این روزها فضای سیاسی ایران شاهد ظهور جریانی است که به نظر میرسد باید جور تمامی ناکارآمدیها و سیاسیتهای نادرست اتخاذ شده شش سال اخیر را بکشد.
ظهور «جریان انحرافی» در واژگان اصولگرایان تنها واهمه از ادامه نقش آفرینی محمود احمدینژاد و همراهانش در قدرت نیست، بلکه به باور من اصولگرایان در پی یافتن متهمانی هستند تا مسوولیت مشکلات روز افزون فعلی کشور را به گردن آنها بیندازند.

پیروزی محمود احمدینژاد در سوم تیر ۸۴ بر خلاف انتظار اصولگرایانی بود که به کمک رانت رهبری اصلاح طلبان را از عرصه رقابت سیاسی حذف کردند.
آنها که به سادگی کرسیهای شورای شهر و مجلس هفتم را با امدادهای نه چندان غیبی شورای نگهبان تصاحب کرده بودند سودای ریاست جمهوری را در سر داشتند.
اما رهبر ایران تصمیم دیگری را در سر داشت. آیت الله خامنهای که به دوستان و حامیان دیروز خود چندان اطمینان نداشت تصمیم گرفت جریانی جدید را به بدنه سیاسی-اجرایی کشور وارد کند.
از آن زمان محمد تقی مصباح یزدی، احمد جنتی، سید احمد خاتمی، سردار فیروز آبادی، حسین طائب، سردار جعفری، سردار حسین نفدی، حسین شریعتمداری، غلامعلی حداد عادل، سعید مرتضوی، محمد یزدی و دهها تن دیگر از نزدیکان رهبر ایران به یاران، حامیان و نزدیکان محمود احمدینژاد تبدیل شدند.
این نزدیکی تا آنجا پیش رفت که رهبر ایران گفت نظرش نسبت به ممتقدان دولت به دیدگاههای احمدینژاد نزدیکتر است و نظر وی را میپسندد.
حالا و پس از عیان شدن نتایج فاجعه بار تسلط اصولگریان و در ابعادی وسیعتر رهبر ایران بر همه قوای کشور، نزدیکان دیروز در پی پر رنگ کردن نقش نزدیکان کم اثر رییس دولت در اقدامات سالهای اخیراند.
اما واقعیت آنست که باید به صراحت از مسوولیت قوای دیگر و جریانهای سیاسی اصولگرا و خصوصا رهبر ایران در به وجود آمدن شرایط اخیر سخن گفت.
در حالی که قوه قضائیه، قوای نظامی و انتظامی، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام مستقیمن زیر نظر و با دستورات رهبری عمل میکنند، قوه مقننه که توشط شورای نگهبان مهندسی شده در کوچکترین مسائل از رهبر کسب تکلیف میکند و قوه اجرایی مورد تایید تام و تمام رهبری است و حتی در عزل و انتخاب وزیران و معاونان خود آزاد نیست، تعیین میزان مسوولیت آیت الله خامنهای چندان دشوار نخواهد بود.
رهبر ایران بیش از هر زمان دیگر و حتی در مقایسه با آیت الله خمینی آنچنان در همه مسایل حکومت دخالت و حضور دارد که بر اساس اصل تناسب اختیارات و مسوولیت میتوان مدعی شد باید پاسخگوی ناکارآمدیهای اقتصادی، ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی و افزایش ناامنی و جرم و فساد باشد.
متهم کردن جریان انحرافی و محمود احمدینژاد و یا مافیای قدرت و ثروت تنها اشاره به معلول هاست تا علل و عوامل اصلی به وجود آمدن شرایط حاضر.





