September 2011 Archives

اعتصاب علیه مالیات؛ عافیت طلبی بازار

| اقتصاد
پارچه فروشان بازار تهران در اعتراض به اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده دست به اعتصاب زده‌اند.  اتفاقی که پیشتر برای بازار طلا فروشان نیز رخ داد.
پرداخت مالیات یکی از زمینه‌های شکل گیری اقتصاد سالم و شفاف است در عین حال بازاریان و تاجران استدلال می‌کنند در شرایط وخیم اقتصادی اخیر که ناشی از عملکرد دولت است چگونه باید این بار اضافی را تحمل کرد. امری که با همدلی و همراهی برخی جریانات سیاسی مخالف و منتقد حکومت نیز همراه است.

اما واقعیت آنست که بخشی از این واکنش بازاریان اگر نه از روی فرصت طلبی که به واسطه‌ی عافیت‌طلبی است. تغییر میدان و موضوع اعتراض از نا کارآمدی دولت به عدم پرداخت مالیات جز تداوم سنتٍ مالیات گریزی اثر دیگری ندارد.
اما به هر حال این واقعیت استوار است که عدم اعتماد به حکومت، فساد مالی و شفاف نبودن محل هزینه‌ی درآمدهای عمومی بر بی میلی تجار و بازاران به طور خاص و عموم جامعه در ابعاد بزرگتر در عدم پرداخت به تعهدات مالی خود به حکومت می‌افزاید.

این در حالی است که در کشورهای توسعه یافته پرداخت مالیات با بهبود کیفیت زندگی و تامین اجتماعی رابطه‌ی ملموس و مستقیمی دارد.
گرچه باید اعتراف کرد که اصلاح فرهنگ پرداخت مالیات و سالم سازی نظام اقتصادی کشور باید همزمان و متوازن صورت پذیرد اما نباید برای استفاده کوتاه مدت از این اعتراضات اصل موضوع را دچار تردید کرد. امری که می‌تواند تلاش برای بهبود نظام مالیاتی کشور را با مشکل روبرو کند.

بی‌بی‌سی فارسی و آیت الله

یک نظر | سیاست
بررسی نقش و جایگاه آیت الله خامنه‌ای در تاریخ معاصر ایران توسط بی بی سی فارسی بسیار جالب توجه است. گرچه نوعی شتاب زدگی در بیان و ارائه ی مطالب دیده می شود.
در همین حال سعی شده است خطوط قرمزی تعریف و از این خطوط عبور نشود. به همین دلیل در برخی مواقع می توان احساس کرد به قدر کفایت به یک موضوع و حتی یک جنبه شخصیتی رهبر جمهوری اسلامی پرداخته نشده است.

به عنوان مثال در مورد کیفیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی وی و نزدیکان آیت الله خامنه‌ای مطلبی نمی توان یافت. یا در مورد زندگی خانوادگی وی مطالب به شکل جامع ارائه نشده و به نقش خانواده وی خصوصن برادران و خواهرش (زن شیخ علی تهرانی) توجه نشده است.
اما به هر حال شروع خوبی است برای بررسی بیشتر جنبه های مختلف زندگی شخصیت های پرنفوذ در تاریخ معاصر ایران که از دید عموم دور مانده است.

آیت‌الله خامنه‌ای و نسخه‌های درمان‌گر

| سیاست
رهبر جمهوری اسلامی ایران که بیش از دو دهه است بر نظام و کشور ایران تسلط تام و تمام دارد، توصیه‌هایی را به فعالان سیاسی کشورهای عربی که در راه تغییر نظام سیاسی‌شان گام بر می‌دارند، گوش‌زد کرده است.
سخنانی که سرشار از تناقض، وارونه نشان دادن واقعیت‌ها و آغشته به خودپسندی و تکبر است. رهبری که هشت سال نیز زمام دولت را در نظام جمهوری اسلامی ایران بر عهده داشته از این نظام به عنوان الگو برای کشورهای تازه رهیده از استبداد نام می برد.
در حالی که نمی‌گوید الگوی نظام اسلامی چه نتایجی را برای ایران و شهروندانش به همراه داشته است. توسعه اقتصادی، آزادی‌های مدنی و ثبات و امنیت در این سال‌ها کالایی کمیاب است.

Ali-Khamenie.jpg

فساد گسترده اقتصادی، رانت خواری، نا امنی، فرو ریختن بنیان‌های اخلاقی جامعه، فرار نخبگان از کشور تنها بخش کوچکی از نتایج حکومت اسلامی است.
آنچه که از پیشرفت و تحولات نیز گفته می‌شود بیش از آنکه نشان و محصول مدیریت نظام باشد، نتیجه تغییرات منتج از گذر زمان است. در مقایسه شرایط سه دهه‌ی گذشته کشورهای هم سطح ایران و شرایط حاضر این کشورها می‌توان به عقب‌ماندگی‌ها پی برد.
خسارت‌هایی که بخش عمده مسوولیت ان متوجه رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران است. رهبری که بر همه‌ی ارکان نظام نفوذ دارد و اعمال نظر و قدرت می‌کند.

در میان همه تناقض‌ها این بخش سخنان رهبر ایران جلب نظر کرد: «توصیه‌ی مهم پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله‌ئی و مرزی است. تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آن‌ها که آتش تفرقه‌ مذهبی را با تکفیر این و آن دامن می‌زنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عمله‌ی شیطانند.»
در این شرایط میتوان به رهبر ایران گفت: تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی. در جایی که قومیت‌های ایرانی سرکوب می‌شوند، نه تنها دیگر ادیان و عقاید که اهل سنت که اکثریت جهان اسلام را تشکیل می‌دهند، سرکوب و تحقیر می‌گردند، چگونه می‌توان سخن از «مدیریت اختلافات» آن گفت.
با این توصیفات رهبری، «مزدوران و عمله‌های شیطان» بیشترین نزدیکی و قرابت را با ایشان دارند و اتفاقن مورد حمایت همه جانبه‌ نیز هستند. نسخه‌های درمانگر آقای خامنه‌ای اما انگار تنها به کار مردم لیبی و مصر و بحرین می‌آید و مردم سوریه و ایران را از آن بهره‌ای نیست. گرچه به هر حال در به روی این پاشنه نخواهد چرخید و باد این حکومت را خواهد برد.

باد این حکومت را خواهد برد

یک نظر | سیاست
ماجرای اختلاس سه میلیارد دلاری بهانه‌ای شده است برای دور جدیدی از حمله به نزدیکان محمود احمدی‌نژاد و خصوصن اسفندیار رحیم مشایی. 
مشخص است بیش از آنکه قصد مبارزه با فساد مطرح باشد مساله‌ی انتخابات در میان است و این موضوع بهانه‌ی خوبی است برای تصفیه حساب با احمدی‌نژاد اطرافیانش که گرچه با رانت شورای نگهبان، ابزارهای سرکوب سپاه و رضایت رهبری بار دیگر سکاندار دولت شد اما ساز استقلال کوک کرد و برنامه‌های بلند پروازانه در سر داشت. 
حالا خبرگزاری فارس نامه رحیم مشایی را منتشر می‌کند که به وزرای اقتصاد و راه نوشته است و درخواست کرده که سهام کارخانه فولاد به گروه آقای «آ» فروخته شود.

green wave.png

«آ»همان کسی است که با زد و بند ومساعدت مسوولان بانک‌ها توانسته سه میلیارد دلار تسهیلات دریافت یا به قولی اختلاس کند. اما خنده دار است که فارس از یاد نمی‌برد که به نحوی پای هاشمی رفسنجانی را نیز به میان بکشد تا کمی تعادل حفظ شود. در گزارشی دیگر می‌نویسد که استاندار دولت هاشمی در ارتباط با این مساله بازداشت شده است. 
به این صورت است که مشخص می‌شود ریشه‌ی این فساد‌ها همچنان کجاست. اما آدم به یاد می‌آورد که راستی محمود احمدی‌نژاد هم استاندار دولت هاشمی بوده است!
دولتی که قرار بود ریشه کن فقر فساد باشد عامل آن شده است. شرایط اقتصادی و سیاسی کشور نیز بیش از پیش با بحران همراه است. شعارهای احمدی‌نژاد رنگ باخته و جایگاه رهبر نیز متزلزل شده است. 

می‌توان گفت جنگ قدرتی که در درون حاکمیت ایران در جریان است در دو دهه‌ی اخیر بی‌سابقه است. به نحوی که کنترل امور دیگر در دستان رهبر ایران نیست. در همین حال معترضان به نتیجه انتخابات نیز به عنوان خطری بالقوه ارزیابی می‌شوند. 
دورنمایی نیز برای آشتی و مصالحه میان جریان‌های درگیر نمی‌توان یافت، وقتی که هرگونه مصالحه و عقب نشینی، به حذف یک طرف درگیر منجر می‌شود و یا چنین برداشتی وجود دارد. 
رهبری، انتخابات مجلس و پس از آن ریاست جمهوری یازدهم شاید راه حلی برای برون رفت از بحران موجود می‌داند اما واقعیت آنست که تا نقض اصول بازی سیاسی از سوی آیت الله خامنه‌ای ادامه دارد، امکان بهبود شرایط نیست.
 
ادامه شیوه‌ی موجود در کشورداری و برخورد سرکوب گرانه با مخالفان و کشمکش‌های داخلی جریانهایی که همگی مبنای کسب قدرت خود را رضایت و همراهی رهبری می‌دانند، امکان تغییرات مسالمت آمیز و کم هزینه برای همگان را کاهش می‌دهد. 
به نظر می‌رسد تنها باید منتظر بود که چه زمانی مخالفان و منتقدان حکومت ایران توان کافی و برنامه عملی برای اعمال تغییرات خواهند داشت، تغییراتی که اینبار منوط به رضایت و همراهی عناصر کلیدی در حکومت نیست.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram