April 2011 Archives

داستان اره و عصبانیت کیهان

| سیاست
روزنامه‌ی وابسته به رهبر ایران از اعلام آمادگی برای مناظره با حسین شریعتمداری، نماینده آیت الله خامنه‌ای در ایران روزنامه توسط مصطفی تاج‌زاده که هم اکنون در زندان اوین به سر می‌برد به خشم آمده و به «هذیان گویی» افتاده است.
این بولتن سیاسی که دیدگاه‌های رهبر ایران را منتشر می‌کند برای انجام این مناظره این پیش شرط را گذاشته که باید یکی از رهبران جنبش اعتراضی اعلام کند که آقای تاج‌زاده نماینده وی است و نتیجه مناظره خواهد پذیرفت. جدای از اینکه اصلن در شرایط حاضر امکان دسترسی به آقایان موسوی و کروبی ممکن نیست باید گفت این پیش شرط سوی دیگری هم دارد.

شرط اول هر مناظره عادلانه، برابری شرایط دو طرف است. مقصود به زندان رفتن حسین شریعتمداری نیست. بلکه باید رهبران کودتا انتخاباتی نیز اعلام کنند آقای شریعتمداری نماینده آنهاست و نتیجه را بپذیرند و به قول مدیر مسوول این بولتن سیاسی «جر زنی» نکنند.
آیت الله خامنه‌ای و یا محمود احمدی‌نژاد می‌توانند این نمایندگی را به مدیرمسوول کیهان بدهند. گرچه در شرایط حاضر بین رهبر و رییس دولت ایران «شکر آب» شده و بعید است بر سر یک نماینده واحد هم به توافق برسند.

شریعتمداری در بخش دیگر از این خبر آسمان و ریسمان به هم می‌بافد که ثابت کند «سران فتنه و یارانشان» وابسته به شبکه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس هستند. 
ترحم برانگیز است که با این همه ادعا و تبلیغات، تاکنون حتی یک مدرک قابل ارائه در محاکم جمهوری اسلامی هم برای این ادعا منتشر نشده است. 
هر چه هست اعترافات چند نیروی سیاسی است که پر واضح است در چه شرایطی گرفته شده و جالب‌تر اینکه آن‌ها نیز در ازای این اعترافات آزاد شده‌اند. یعنی جمهوری اسلامی کسی که معترف با جاسوسی برای سرویس‌های اطلاعاتی بیگانگان بوده را آزاد کرده است.

اما خشم این بولتن سیاسی تنها به علت خالی بودن دستانشان از مدرک «معتبر» علیه معترضان نیست. شرایط این روز‌ها به کیهان‌نشینان سخت آمده و از تب و تاب افتاده‌اند.
خبر ویژه‌ای که در این روزنامه درباره مطلب وبلاگی علی‌اکبر جوانفکر، مشاور محمود احمدی‌نژاد و مدیرعامل خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی منتشر شده، سرخوردگی حامیان رهبر ایران را نشان می‌دهد. 

کیهان از تیم منحرف اطراف احمدی‌نژاد می‌نویسد و با پرخاشگری می‌خواهد که اگر تمکین نمی‌کنند، ساکت باشند و وعده می‌دهد به زودی رسوایشان خواهد کرد.
اما واقعیت آنست که اطرافیان احمدی‌نژاد، اجرا کننده اوامر و خواسته‌های او هستند و نه فرای رییس دولت دهم. خواست رییس دولت هم در چهارچوب قانون جمهوری اسلامی مشروع و مقبول است و این رهبری است که فرای اختیارات خود عمل می‌کند.
احمدی‌نژاد هم داستان اره‌ای شده که نمی‌شود بیرونش آورد و نمی‌شود به حال خودش ر‌هایش کرد. در هر دو صورت برای رهبر ایران و حامیانش دردآور است. عصبانیت کیهان هم از همین درد ناشی می‌شود.

احمدی‌نژاد و تهدیدهای بی‌اثر

| سیاست
همچنان حامیان رهبری احمدی‌نژاد را تهدید می‌کنند و در تلاشند او را به مجبور کنند که در مقابل خواسته‌های آیت الله خامنه‌ای اعلام پایبندی و وفاداری کامل کند.
جمع آوری امضا برای سوال از رییس دولت از سوی نمایندگان مجلس و سخنان این روزهای نمایندگان ولی فقیه در سخنرانی‌های مختلف و خصوصن در نمازهای جمعه امروز از نشانه‌های این تهدیدهاست.
گرچه بعید است اصولگرایان بخواهند تهدیدات خود را عملی کنند و تا آنجا پیش بروند که سرنوشت احمدی نژاد مشابه ابوالحسن بنی‌صدر بشود. قطعن این خواست رهبری ایران هم نیست.

در این ماجرا و از لحاظ قانونی و حقوقی رفتار رهبر ایران خارج از چهارچوب اختیارات وی است. همین موضوع باعث شده که احمدی‌نژاد در نظر بسیاری از دست بالاتری برخوردار باشد و حق را به رییس دولت بدهند که همکارانش را برگزیند.
اما احمدی‌نژاد می‌داند که در جریان این ماجرا متحمل آسیب‌های فراوانی شده است. بخشی از عقبهٔ خود را از دست داده، مخالفانش در جریان اصولگرایی قدرتمند‌تر شده‌اند و تقریبن می‌توان برای او و همراهانش آینده چندان روشنی در فضای سیاسی ایران متصور نبود.

هرچه سکوت و غیبت رییس دولت دهم بیشتر طول بکشد، فشار اصولگرایان و رقیبان دولت در این جریان بر «احمدی‌نژادی‌ها» بیشتر خواهد شد به همین میزان رهبر جمهوری اسلامی نیز بی‌اعتبار‌تر.
از بعد بین‌المللی نیز این اختلاف بسیار مخرب است. اگر چه جریان‌های سیاسی و شبه نظامی همچون حزب الله لبنان که خود را وامدار رهبر ایران می‌دانند وارد این مناقشات نمی‌شوند، اما از نظر مردمانی که دل‌بسته محمود احمدی‌نژاد و رفتارهای «ضد استکباری» وی هستند، اعتبار و جایگاه رهبر ایران خدشه‌دار خواهد شد.
احمدی‌نژاد به قم سفر نمی‌کند. رییس دولت پس از ماجرای استعفای وزیر اطلاعات «ناپدید» شده است. برخی رسانه‌های حامی دولت خبر استعفای احمدی‌نژاد را تکذیب می‌کنند. در حالی که خبر استعفا پیش از این منتشر نشده بود.
دیروز خبر استیضاح محمود احمدی‌نژاد توسط مجلس روی تلکس خبرگزاری‌ها رفت. خبری که به امروز به طرح سوال از رییس دولت تغییر کرد.

کشمکش سیاسی میان احمدی‌نژادی‌ها و حامیان رهبر بالا گرفته است. انتشار این اخبار بیشتر به تهدید سیاسی می‌ماند. دو طرف سعی می‌کنند با جنگ رسانه‌ای طرف مقابل را مجبور به عقب نشینی کنند.
اما واقعیت آنست که در این کشمکش رهبر ایران دست بالا را دارد. وی نشان داد به راحتی می‌تواند احمدی‌نژاد را در عرصه سیاسی ایران تحقیر و تحدید کند.
تنها سلاح احمدی‌نژادی‌ها در این مبارزه بی‌اعتنایی و خدشه وارد کردن به اعتبار رهبر ایران است. روشی که اردوگاه آیت الله خامنه‌ای را آشفته کرده است.
اما هنوز برخی از چهره‌های اصولگرا که وحشت از دست دادن باقی مانده عقبه‌ی اجتماعی خود در اثر حذف احمدی‌نژاد را دارند، در تلاشند که همچنان احمدی‌نژاد را از این دعوا خارج کنند و کشمکش را در سطح اسفندیار رحیم مشایی و اطرافیان رییس دولت با بخشی از جریان اصولگرای سنتی تقلیل دهند.

مرتضی نبوی، از چهره‌های برجسته اصولگرایان مدعی است نباید جریان انحرافی در اصولگرایان را مساوی آقای احمدی‌نژاد دانست. این نفی واقعیت جنگ قدرتی است که در حاکمیت ایران در جریان است. جنگی که می‌تواند موجودیت نظام را تهدید کند.
اما در این میان نقش و موقعیت پیاده نظام اصولگرایان اهمیت ویژه دارد. نوعی سرگردانی و سکوت در میان سطوح پایین‌تر مشاهده می‌شود. سکوتی که اگر پایان یابد می‌توان به عمیق‌تر شدن اختلافات منجر شود.
تاکنون تلاش رهبر ایران برای نگاه داشتن اختلافات در پشت پرده و در سطوح بالا موفق بوده است اما قابل پیش بینی است طرف دیگر «دعوا» را به سطوح پایین‌تر اصولگرایان گسترش دهد.

آقایان نمایندگان! شما متهم‌اید

| سیاست
نمایندگان مجلس دولت احمدی‌نژاد را به ارائه آمار دروغ متهم می‌کنند. این اولین بار نیست که دولت محمود احمدی‌نژاد به دروغگویی متهم می‌شود. 
بیش و پیش از این اطلاح طلبان، منتقدان دولت نهم و دهم و کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری، محمود احمدی‌نژاد را به دروغگویی و انشار آمار جعلی متهم کرده بودند. این رفتار دولت احمدی نژاد تازگی ندارد. شش سال اخیر بیش از آن که سخن راستی از این دولت شنیده شده باشد، جعل و دروغ به خورد مردم داده‌اند.
 
اما در این میان مقصر آیا تنها رییس دولت و اطرافیانش هستند؟ این روز‌ها احمد توکلی، علی لاریجانی، علی مطهری ویک دو جین نماینده اصولگرای دیگر از دروغگویی دولت دهم شکایت دارند. 
کسانی که وقتی مردم در خرداد سال ۱۳۸۸ در خیابان‌های ایران فریاد «دروغ ممنوع» سر می‌داددند، به حمایت از دولتی برخواستند که نه منافع ایران را برآورده می‌کرد و نه حتی مصلحت نظام را در سر داشت. 
نمایندگانی که به اشاره رهبر، منتقدان را برانداز و خائن خواندند، وزرای مطیع و بی‌اختیار دولت را حکم اعتماد دادند ودر حمایت از دولتی دروغگو، فریاد «موسوی، کروبی، اعدام باید گردند» سر دادند. شریک همه این خباثت‌ها و ندانم‌کاری‌ها نمایندگانی هستند که اگر به رای ملت برگزیده شده بودند این چنین منافع مردم و مصلحت حکومت را به بازی نمی‌گرفتند. 

نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شریک همه این بدکاری‌ها و رفتارهای خارج از چهارچوب دولت‌اند. دولتی که حتی با متر اصولگرایی و ولایت مداری نیز در اندازه و قامت این حکومت و مملکت نیست. 
می‌گویند «خود کرده را تدبیر نیست» اما می‌توان برای این بی‌تدبیری خسارت بار مرهمی یافت و درد این جامعه را کمتر کرد. اگر عناد و اختیار امور در دست مجلس بود. و مهم‌تر از آن اگر مجلس، مجلس بود.

احمدی‌نژاد ؛ مرد همه کاره‌ی دولت

| سیاست
حمله به مشایی و جدا کردن حساب وی از محمود احمدی‌نژاد به سنت اکثریت اصولگرایانی تبدیل شده که در جریان اتفاقات پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری به دفاع همه جانبه از دولت پرداختند. 
پس از سرکوب مخالفان و به حاشیه رفتن جنبش اعتراضی، احمدی‌نژاد دست به کار حذف مخالفان و منتقدان خود در درون جریان اصولگرا شد. امری که تنش در حاکمیت را افزایش داد. 
اما اصولگرایان که نمی‌توانند به علت شرایط سیاسی حاکم بر جامعه و جایگاه متزلزل رییس دولت به علت بحران مشروعیت ناشی از سرکوب و کشتار مخالفان، صراحتن وی را مورد شماتت و سرزنش قرار دهند، نوک پیکان انتقادات را متوجه اسفندیار رحیم مشایی کرده‌اند.

از سوی دیگر، جریانات سنتی اصولگرا بیم آن را دارند که احمدی‌نژاد در پی «انتصاب» رییس دفتر خود به ریاست دولت در انتخابات ریاست جمهوری آتی باشد. 
اما به چه میزان آقای احمدی‌نژاد از رییس دفتر خود متاثر است؟ این امری است که شاید نتوان برای آن انداره دقیقی را ارزیابی کرد. اما واقعیت آنست که بیش و پیش از مشایی کسان دیگری هستند که بر رییس دولت تاثیر می‌گذارند. 
حلقه همکلاسی‌ها و هم انجمنی‌های وی در دانشگاه علم و صنعت. در میان آن‌ها نقش هاشمی ثمره غیر قابل انکار است. مرد سایه در دستگاه رییس دولت که روز به روز از وی کمتر شنیده شده است. ارادت محمود احمدی‌نژاد به وی به روزهای اول انقلاب و انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت باز می‌گردد. 
بزرگ نمایی نقش مشایی استراتژی کسانی است که می‌خواهند به شکل غیر مستقیم احمدی‌نژاد را مورد تهاجم قرار دهند و از تبعات آن حملات برای کلیت نظام بکاهند. 

احمدی‌نژاد بیش از آنکه متاثر از مشایی باشد، متعصب برای یاران خودش است. یارانی که اتفاقن بر خلاف برخی دیگر از همراهانش در دولت، چون و چرا نمی‌کنند و به راهی می‌روند که وی می‌خواهد. 
سخنانی که از خوب بودن رییس دولت دهم و ناخلفی اطرافیانش خبر می‌دهند، آدرس‌های غلط دادن توسط کسانی که واقعیت احمدی‌نژاد را درک نکرده‌اند. این مثل فارسی است که هر کسی را می‌توان به سبب اطرافیان و دوستانش شناخت.
آیت‌الله خامنه‌ای صراحتن از پایان ماجرای کشمکش بر سر وزیر اطلاعات خبر می‌دهد. پیش ازاین رهبری به رییس دولت پیام داد که از تغییر وزیر اطلاعات راضی نیست.
بی اعتنایی محمود احمدی‌نژاد موجب شد که نامه رهبری به مصلحی توسط پایگاه اطلاع‌رسانی وی منتشر شود. اما رهبر همچنان پاسخی دریافت نکرد.
حالا رهبر وارد میدان شد و در این‌باره توضیحاتی را ارائه داد که نشان از ادامه اختلاف بر سر تغییر وزیر اطلاعات است. گرچه رهبری می‌گوید ماجرای بی اهمیتی بود و پایان یافته است.

سه پیام از رهبری و بی توجهی رییس دولت. سایت‌های اصولگرا منتقد احمدی‌نژاد حملات خود را شدت بخشیده‌اند. آنها می‌نویسند که احمدی‌نژاد همچنان تمرد می‌کند و وزیر مستعفی را نپذیرفته است.
در شرایط حاضر حتی اگر احمدی‌نژاد وزیر دولت اطلاعات را بپذیرد و به رهبری ابراز وفاداری کند، ضرباتی که به رهبری وارد شده جبران ناپذیر است.
اگر معترضان سبز در خیابان‌ها علیه رهبر ایران شعار می‌داند و رهبران جنبش اعتراضی به فرامین «ولی امر مسلمین» توجهی نمی‌کردند، حالا رییس دولت مورد حمایت و منتصب رهبر است که وی را نادیده گرفته است.

توازن قوا همچنان به سود رهبری است و وی اگر تصمیم بگیرد رییس دولت روزهای زیادی بر صندلی خود تکیه نخواهد زد. اما حامیان احمدی‌نژاد نیست ساکت ننشسته‌اند و در تلاش برای سازماندهی‌اند.
همین سازماندهی است که شاید اصولگرایان منتقد و حتی رهبر ایران و اطرافیانش را به وحشت انداخته است. وحشتی که کشمکش ها را بیش از پیش علنی‌تر کرده است.
نامهٔ آقای خامنه‌ای به حیدر مصلحی آغازگر فصل جدیدی در روابط رهبری و رییس جمهور منتصب خواهد بود. یادآور کمکش میان آیت الله خمینی و رییس جمهور وقت، علی خامنه‌ای بر سر ادامه فعالیت میرحسین موسوی، نخست وزیر محبوب بنیانگذار جمهوری اسلامی. گرچه نه رهبری در اندازه‌های آیت الله خمینی است نه محمود احمدی‌نژاد، نخست وزیر محبوب رییس‌جمهوری با سابقه‌‌ی خامنه‌ای.

شکاف میان حاکمیت جدی است. این جمله را از کار‌شناسان زیادی در این روز‌ها می‌شنویم. اما آیا نتیجه تعمیق اختلافات و سرانجام به هم ریختن نظم موجود، مطلوب اپوزیسون خواهد بود؟
اپوزیسیونی که زیر ضرب نهادهای امنیتی و قضایی توان تحرک را است دست داده است. گرچه مترصد فرصت است اما به شدت آسیب دیده است.

رهبری برای حذف احمدی‌نژاد مشکل زیادی ندارد و همراهی بخش عظیم اصولگرایان و بخشی از اصلاح طلبان را خواهد داشت. اما واقعیت آن ایت که در سطح توده‌ها رهبری به شدت دچار بحران مشروعیت است، حذف احمدی‌نژاد، مشروعیت باقیمانده رهبری را چند پاره خواهد کرد.
ضمن انکه احمدی‌نژاد همراهانش هم بیکار نمی‌نشنند و انجا که پای حیات سیاسی‌شان درمیان باشد، همه‌ی خطوط قرمز فعلی را طی خواهند کرد. رفتار احمدی‌نژاد هم موید همین موضوع است.

به هرحال نامه رهبری به احمدی‌نژاد بی‌پاسخ ماند و وی را مجبور کرد نامه سرگشاده بنویسد به وزیر اطلاعات. احمدی‌نژاد دو روز سکوت کرد، دو روزی که به رهبری به قدر سال گذشته، رییس جمهور منتخب، اقتدار رهبر را به ریشخند گرفته است.
همین حالا هم اگر احمدی‌نژاد سخنی بگوید و بر اطاعت از ولی امرش سخن بگوید، ابهت در هم شکسته رهبری ترمیم‎ نخواهد شد. باید دید حامیان ایت الله خامنه‌ای که از دست و پا زدن‌های این چند روزه دفتر وی به خشم آمده‌اند چه واکنشی نشان خواهند داد.

حق با احمدى‌نژاد است

5 نظر | سیاست
مصلحی استعفا داده و یا مجبور به این کار شده است، این موضوع از درجه اهمیت زیادی برخوردار نیست. واقعیت آنست که احمدی‌نژاد وزیر اطلاعاتش را نمی‌خواهد، درست یا غلط این حق یک رییس دولت است که همکارانش را انتخاب کند.
رهبری اعلام نارضایتی کرده است، وی بر ابقای وزیری که با رضایت او انتخاب شده اصرار دارد. تا اینجای کار شاید مشکلی نباشد.

اما وقتی مخالفت رهبر تبدیل به حکم و دستور می‌شود باید گفت که اقای خامنه‌ای از محدوده اختیاراتش خارج شده است. رهبر اگر اصرار به تعیین اعضای کابینه دارد باید مسولیت عملکرد ان‌ها را نیز بر عهده بگیرد.
گرچه با توجه به حوزهٔ عمل رهبری، نه تنها حوزه اختیاراتش، وی هم اکنون نیز باید پاسخگوی بسیاری از کمبود‌ها و مشکلات باشد.

ناکارآمدی دستگاه قضایی، نا‌ امنی ناشی از ناتوانی نیروهای انتظامی، فساد در نهادهای اقتصادی زیر نظر رهبر و انزوای ایران در عرصه بین المللی به علت سیاست‌های نادرست خارجی.
به حال برکناری وزیر اطلاعات اگر هم صورت بگیرد، در حوزه اختیار و صلاحیت رییس دولت است و نه کس دیگری.

نیت احمدی نژاد و حامیانش از این کار از مسئله‌ی دیگری است که باید از نظر دور نداشت. نیتی که در این چند روز اصولگرایان را به تکاپو انداخته است تا حتی به قیمت هزینه کردن رهبری در کشمکش، جلوی این اتفاق را بگیرند. باید دید که آیا احمدی‌نژاد عقب می‌نشیند و یا رهبر جمهوری اسلامی؟

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram