January 2012 Archives

رسانه‌های حامی جریانات تندرو و نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی در ایران هر روز ده‌ها خبر و تحلیل نادرست و بعضا دروغ منتشر می‌کنند که بی‌اثری عدم مشارکت اصلاح‌طلبان را در انتخابات ثابت کنند.
در همین حال سناریوی دیگری نیز دنبال می‌شود و آن اثبات این مدعی است که اصلاح‌طلبان با چراغ خاموش در انتخابات شرکت کرده‌اند و این انتخابات رقابتی و آزاد است.
اگر به واقع چنینی بود این همه حرف و سخن برای اثبات این مدعی به چه دلیل باید اقامه می شد. آن هم سخنانی که مبنای آن بر دروغ و تحریف حقایق استوار است.

اما این «دست و پا زدن‌های رسانه‌های اقتدارگرا» از حادثه‌ای خبر می‌دهد که اگر مغتنم شمرده شود می‌تواند در تغییر شرایط ایران در میان‌مدت موثر باشد: «نمایش افول مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی تحت رهبری آیت‌الله خامنه‌ای.»
این استدلال که به هر حال حکومت میزان مشارکت را بیش از عدد واقعی اعلام می‌کند، برخی را به این باور رسانده که تلاش برای دعوت شهروندان به عدم مشارکت فعال مفید و موثر نیست.
اما واقعیت آنست که وجدان عمومی نسبت به دغل‌کاری‌های حکومت‌ها حساس است و واکنش نشان می‌دهد. اتفاقی که در روزهای پس از ۲۳ خرداد رخ داد و نمایش نارضایتی برخواسته از وجدان عمومی بود.
نه کودتای مخملی بیگانگان و نه برنامه‌ریزی‌های اصلا‌ح‌طلبان در حضور خیل عظیمی از مردم موثر نبود. اصرار حکومت به علل خارجی برای القای این باور نادرست است که تک تک شهروندان در این نمایش عظیم قدرت توده‌ها بی‌تاثیر بودند.

باید این روزها را غنیمت شمرد و هر گروه و جریان سیاسی مقبول و مشروعی که در روش و منش حداقل‌های دموکراتیک را پیاده می‌کند و به حق حضور همه عقاید احترام می‌گذارد، برای ایجاد حس همبستگی و نمایش نارضایتی عمومی تلاش کند.
در این میان نکته قابل توجه واقع‌نگری و هدف‌گذاری واقعی است. با توجه به میزان مشارکت در آخرین انتخابات و شرایط ویژه‌ی انتخابات مجلس که متاثر از شرایط محلی و قومی نیز هست، تلاش برای جذب ۴ تا ۶ میلیون شرکت کننده و ترغیب انان به عدم مشارکت می‌تواند هدفی تقریبن واقعی باشد.
این تعداد شرکت کننده در کنار کسانی که اصولن در هیچ انتخاباتی مشارکت ندارد به علاوه حامیان فعال جنبش اصلا‌حات و همچنین اپوزیسیونی که یک در میان در انتخابات‌ها شرکت می‌کنند، می‌تواند مشارکت را به زیر ۵۰ درصد کاهش دهد.

توجه به شهروندان بی‌تفاوت اما وابسته به طبقه‌ی متوسط اهمیت دو چندان دارد. کسانی که حتی در جنبش سبز فعال بوده‌اند اما شاید در شرایط فعلی به علت عدم پیگیری و قطع رابطه با شرایط آن روزها برای شرکت و یا عدم شرکت مردد هستند.
گروه دوم که باید به عنوان جامعه هدف مد نظر باشند، جریان‌ها و گروه‌های قومی هستند که باید قانع شوند منافع آنها در عدم مشارکت فعال، در میان مدت محقق خواهد شد و در شرایط فعلی فرستادن نماینده به مجلس فاقد تاثیر مشخص است.
رسانه‌های حکومت ایران سخت در تلاش‌اند که انتخابات آینده مجلس را رقابتی و با حضور جریان‌های مختلف سیاسی نشان دهند. در این میان برای حکومت، موضوع «مشارکت صوری» اصلاح طلبان و یا حداقل سکوت آن‌ها در برابر انتخابات اهمیت زیادی دارد.
شاید به همین دلیل در برابر اعلام خبر عدم شرکت در انتخابات توسط چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان، واکنش تندی را نشان داد تا به باور خود هزینه‌ی اینگونه موضع‌گیری‌ها را افزایش دهند.

در همین حال برخی گروه‌های اپوزیسیون نیز از اصلاح طلبان انتقاد می‌کنند که چرا صراحتن از تحریم سخن نمی‌گویند. به نظر می‌رسد در اتخاذ این سیاست از سوی رفرم‌خواهان دلایل مختلفی وجود دارد.
شاید یکی از مهم‌ترین دلایل جلب همراهی حداکثری در جبهه منتقدان نظام سیاسی حاکم باشد. جبهه‌ای که  متشکل از نیروهای فعال در جنبش سبز، جریانات سیاسی نزدیک به هاشمی و حتی روحانیون منتقد عملکرد آیت‌الله خامنه‌ای است.
کم هزینه‌تر بودن این عمل سیاسی در مقایسه با اعلام تحریم که در این سی و چند سال به عنوان اصلی‌ترین سلاح گروه‌های سرنگون‌طلب (مجاهدین خلق، سلطنت طلب‌ها، گروه‌های چپ افراطی و ...) مورد استفاده قرار گرفته از دیگر دلایل این تصمیم است.

اما سوال اینجاست که در مقابل تبلیغات حکومت و برای موثر شدن استراتژی عدم مشارکت چه باید کرد؟ شاید در شرایط حاضر پاسخ به این سوال چندان آسان نیست و ابزارهای زیادی نیز در اختیار مخالفان نباشد.
اما شاید آسان‌تر از چه نباید کردها سخن گفت. با اعلام موضع اصلاح‌طلبان در مورد «عدم مشارکت در انتخابات» مخالفان، رقبا و منتقدان این جریان، حملات و انتقادان خود را شدت بخشیدند.
مواضع برخی گروه‌های سیاسی در این بین قابل پیش‌بینی و درک است. انها برای بیرون کردن رقیب از صحنه و معرفی خود به عنوان یگانه آلترناتیو موجود و حذف همه رقبای دیگر تلاش می‌کنند.

اما بخشی از انتقادات به این استراتژی، به واقع متوجه این سیاست است و هدفی دیگری را دنبال نمی کند. روی سخن بیشتر با این گروه از منتقدان است. در شرایط حاضر باید دیدگاه و نظر اصلاح‌طلبان را به رسمیت شناخت و به این نکته توجه کرد که اگر ما سخن و روش دیگری را دنبال می‌کنیم بدون نفی جریانات دیگر برای روش و منش خود تلاش کنیم.
حمله به اصلاح‌طلبان و خصوصا سید محمد خاتمی در این شرایط تنها به سود حکومت ایران است تا انرژی مخالفانش را مصروف حمله و دفاع به محمد خاتمی و سیاست‌های اصلاح‌طلبان کند.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram