رهبر جمهوری اسلامی ایران که بیش از دو دهه است بر نظام و کشور ایران تسلط تام و تمام دارد، توصیههایی را به فعالان سیاسی کشورهای عربی که در راه تغییر نظام سیاسیشان گام بر میدارند، گوشزد کرده است.
سخنانی که سرشار از تناقض، وارونه نشان دادن واقعیتها و آغشته به خودپسندی و تکبر است. رهبری که هشت سال نیز زمام دولت را در نظام جمهوری اسلامی ایران بر عهده داشته از این نظام به عنوان الگو برای کشورهای تازه رهیده از استبداد نام می برد.
در حالی که نمیگوید الگوی نظام اسلامی چه نتایجی را برای ایران و شهروندانش به همراه داشته است. توسعه اقتصادی، آزادیهای مدنی و ثبات و امنیت در این سالها کالایی کمیاب است.

فساد گسترده اقتصادی، رانت خواری، نا امنی، فرو ریختن بنیانهای اخلاقی جامعه، فرار نخبگان از کشور تنها بخش کوچکی از نتایج حکومت اسلامی است.
آنچه که از پیشرفت و تحولات نیز گفته میشود بیش از آنکه نشان و محصول مدیریت نظام باشد، نتیجه تغییرات منتج از گذر زمان است. در مقایسه شرایط سه دههی گذشته کشورهای هم سطح ایران و شرایط حاضر این کشورها میتوان به عقبماندگیها پی برد.
خسارتهایی که بخش عمده مسوولیت ان متوجه رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران است. رهبری که بر همهی ارکان نظام نفوذ دارد و اعمال نظر و قدرت میکند.
در میان همه تناقضها این بخش سخنان رهبر ایران جلب نظر کرد: «توصیهی مهم پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیلهئی و مرزی است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه مذهبی را با تکفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عملهی شیطانند.»
در این شرایط میتوان به رهبر ایران گفت: تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی. در جایی که قومیتهای ایرانی سرکوب میشوند، نه تنها دیگر ادیان و عقاید که اهل سنت که اکثریت جهان اسلام را تشکیل میدهند، سرکوب و تحقیر میگردند، چگونه میتوان سخن از «مدیریت اختلافات» آن گفت.
با این توصیفات رهبری، «مزدوران و عملههای شیطان» بیشترین نزدیکی و قرابت را با ایشان دارند و اتفاقن مورد حمایت همه جانبه نیز هستند. نسخههای درمانگر آقای خامنهای اما انگار تنها به کار مردم لیبی و مصر و بحرین میآید و مردم سوریه و ایران را از آن بهرهای نیست. گرچه به هر حال در به روی این پاشنه نخواهد چرخید و باد این حکومت را خواهد برد.


نظر بدهید