January 2011 Archives

dictators.jpg
قاهره، اسکندریه و سوئز شاهد حضور هزاران مصری معترض است که نتایج سه دهه حکومت حسنی مبارک را بر نمی‌تابند. برای ایرانیان این روزها یاد آور تهران، شیراز و اصفهان است.
گرچه شاید بسیاری از نتایج تغییرات در مصر بیم دارند اما تغییراتی در مصر شتابان‌تر از واهمه از آینده در حال وقوع است. از سوی دیگر حسرت ایرانیان از انچه در تونس رخ داد به وقایع مصر نیز در حال گسترش است.

جنس جنبش اعتراضی مردم ایران با آنچه که تونسی‌ها و مصری ‌ها و مردم دیگر کشورهای عرب می‌خواهند متفاوت است. روش و منش حکومت‌ها نیز تفاوت بسیار دارد.
حکومت‌های عربی ماهیت و رفتاری استبدادی دارند اما ظاهر حکومت ایران شبه دموکراتیک است و به ظاهر نظام سیاسی از نظر رعایت حقوق بشر و دموکراسی از استانداردهای بالاتری برخوردار است.
اما واقعیت آنست که در پس این ظاهر شبه دموکراتیک نظام ایران در سرکوب و دست زدن به هر جنایتی علیه معترضان بسیار توانمندتر و بی محاباتر است. حتی امکانات و لوازم سرکوب نیز در حکومت ایران قابل مقایسه با کشورهای عربی نیست.
نیروهای سرکوب متفاوت از جمله نیروی انتظامی، نیروهای شبه نظامی بسیج، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و گردان‌های مختلف ضد شورش وابسته به سپاه تنها بخشی از ابزارهای سرکوب و مقابله با معترضان است.
پر واضح است که در کنترل اعتراضات خیابانی تانک و نفربر فاقد کارایی است. اما دسته‌های موتورسوار و ماشین‌های ضد شورش و نیروهای لباس شخصی مجهز به باتوم و قمه و سلاح گرم بسیار موثرتر خواهد بود.

در این میان رمز موفقیت  چه خواهد بود؟ اگر مصری‌ها برای اعتراض خود "یوم الغضب" -روز خشم- را بر می‌گزینند، موفقیت جنبش ایران در "روزهای صلح" حاصل می‌شود. در این شرایط است که می‌توان ماشین سرکوب را تا آنجا که ممکن است خلع سلاح کرد و از توان حکومت کاست تا جایی که به خواست معترضان تن بدهد.
اما برای یافتن روزهای صلح باید همچنان استراتژی داشت، شبکه‌های قوی اجتماعی ایجاد کرد و برای رسیدن به اهداف مصمم بود. هدف مشخص، برنامه و نیروهای سازماندهی شده سه نیازی است که تاکنون برای موفقیت اعتراضات در ایران برآورده نشده است. 
شاید باید بار دیگر نقش شبکه‌های اجتماعی را در گسترش آگاهی و سازماندهی اعتراضات بازتعریف کرد و در عین حال روش‌های اعتراضی مطابق با شرایط زمانی و توان اجتماعی مردم ایران یافت. امری که همچون مصر و تونس بیش از آنکه بر دوش جریانات و شخصیت‌های سیاسی باشد برعهده جوانان معترض به شرایط موجود است.
این روزها جهان عرب نگران و نا آرام است. پس از تونس، اردن، یمن و مصر نیز شاهد نا آرامی‌های بسیاری هستند. بزرگترین اعتراض عمومی در سی سال اخیر در مصر به مرگ دست‌کم سه نفر (یک افسر پلیس و دو معترض) منجر شد.
اما یک سوال اساسی وجود دارد: مصر به کدام سو می‌رود؟ از دیکتاتوری به سوی دموکراسی یا افراط‌گرایی؟ این سوالی است که بسیاری را نگران کرده.
اگر تونس به علت جامعه جوان، تحصیل کرده و نزدیکی به فرهنگ اروپایی آنچنان در خطر سقوط به دام افراط‌گرایی اسلامی نیست اما مصر به دلایل مختلف، زمینه‌ی افراط‌گرایی را در خود می‌بیند.


دوستان مصری من این روزها به صراحت از سرنگونی حکومت مبارک می‌نویسند. آنها خواهان دموکراسی و آزادی بیشتر هستند. با وجود طبع آزادی‌خواهانه همچنان گرایش‌های اسلامی دارند و از رابطه مصر و اسراییل خشمگینند. و من نگرانم که اتفاقن همین بخش از معترضان اولین قربانیان جریان‌های افراطی مخالف دولت کنونی مصر باشند.
اما این واقعیت را نباید نادیده گرفت که به هر حال تغییر حکومت‌های خودکامه و فاسد عربی، تغییر مثبتی است و نباید به دلیل نگرانی از قدرت گرفتن اسلام‌گراهای افراطی از این تغییرات ترسید.
شاید باید به کمک مردم و گروه‌های تحول‌خواه و مدرن کشورهای عربی رفت و نسبت به تکرار تجربه اتفاقات و شرایط پس از انقلاب 57 ایران هشدار داد.

صدای آیت الله از حنجره نصرالله

| سیاست
seyedin.jpg
رهبر جمهوری اسلامی ایران به صراحت اعلام کرد که رای دادگاه بین‌المللی درباره ماجرای پر ابهام ترور رفیق حریری هر چه که باشد پذیرفته نیست.
چند روز پیش از اعلام کیفرخواست، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان از هوادارانش می خواهد دولت را ترک کنند و سعد حریری را از نخست وزیری ساقط. 
اما این آخرین تیر ترکش نصرالله نیست. دبیر کل حزب الله تهدید کرده است که هر دستی که به سوی اعضای این جنبش به عنوان متهم دراز شود را قطع خواهد کرد.
(نظرسنجی)
در خبرهای غیر رسمی آمده که دادگاه ممکن است رهبر ایران را متهم به صدور فرمان ترور رفیق حریری نماید. اتفاقی که در هر حال ضربه ای مهلک برای آیت الله خامنه‌ای خواهد بود. هر چند که هواداران وی در کشورهای عربی این حکم را سیاسی و تحت فشار دول غربی بدانند اما این پرسش را برای بخشی از جهان عرب که همیشه به حکومت ایران بدبین بوده طرح خواهد کرد که ایران در لبنان و فلسطین به واقع به دنبال چه هدفی است؟
برخی خواهد گفت بی دلیل نبوده که آیت‌الله تهران این چنین دلارهای نفتی‌اش را به پای نصرالله در بیروت ریخته و همچنان از حماس حمایت مالی و معنوی می کند. پای منافع رهبر ایران در میان است.
حالا بار دیگر لبنان متشنج است. به یاد این سخن دوستی در وزارت امورخارجه وقت می‌افتم که در زمان جنگ سی و سه روزه حزب الله و اسراییل می‌گفت "زمین بازی ما با غرب نه ایران که لبنان است و فلسطین. در زمان جنگ عراق و افغانستان تا بغل گوش‌مان هم آمده بود اما ما ترجیح می‌دهیم دور از مرزهایمان بازی کنیم تا ترکش این رقابت هم به ایران نگیرد."

عرب‌ها این روزها شور و حال انقلابی دارند. حمایت غربی‌ها هم از حکومت‌های دیکتاتوری و فاسد عرب مردمان این کشورها را عصبی و سرخورده کرده است. زمان خوبی است شاید که صدای سید علی تهرانی از حنجر سیدحسن بیروتی بیرون بیاید بر آهنگ سازهای کوک ضد غربی بخواند و لبنانی ها را بترساند از عاقبت اصرار به پیگیری ترور رفیق حریری. شاید حزب‌اللهی‌های لبنان و حامیان مالی و معنوی‌شان در ایران و سوریه فکر می‌کنند که بهتر است خیابانی در بیروت، دمشق و تهران به نام "شهید حریری" کرد و پرونده را بست و بیش از این دولت‌های "دوست و برادر" را به زحمت نینداخت.

تونس، توانست!

| سیاست
TunisiaF.gif
تونس یک ماهه زیر و رو شد. دیکاتوری که 23 سال حکومت کرده بود از این کشور گریخت و به عربستان سعودی پناه برد. حالا تونس درگیر هرج و مرج و ناآرامی است.
اما مشخص نیست که به چه میزان نهادهای اجتماعی و سیاسی قدرتمند وجود دارند تا بتوانند کنترل اوضاع آشفته را به دست بگیرند و بار دیگر این کشور درگیر دیکتاتوری نشود.
حالا پس از قرقیزستان و تغییر دولت آن پس از اعتراضات مردمی، تونس نیز دچار این تغییر شد. حسرت ایرانیانی که به تغییر شرایط در پی اعتراضات عمومی سال گذشته دلخوش کرده بودند نیز بیشتر شده است.
اما نباید این واقعیت را نادیده گرفت که حتی در شرایط فعلی آنچه برای آینده ایران قابل تصور است از تونس و قرقیزستان مثبت‌تر خواهد بود. نهادهای نیرومند مدنی و یک طبقه متوسط قدرتمند و خواسته های مشخصی همچون «انتخابات آزاد» و «استقرار دموکراسی» در جامعه ایران نهادینه شده است.
خواست تغییر  در ایران عمیق‌تر شده و گروه‌های بیشتری را در جامعه در بر گرفته است گرچه عمق و نوع آن برای همگان یکسان ‌نیست و بر اساس آن طیف گسترده‌ای از حامیان تغییر در جامعه وجود دارد. حتی بخش‌هایی از حکومت نیز در این طیف قرار می‌گیرند.
به هر صورت اتفاقات تونس به عنوان نشانه‌ای از امیدواری در میان همه ملت‌هایی که برای تغییر مبارزه می‌کنند قابل تعبیر است. گرچه ممکن است شیوه و زمان دستیابی به تغییرات متفاوت باشد.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram