهه حامیانش -که منتقدان احمدی‌نژاد هستند- را راضی نگاه دارد.
بخشی از این اختلافات سیاسی است و به تقسیم قدرت باز می‌گردد. تقسیم کرسی‌هایی که با حذف اصلاح‌طلبان، حامیان هاشمی رفسنجانی و محافظه‌کاران میانه‌رو خالی مانده است. 
البته آیت‌الله خامنه‌ای برای کنترل احمدی‌نژاد و محدود نمود وی از این اختلافات استقبال می‌کند. در این میان می توان به وجود مجلسی ضعیف و ناکارآمد اما غیر هماهنگ با دولت اشاره کرد که کسب رضایت مجلس در موارد ضروری توسط رییس دولت را منوط به موافقت رهبر ایران کرده است.
بخش دیگر این اختلافات که اتفاقن اهمیت بسیاری دارد، رقابت‌های اقتصادی است که البته کمتر علنی شده. این درگیری‌ها در پنج‌ساله اخیر به شدت جریان داشته و حتی در برهه‌هایی از زمان موجب شده افرادی از بیت رهبری نیز زیر ضرب دولتی‌ها قرار بگیرند.

این نارضایتی‌ها و رقابت‌ها سیاسی و اقتصادی گله‌ها را افزایش داده و رهبر مجبور به اظهار نظر می‌گردد اما هیچگاه این انتقادات آنچنان افزایش نمی‌یابد تا جایگاه محمود احمدی‌نژاد تضعیف گردد و زمینه ساقط کردن وی فراهم شود. زیرا رهبری به واقع معتقد است سرنوشتش در این شرایط زمانی به دولت احمدی‌نژاد گره خورده است.
خامنه‌ای در مورد اسلام ایرانی، دوستی با مردم اسراییل، رفتن زنان به ورزشگاه‌ها و اظهاراتی از این دست مشکلی ندارد. تا زمانی که روزنامه های منتقد توسط دولت ساکت ‌می‌شوند، رقبای سیاسی رهبر مورد تهاجم دولتی‌ها قرار می‌گیرند و آیت‌الله‌ها و مراجع تقلید‌ ناراضی اما ذی‌نفوذ جرات انتقاد نمی یابند. 
آیت‌الله خامنه‌ای خشنود است که «امروز وقتی رئیس جمهور یا مسئول ارشدی از دولت به خارج از كشور می‌رود، من نگرانی ندارم اما قبلا نگران بودم كه مسئولان در خارج از كشور می‌خواهند چه بگویند؟». خشنودی که اگر مراقب نباشد برایش گران تمام خواهد شد.
مهدی کروبی به خانواده احمدپور زنگ می زند، زهرا رهنورد به دیدار خانواده طبرزدی می رود و با شیوا نظرآهاری پس از آزادی دیدار می‌کند. مصطفی تاج زاده پس از مرخصی از زندان به همراه همسرش فخرالسادات محتشمی‌پور به دیدار خانواده شیوا می‌روند.
مهدی کروبی به دیدار نیروهای جبهه ملی می رود و میر حسین موسوی با فعالان ملی مذهبی دیدار می کند. هاشمی رفسنجانی با خانواده های زندانیان سیاسی دیدار می کند.

 We are Countless - Design by Mir Housein Mousavi
We are Countless - Design by Mir Housein Mousavi

مرزهای خودساخته و حکومت ساخته یکی‌یکی فرو می ریزند. این‌بار این مردمند در کنار هم و مرزهایی که ما را بی دلیل و با دلیل از هم جدا کرده است در هم می شکنند.
این دستاورد کوچکی نیست. این زاده جنبشی است که با نماد سبزش رنگین کمان رنگ‌ها و عقیده‌ها است. از آیت‌الله‌های قم گرفته تا ملی‌گراهای تهران. از سنی‌های سیستان و بلوچستانی تا آذری‌ها و کردها.
این‌ها خشم آنان که پیروزیشان را در پر رنگ کردن تفاوت‌ها می‌بینند می‌افزاید اما  ما حتی مرزهای خود را با آنها نیز کم‌رنگ می‌کنیم. آغوشمان باید باز باشد برای پذیرفتن هرکس با هر اعتقادی که به تغییر شرایط باور دارد.
به گفته میرحسین "تفاوت هایمان را کنار نمی‌گذاریم بلکه به رسمیت می‌شناسیم." و این رسمیت شناختن نظرات مختلف هیچ اما و اگر و استثنایی ندارد مگر آنکه بر خلاف منافع ملی و خواست عمومی باشد و یا با خشونت همراه گردد.
امثال حسین شریعتمداری، جریانات تمامیت خواه و «موجوداتی» از این دست در هر جبهه و جناح و گروهی باید از پرچم‌های رنگارنگ مردم ایران که برای خواسته‌های مشترک در کنار هم قرار گرفته، خشمگین باشند.

آیت‌الله خامنه‌ای و تصمیم نهایی

| سیاست
خاطرات محسن امین‌زاده گوشه ای از وقایعی است که در این یک‌سال بر کشور و فعالان سیاسی و مدنی گذشته است. شاید اما حکایت تکراری حداقل صد سال اخیر ما باشد که حکومت نزدیک‌ترین کسان خود را چنین تنبیه و تعزیر می‌کند.
بدین جهت زخم‌هایی بر پیکر این جامعه می‌نشیند که درمانش به این زودی‌ها امکان‌پذیر نیست. دردی که در دل دردمندان از شلاق‌هایی که بر تن احمد زیدآبادی و زیدآبادی‌ها نشسته به این زودی ها التیام نمی‌یابد هر چند که آثارش دیگر بر تن زخم‌خوردگان ما نباشد.

اما تغییرات، سرنوشت محتوم است. حالا چه به آداب خوش و نرم چه ابزار خشم و همراه با دردهای تازه. برخی در نظام جمهوری اسلامی قدم در راهی گذاشته اند که هرگونه اصلاحی را بیش از پیش سخت و دشوار می‌کند.
اگر از قم خبر می‌رسد که بخشی از روحانیون و مراجع بلند پایه گعده می‌گذارند و از سخنان رهبر ایران در سفر به این شهر گلایه‌مند هستند، نشان از عمق نارضایتی است که این روزها تا پشت درب خانه رهبری رسیده است.
اما با تمام این امیدها ترسی در میان روشنفکران و فعالان سیاسی و مدنی وجود دارد. هراس از تغییراتی بدون دورنمای مشخص. تکرار اشتباهاتی که سال‌هاست حکومت‌های مختلف از روی دست حاکمان پیشین صورت می‌دهند.
شاید اگر این ترس امروز نبود تصمیم در مورد تغییر و آنچه انتظار می‌کشیم آسان‌تر بود. به همین دلیل هنوز هم برخی منتظرند برای انتخاباتی دیگر و دل به باز شدن مجدد فضا بسته اند. گروهی عصیان‌ها و نارضایتی‌های اجتماعی حاصل از وضعیت مصیبت‌بار اقتصادی را انتظار می‌کشند و جماعتی همچنان در پی بسیج توده‌های اجتماعی برای خروج بر حاکمان حاضر.

اما چه زمان این هراس پایان می‌یابد و «تصمیم نهایی» فصل جدید را رقم خواهد زد. به باور من کلید این اتفاقات در دستان جریان حاکم است تا در اختیار معترضان.
آنها هستند که این تعارفات سیاسی مخالفان را پایان خواهند داد و پرده‌ای جدید را آغاز می‌کنند. اگر همچنان موسوی، کروبی و خاتمی به ظاهر آزادند، اگر هاشمی همچنان در بخش کوچکی از قدرت مشارکت دارد به این علت است که جریان حاکم هنوز به تسلط بر امور خوش‌بین است.
اما زمانی که این خوش‌بینی و یا امید پایان یابد تصمیم نهایی عملی خواهد شد. گرچه دورانی سخت تر از این روزها را تجربه خواهیم کرد و هزینه بسیاری خواهیم داد اما آنچه به دنبال داشت قطعن وضعیت حاضر و جریان حاکم نخواهد بود.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram