آنچه که در جریان و پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ رخ داد، خط پایان دورهای بود که میشود آن را اصلاحات از طریق انتخابات غیر دموکراتیک (یا در خوشبینانهترین حالت شبه دموکراتیک) نامید.
دورانی که رفرمیستها تلاش کردند با استفاده از اهرم انتخابات و حضور در نهادهای حکومتی اصلاح ساختار جمهوری اسلامی را از درون دایره قدرت پیش ببرند.
عملکرد رهبر جمهوری اسلامی و حامیان وی در دورهی ۸ سالهی موسوم به دولت اصلاحات و خصوصا از زمان انتخابات مجلس هفتم نشان داد که حاکمیت در ایران اجازه نخواهد داد اصلاحات از درون حکومت محقق شود.

پیشتر در جریان دومین انتخابات شورای شهر تهران، آیتالله خامنهای اولین نشانه بی ارزش دانستن آرای مردم را از خود بروز داده بود.
وی در آن انتخابات شرکت نکرد و تصمیم گرفت با سفر به کرمان و اعلام اینکه اگر حتا کسانی آرای لازم را کسب کنند نظام اجازه نخواهد داد که در شورای شهر تهران حاضر شوند (نقل به مضمون) نارضایتی خود را از تأیید صلاحیت نیروهای ملی مذهبی توسط نمایندگان مجلس ششم نشان دهد.
اما این پرسش حالا مطرح است که در برابر انتخابات پیش رو چه میتوان کرد. آیا طرح مسالهی حضور مشروط در این انتخابات از طرف برخی اصلاحطلبان و خصوصن محمد خاتمی نادرست است؟
باید توجه داشت که استراتژی تحریم انتخابات در سی و چند سال اخیر هیچگاه تاثیر لازم را نداشته است. اعلام تحریم انتخابات پیش از ورود به یک مجادلهی سیاسی میتواند هزینههای غیر قابل جبرانی را به اندک اصلاح طلبان فعال در عرصه عمومی وارد کند.
تجربه نشان داده که حکومت ایران مخالفان خود را با طرد فیزیکی، ایزوله کردن و افزایش هزینه فعالیت؛ کم اثر و حتی بیاثر مینماید به نحوی که بدنهی اجتماع نیز از نزدیکی و همراهی با آنان پرهیز کنند.
اصلاحطلبان اگر از هم اکنون راه تحریم را در پیش گیرند به جناح تندروتر حاکمیت اجازه خواهند داد سیاست حذف کامل اصلاحطلبان از عرصه عمومی را با کمترین هزینه به انجام برسانند.
اگر هم در انتخابات اعلام حضور کنند، نه تنها اعتبار خود را نزد بدنهی اجتماعی حامی اصلاح طلبان از دست میدهند که جز کمک به رقابتی نشان دادن انتخابات و به دست آوردن چند کرسی بی ارزش مجلس حاصلی نمییابند.
سیاست حضور مشروط نه تنها به بحث در مورد خواستههای اصلاح طلب ها در جامعه دامن میزند، بلکه حاکمیت را با درخواستهای مشخص و اتفاقن موجه روبرو میکند که نمیتواند نسبت به آنها بی تفاوت باشد.
در همین حال سوالاتی جدی پیش روی منتقدان اصلاح طلبان حامی طرح مطالبات حداقلی وجود دارد. مخالفین طرح مسالهی حضور مشروط (که با شرکت در انتخابات تفاوت اساسی دارد) چه استراتژیی را برای انتخابات و پس از آن دارند؟ در این یک سال اخیر در مواجه با حکومت چه گونه عمل کردهاند و چه دستاوردهایی داشتهاند؟

سلام آقاي محسني عزيز!
شايد راه اين باشد:
موضوع: ( تحريم فعال! نه منفعلانه)
دلايل تحريم فعال انتخابات فريب
حركتي نمادين براي ثبت مخالفت مردم.
نداي سبز: تحريم زرد!
با شركت در انتخابات، راي زرد خود را در سطلهاي زباله ثبت ميكنيم.
تحريم كافي نيست!
در روز انتخابات، بايد فعال بود!
ايران را زرد كنيم، تا دنيا ببيند! رنگ زبان مشتركي است كه همه ميبينند، ميفهمند و در خاطر ميسپرند.
مردم بايد با مصاديق قبلي بفهمند و به ياد آورند كه: شركت و يا تحريم، فرقي با هم ندارد! بايد فعال بود!
وقتي حكومت در بازي فريبكارانهي انتخابات، تحت عنوان مصلحت ولايت، از تقلب، و هرگونه جنايتي ابائي ندارد؛ تصميم خود را از قبل گرفتهاست.
با حضور در مقابل صندوقها و تحريم نمادين با رنگ زرد، مخالفت مردم با قانون اساسي را در مقابل چشم جهانيان ثبت كنيم.
مردم صحنهي نمايش فريب انتخابات را زرد كنند تا جهان به چشم خود ببيند!
با حضور در روز انتخابات، راي زرد خود را در سطلهاي زباله بريزيم و مقابل چشم جهانيان ثبت ميكنيم.
اگر تا انتخابات گذشته مخالفان قانون اساسي و حاكميت قصد داشتند با انتخاب بين بد و بدتر يك گام به سمت تغيير قانون اساسي نزديكتر شوند، اما حكومت در انتخابات قبلي با تقلب و دروغ و شمشير علني بر ارادهي مردم
و اجرا ي نمايش انتصابات به نام مردم، اثبات كرد كه براي سلطهي مطلق خود، كه متكي بر جنايات علني است، قصد ديگري ندارد. با معركهي فريبكارانهي انتخابات، و با وقاهت علني سراني كه دستشان تا مفرق به خون فرزندان ايران آغشته شده، هيچ راه مسالمتآميزي براي ملت باقي نماندهاست.
تحريم فعال يعني حضور مردم در مقابل صندوقهاي نمايشي راي، و ريختن راي زرد خود در سطلهاي زباله.
پايان متن. 15/04/1390 تهران.