مطلب قبلی را که نوشتم، ساعتی نگذشت که پشیمان شدم. پشیمان از اینکه چرا اینقدر زود رنج شده ام و تحمل چهار فحش وبلاگی را هم ندارد. کم نیستند دوستانی که به این دردسرها گرفتارند.
پیش از نوشتن آن مطلب دلم می خواست شعری از دوست نازنینم، مونا زنده دل بنویسم. شاعری که در سرودن غزل های پست مدرن استعداد قابل تحسینی دارد.سال گذشته در
جمهور پیشین در مورد کتاب شعر مشترکش با هدی قریشی مطلب کوتاهی نوشته بودم.
کتابی با عنوان "صدای موجی زن" که چاپ اول آن سال 1384 توسط انتشارات سخن گستر صورت گرفته است. عنوان کتاب برگرفته از شعر "باران، صدای موجی زن، پیچ رادیو"ی مونای عزیز است.
مونا زنده دل
وبلاگی هم با عنوان "مثل کسی که کیست" دارد که گاهی شعرهای جدیدش را در آنجا منتشر می کند.در بازی شب یلدای در مورد عنوان کتاب مشترکش با قریشی می نویسد:« یکی از دهها دلیل رها کردن وبلاگ سابقم اسمش بود : صدای موجی زن! این عبارت را در بافت کلی شعرم خیلی دوست دارم اما به تنهایی ازش بیزارم.
وقتی هم قرار شد اسم کتاب این باشد تا مدت ها عصبی بودم و بدون اینکه حتی یک پیشنهاد به جای آن داشته باشم فقط می گفتم من از این اسم بدم میاد!
منتها از آنجا که از قدیم گفته اند عشق بعد از ازدواج به وجود می آید من هم کوتاه آمدم و منتظر ماندم که بعد از چاپ کتاب عاشق اسمش بشوم که تا به حال این اتفاق نیفتاده و الان هم دقیقا احساس مادری را دارم که اسم پدر شوهر مرحومش را گذاشته اند روی تنها بچه اش!»
شعر زیر یکی از آثار کتاب "صدای موجی زن" است:
بهارآمده یک داغ نو به من بدهد
ترا بگیرد و احساس بی... شدن بدهد
صدای درد مرا می شود ببینی یار!
اگر خدا به غزل های من دهن بدهد
خدا خیال ندارد مرا پرنده کند
خدا خیال ندارد ترا به من بدهد
خدا خیال ندارد که باغ سیبش را
به ما زنان غم انگیز بی وطن بدهد
بهشت مال خودش با فرشته های عزیز!
مجال در بغل تو گریستن بدهد
مرا ببخش اگر حالم آنقدر خوش نیست
که شعر خط خطی ام عطر نسترن بدهد...
◘
...پرنده می رود از بس بهار غمگین است
پرنده رفته به پاییز باغ تن بدهد...
پاورقی:
» نقد ، انصاف ، جمهور [
انوش]
» عکس : بوتیک [
نگاتیو]
» شعری تازه ای از مونا در وبلاگ لیلی نیکونظر [
لولیان]
* اصل این شعر از زنده دل به این صورت است:
یک زن که روی نعش دقایق نشسته ام
یک گوشه مثل آیینه دق نشسته ام