September 2013 Archives

سخنان آیت‌الله علی خامنه‌ای مبنایی شد تا عبارت «نرمش قهرمانانه» در ادبیات سیاسی این روزهای ایران جایگاه ویژه‌ای بیابد و هر کس از منظری به بررسی و تحلیل آن بپردازد. رخدادهایی که پس از این اظهارات اتفاق افتاد نیز اهمیت سیاست جدید رهبری را نشان داد.

اما در میان تفسیرها و تعبیرهای مختلف از نرمش قهرمانانه رهبری جمهوری اسلامی کدام یک دقیق‌تر و به واقعیت نزدیک‌تر است؛ آنچه برخی مخالفان  از ان به عنوان راهی برای سازش با غرب و تعامل با نیروهای داخلی می‌خوانند و یا آنگونه که برخی دیگر از مخالفان و البته مدافعان تندرو رهبری می‌گویند این سیاست به ظاهر جدید، ادامه روند و رویه گذشته است.

شاید هیچکس به دقت شخص آیت‌الله‌خامنه‌ای این عبارت را توضیح نداده است. وی از مثال کشتی‌گیری استفاده کرد که برای پیروزی و رسیدن به قهرمانی در مبارزه از خود نرمش نشان می‌دهد.

کشتی‌گیری را فرض کنید که در شرایط ضربه فنی قرار گرفته و یا ممکن است در حالتی نامتعادل فنی با امتیاز بالا بخورد و کل مسابقه را ببازد. بهترین روش در این حال خاک شدن است و امتیاز حداقل دادن (البته تا قبل از اینکه قوانین تغییر کند و امتیاز خاک از یک به دو افزایش یابد).

سخنان رهبری ناظر بر دو موضوع است: اول اذهان به شرایطی که ممکن است راه رسیدن به اهداف کاملن سد شود. دوم اینکه این تغییرات تاکتیکی است و مبنا همچنان همان چیزی است که بود.

این تفسیر باطل کننده دو نگاه به مفهوم نرمش قهرمانانه است. اول نگاهی که می‌پندارد رویکرد و رویه رهبری نسبت به غرب و همچنین مخالفان داخلی تغییر مبنایی کرده است. دوم تندروهای هوادار رهبر که اصرار دارند آیت‌الله خامنه‌ای را یک انقلابی عاشورایی معرفی کنند و نه دیپلماتی که به وقت نیاز به صلح حسنی هم تن می‌دهد.

اما آیا نمی‌توان به این سیاست خوشبین بود؟ به باور من باید از سیاست تازه رهبری استقبال کرد و روشی را در پیش گرفت که این رویکرد تازه بیشتری منافع را برای کشور و حکومت داشته باشد. نتایجی که شاید بتواند رویه‌های سابق را اصلاح کند و راهی تازه پیش پای استراتژی کلان آیت‌الله خامنه‌ای بگذارد. 

در این میان البته تندروهای حامی رهبری و همچنین مدافعان براندازی نظام جمهوری اسلامی ناراضیان اصلی آرایش جدید میدان سیاست ایران خواهند بود. کسانی که بهبود شرایط و موفقیت اعتدال بر پایه‌ی اصلاحات، منافع سیاسی‌ و البته اقتصادی‌شان را به شدت تهدید خواهد کرد.

فرصتی دیگر پیش روی جنبش دانشجویی

| سیاست
دولت هشت ساله‌ی محمود احمدی‌نژاد خسارات بسیاری را به کشور وارد کرد. اما شاید بتوان گفت خسارتی که به سیستم آموزش عالی و فضای دانشگاه‌ها وارد شد، دستکمی از خسارت‌های اقتصادی این دولت نداشت. خالی شدن دانشگاه‌ها از اساتید نخبه، سرکوب جنبش دانشجویی و خروج تعداد بیشتری از دانشجویان زبده از کشور تنها بخشی از مشکلاتی است که دولت روحانی باید برای آن‌ها راه حلی بیابد.

اما واقعیت آن است که اصولگرایانی که هشت سال از رویکرد دولت احمدی‌نژاد در قبال دانشگاه‌ها حمایت کردند حالا نگرا‌نند تغییر فضای دانشگاه‌ها، منافع سیاسی‌شان را با خطر روبرو کند.
به یاد دارم که در سال‌های اولیه دولت محمد خاتمی چگونه تغییر فضای دانشگاه، فضای سیاسی کشور را نیز متاثر کرد. جنبش دانشجویی به عنوان عنصری اثر گذار و تعیین کننده در انتخابات مجلس ششم حضور داشت و دانشگاه به عنوان یکی از ارکان توسعه سیاسی نقش قابل توجهی را بازی کرد.

در این شرایط نباید چندان متعجب شد اگر اصولگرایان تندرو و رسانه‌های وابسته به این جریان از تغییر مدیران دانشگاها ابراز نگرانی می‌کنند. تغییر نگاه مدیران دانشگاهی همراه با رویکرد تازه نهادهای امنیتی و خصوصا وزارت اطلاعات می‌تواند نشاط سال‌های پایانی دهه هفتاد را به دانشگاه‌ها باز گرداند.
شاید عدم رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی برای وزارت علوم یک فرصت استثنایی را به دولت حسن روحانی داد تا با پرداخت هزینه‌ای اندک، تحولات مدیریتی در این وزارتخانه را دنبال کند.

اما باید متوجه بود که تغییر فضای دانشگاه‌ها بدون حضور و فعالیت مجدد خود دانشجویان ممکن نیست. تشکل سازی و سازماندهی نیاز امروز گروه‌های دانشجویی است که می‌خواهند بر تحولات ایران تاثیر بگذارند.
جنبش دانشجویی یک بار دیگر می‌تواند در عرصه‌ی عمومی ظاهر شود. در این ظهور مجدد باید تجربه‌ی ۱۶ سال گذشته مورد توجه و نقد قرار گیرد تا اشتباهات پیشین تکرار نشود.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram