March 2013 Archives

آیا باید در انتخابات ریاست جمهوری آینده شرکت کرد؟ این سوال مبنای بحث‌های بسیاری در میان فعالان سیاسی منتقد و مخالف حکومت ایران و همچنین کاربران فضای مجازی شده است.
برای پاسخ به این سوال باید ابتدا به یک سوال اساسی‌تر پاسخ گفت؛ از کدام خواستگاه سیاسی به تحولات ایران می نگریم؟ اگر به این موضوع در مباحث انتخاباتی توجه شود شاید بسیاری از مجادلات غیر ضروری و بی‌معنا به نظر برسد.

براندازان و انتخابات
جریان‌های سیاسی خواهان براندازی نظام سیاسی موجود در همه استراتژی‌های سیاسی خود یک هدف را دنبال می‌کنند؛ تغییر رژیم. این جریان‌ها به انتخابات نیز از این منظر نگاه می‌کنند. انتخاباتی که منجر به تقویت رژیم شود علیه این هدف اصلی کار می‌کند.
گرچه ممکن است در روز پس از واقعه همچون سوم خرداد ۱۳۷۶ و یا ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ این جریانات تلاش کنند از نتیجه انتخابات به سود اهداف خود بهره ببرند اما این بهره‌برداری، عمومن علیه خواسته‌هایی که رفرم‌خواهان با شرکت در انتخابات در پی آن بودند.

اصلاح‌طلبان و انتخابات
جریان‌های رفرم‌خواه خواهان بهبود شرایط با حفظ چهارچوب‌های رژیم فعلی هستند. به باور این گروه‌ها هر عملی که شرایط موجود را بهتر کند باید در دستور کار سیاسی قرار گیرد.
انتخابات یکی از روش‌ها و راه‌های تاثیرگذاری بر شرایط موجود و خلق فرصت برای بهبود اوضاع سیاسی است. گرچه ای نکته را هم در نظر دارند که شرکت در هر انتخاباتی لزوما منجر به بهبود اوضاع نمی‌شود.

مثال روشن ان انتخابات مجلس خبرگان رهبری است که به علت نظارت استصوابی و کنترل همه جانبه رهبر بر آن، چینش نمایندگان این مجلس پیش از انتخابات صورت گرفته است و میزان مشارکت هیچ تاثیری بر جهت‌گیری این مجلس ندارد.

مجادلات بی‌پایان
با این توصیف‌ها بحث بر سر شرکت و یا عدم شرکت در انتخابات میان اصلاح‌طلبان و براندازان فاقد معنا است. تا زمانی که این دو جریان اختلاف اصلی‌تر را مورد بحث قرار نداده باشند.
چگونه ممکن است که دو جریان سیاسی با دو هدف کاملا مختلف بر سر روش و استراتژی پیروزی -یکی اصلاح و دیگری سرنگونی- بحث نتیجه بخشی داشته باشند؟
بر این اساس می‌توان دیدگاه برخی فعالان سیاسی و صاحب‌نظران اصلاح‌طلب را درک کرد که اصرار دارند گروه‌های رفرم‌خواه باید مرزبندی روشنی با جریان‌ها برانداز داشته باشند. این مرزبندی به تصمیم‌گیری این گروه‌ها برای اتخاذ استراتژی روشن در قبال انتخابات کمک خواهد کرد.

سرگردان در میدان سیاست
این دو گروه تنها نیروهیا حاضر در جناح منتقد و مخالف نظام موجود سیاسی در ایران نیستند. بخش قابل توجهی از فعالان سیاسی و یا شهروندانی که بدون وابستگی مشخص خواهان تغییر شرایط هستند، در میان این دو نظر سرگردانند.
در برخی شرایط ممکن است به جریان رفرم‌خواه بپیوندند و شرایطی دیگر راه و روش براندازانه را در پیش بگیرند.به همین دلیل شاید وظیفه اصلی جریانات رفرم‌خواه و برانداز جذب تعداد بیشتری از این نیروها است.
این روزها در فضای مجازی و رسانه‌ها بحث‌های بسیاری در مورد انتخابات ریاست جمهوری آینده مطرح است. گرچه زمان بسیار اندکی مانده و هنوز موضع بخش قابل توجهی از اصلاح‌طلبان در این باره مشخص نیست.
در این نوشته و در چند مطلبی که در نظر دارم در هفته‌های آتی در مورد انتخابات بنویسم به هیچ عنوان قرار نیست یک راه حل مشخص و نظر معین در مورد مشارکت در انتخابات را مطرح کنم.

در این مطالب تنها به بررسی شرایط از دیدگاه خودم می‌پردازم، شرایطی که روز به روز متغییر است و می‌تواند بر دیدگاه من نیز تاثیر بگذارد. اگر مطلبی در این‌باره دارید خود مطلب و یا لینک آن را برای من بفرستیم تا به اشتراک بگذارم.

همه آنها که اصلاح‌طلبان‌اند

چند ماه پیش بود جبهه مشارکت در مورد انتخابات بیانیه‌ای داد که بخشی از آن که اشاره به کسانی کرده بود که قرار است با پرچم اصلاحات در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند عنوان «اصلاح‌طلبان بدلی» داده بود.

به باور من در معنای عام اصلاح‌طلبان را طیف گسترده‌ای از جریانات و شخصیت‌های سیاسی تشکیل می‌دهند. هر کسی که در پی تغییر شرایط فعلی ایران به سمت بهبود اوضاع است و مشی مسالمت‌جویانه را دنبال می‌کند و در عین حال بر حفظ شاکله اصلی سیستم موجود تاکید دارد را می‌توان اصلاح‌طلب دانست.

اصلاحات نیز از دیدگاه نظری تغییرات مداوم سیستم موجود سیاسی است که البته هیچ حد و مرزی نیز ندارد و تقریبا همیشه باید در جریان باشد. زیرا تجربه‌ی بشری روز به روز در حال تکامل است و تجربه‌های نو، شرایط تازه را رقم می‌زند. این تغییر شرایط اگر رو به بهبود اوضاع عمومی کشور و شهروندان باشد اصلاحات نام می‌گیرد.

اما در عرصه عمل با روش‌های مختلف اصلاح‌طلبی روبرو هستیم. روش‌هایی که گاه کاملا در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند. اما آن روشی موفق‌تر است که بر مبنای شناخت درست ‍شرایط موجود، درک صحیح از توان نیروهای اجتماعی حامی و بهبود نسبی شرایط موجود باشد.

در این حالت پسوندهایی همچون اصلاح‌طلبان حکومتی، اصلاح‌طلبان بدلی و یا اصلاح‌طلبان تندرو بیشتر برخواسته از رقابت‌های سیاسی است تا یک واقعیت عینی و ملموس.
بر این اساس باور دارم که دایره اصلاح‌طلبی را نباید و نمی‌توان محدود کرد. بلکه باید در پی ارائه ادله‌های استوار و روش‌های قابل اجرایی بود که بتوانند بیشترین عقبه‌ی اجتماعی را با خود همراه کنند.

به همین دلیل حضور عارف، کواکبیان و افرادی از این دست با پرچم اصلاح‌طلبی به همان اصالت دارد که تبلیغ عدم مشارکت توسط گروه‌های عمده سیاسی وابسته به جریان اصلاحات. در این میان باید مراقب بود مرزبندی‌ها و برچسب زدن‌های بی دلیل از هر سو، معتقدان به تغییر شرایط را به بیراهه نکشاند.

اما اصلاح‌طلبان تنها نیروهای فعال در عرصه امروز سیاسی ایران نیستند. طیف گسترده‌ای از گروه‌ها و جریانات خواهان سرنگونی نظام فعلی و همچنین جریانات مختلف هوادار حفظ وضع موجود نیز بخش غیر قابل انکاری از جامعه را نمایندگی می‌کنند. باید با به رسمیت شناخت این گروه‌ها و جریانات گسترده کوچک و بزرگ حرف آنان را شنید برای انتقادهای‌شان پاسخ‌های منطقی یافت.

در یادداشت بعدی سعی می‌کنم به دیدگاه‌های جریانات مختلف درباره انتخابات بپردازم و نقاط ضعف و قوت نظرات گروه‌های مختلف را بررسی کنم.

بیشتر بخوانید:

» چهل دليل در ضرورت نامزدی خاتمی - محمدرضا جلایی‌پور
» نقدی بر «چهل دلیل در ضرورت نامزدی خاتمی» - مجتبی سمیعی‌نژاد

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram