July 2012 Archives

تحلیل‌های زیادی در مورد دلایل حضور مجدد محمود احمدی‌نژاد در مجمع تشخیص مصلحت بیان شده است. برخی معتقدند این نزدیکی استراتژیک میان رییس دولت و هاشمی رفسنجانی به علت افزایش فشار اصولگرایان بر دولت است و وی متحدان جدیدی را جستجو می‌کند. 
این تحلیل بیشتر از سوی نزدیکان و هواداران هاشمی رفسنجانی ارائه می‌شود. آن‌ها اضافه می‌کنند که هاشمی به علت آنچه در این سال‌ها از سوی محمود احمدی‌نژاد و یارانش بر او رفته اما تمایلی به پذیرش وی ندارد. 
تحلیلی دیگر مبتنی بر این نکته است که با پایان یافتن دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد وی در پی حضور موثر در عرصه سیاسی ایران است. اگر احمدی‌نژاد نتوند کسی از نزدیکانش را بر مسند ریاست دولت بعدی بنشاند در شرایط دشواری قرار خواهد گرفت.

Hashemi Ahmadinejad
مخالفان سرسخت وی در جبهه اصولگرایان، تیرگی روابط با هاشمی و هوادارانش و اصلاح طلبانی که سهم محمود احمدی‌نژاد در سرکوب خونین هوادارانشان در سال ۱۳۸۸ را بسیار پر رنگ می‌دانند. همه‌ی این‌ها می‌توان احمدی‌نژاد را پس از هشت سال حضور در دولت در تنگنا قرار دهد. 
بر اساس این تحلیل احمدی‌نژاد در پی کاهش سطح تنش با مخالفان خود به خصوص هاشمی رفسنجانی است که می‌تواند بر دیگر منتقدان نیز اثر گذار باشد. بدون آنکه پیوندی استراتژیک در این میان وجود داشته باشد. 

اما به نظر می‌رسد با توجه به نشانه‌های موجود و تداوم هاشمی ستیزی در میان یاران احمدی‌نژاد و ادامه کشمکش وی با اصولگرایان منتقد دولت، حضور در مجمع بیش از انکه ناشی از استراتژی مسالمت جویانه باشد به دلیل شرایط زمانی است. 
به این مفهوم که به همن دلایلی که رییس دولت سال آخر پایانی دولت خود را برای تبدیل خانه مسکونی قدیمی خود رد نارمک به آپارتمانی نو و ایمن انتخاب کرده، حاضر به شرکت در جلسات مجمع در آخرین سال ریاست جمهوری‌اش شده است.

سایت بازتاب در مورد آپارتمان سازی احمدی‌نژاد معتقد است که عدم انجام این کار در سال‌های گذشته برای جلوگیری از مورد اتهام واقع شدن به سو استفاده از منابع دولتی است. اتهامی که در این سال پایانی اهمیت چندانی برای رییس دولت ندارد. 
از سوی دیگر هم می‌توان مدعی شد که اتهام نزدیکی با هاشمی در سال پایانی دولت برای احمدی‌نژاد چندان مهم نیست. آن هم در شرایطی که پس از ریاست جمهوری این احتمال وجود دارد که به عنوان عضو اصلی مجمع انتخاب شود و حضورش در آن زمان می‌توانست تبعات سیاسی و روانی بیشتری برایش داشته باشد و از سوی هوادارانش به عدول از اصول برای ماندن در قدرت تعبیر شود.
همانگونه که بازتاب در توصیف  مجموعه آپارتمانی جدید احمدی نژاد می‌نویسد در برابر زلزله‌ی ۱۰ ریشتری هم مقاوم است، وی در پی مقاوم سازی جایگاه سیاسی خود در میان مخالفان و دشمنانی است که دلی چرکین در سال‌ها از وی دارند و اگر حمایت‌های بی دریغ رهبر جمهوری اسلامی نبود، حضورش در عرصه سیاسی ایران را تا این زمان تحمل نمی‌کردند
محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی‌نژاد متهم به فساد مالی است. تاکنون چندین نماینده اصولگرای مجلس در این باره صحبت کرده‌اند. در دادگاه پرونده اختلاس در بیمه نیز چندین بار نام رحیمی به میان آمده است.
در این شرایط به نظر می‌رسد که معاون اول رییس دولت بر اساس یک الگوی قدیمی در جمهوری اسلامی به دنبال یافتن راه فراری از فشارهایی است که برای محاکمه وی دولت را به دردسر انداخته است.

خبرگزاری ایسنا سه شنبه ششم تیرماه گزارش داد که این عضو کابینه در سخنانی مدعی شد: توسعه مواد مخدر و گسترش آن در سطح جهان ریشه در آموزه‌های نادرست کتاب تلمود دارد که مربوط به صهیونیست‌ها می‌باشد. 
وی در بخش دیگری از سخنانش می افزاید: در مناطق گوناگون جهان هر جا خونی ریخته می‌شود، مسلمانان در میان کشته شدگان به چشم می‌خورند که از آن جمله می‌توان به جنگ بوسنی و هرزگووین در قلب اروپا، کشمیر، افغانستان، پاکستان، عراق و یمن اشاره کرد که پشت صحنه همه این جنگ‌ها صهیونیست‌ها بودند.
نتیجه این سخنان از پیش مشخص است. اسرائیل و در پی ان دیگر کشورهای غربی به این سخنان اعتراض می‌کنند. سخنانی که نژاد پرستانه و ضد یهود تعبیر می‌شود.
مسوولان جمهوری اسلامی نیز طبق روال معمول حاضر نیستند به نادرستی این اظهارات صحه بگذراند و بر این اشتباه تاکید می کنند. محمدرضا رحیمی نیز که حالا در مرکز انتقادهای غربی‌ها قرار گرفته، موقعیت خود را در برابر منتقدان داخلی تثبیت می‌کند.

هیچ عقل سلیم و قضاوت منصفانه‌ای اظهارات به واقع "نفرت برانگیز" رحیمی را تایید نمی‌کند. اما بر اساس اصل دشمنی با اسرائیل هرآنچه که علیه صهیونیست‌ها گفته شود مفقبول حکومت ایران است. حتی اگر گوینده این نظرات هدفی دیگر را در سر داشته باشد.
برخورد با رحیمی برای نظام ایران بسیار هزینه بر است. هرگونه اشاره به مفاسد مالی معاون اول رئیس دولت، تبعات تبلیغاتی زیادی برای جمهوری اسلامی خواهد داشت. رحیمی با هزینه کردن از نظام سیاسی ایران و منافع و اعتبار ایرانیان جایگاه خود را مستحم کرده است.

نمونه‌ی دیگر این  رفتار را می‌توان در اقدامات علاالدین بروجردی یافت. رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که متهم به فساد و مشارکت در پرونده معروف به اختلاس سه هزار میلیارد دلاری است. سفیر بریتانیا در تهران وی را متهم کرده بود که به علت فرار از تبعات این پرونده طرح کاهش روابط با بریتانیا را در مجلس طرح کرد و پی امد ان نیز بحران در روابط ایران و کشورهای اروپایی بود.
به تبع تصویب آن طرح حمله نیروهای شبه نظامی بسیج به سفارت بریتانیا صورت گرفت که واکنش اکثریت به اتفاق  کشورهای جهان را به همراه داشت. شورای امنیت سازمان ملل با اکثریت قاطع آن حمله را محکوم کرد و بریتانیا نیز همه دیپلمات‌های ایران را اخراج کرد.
این روزها نیز خبر می‌رسید وزیرخارجه ایران برای بهبود روابط در تلاش و تکاپو است تا هزینه اقدامات نابخردانه‌ی برخی را با نمایش تحقیر دستگاه دیپلماسی پرداخت کند.

مشخص نیست تا چه زمانی منافع ملی و اعتبار ایرانیان باید صرف اهداف اشخاصی شود که در پشت ژست‌های سوپر انقلابی خود تنها در پی کسب قدرت بیشتر و کسب مصونیت هستند.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram