مطالب منتشر شده با موضوع نظرسنجی

شرایط نابسامان بازار ارزهای خارجی نمادی از نابسامانی اقتصادی این روزهای ایران است. سخنان اخیر محمود احمدی‌نژاد و علیه مجلس، صدا و سیما و برخی نهادهای امنیتی، تهاجم و انتقاد از دولت را افزایش داده است. 
خواسته و ناخواسته رسانه‌ها نوک پیکان انتقاد را متوجه دولت و سیاست‌های محمود احمدی‌نژاد کرده‌اند. اما به واقع سهم دولت در این نا‌بسامانی‌ها به چه میزان است؟ 
آنچه که امروز از بازار تهران هم گزارش می‌شود و خبرهایی در مورد اعتصاب بازاریان و شعار آنها علیه علیه دولت این گمانه را تقویت می‌کند که افکار عمومی نیز دولت احمدی‌نژاد را مقصر می‌دانند.

khamenei-Ahmadinejad.jpg
اما اگر به نظرات کار‌شناسان سیاسی و اقتصادی توجه کنیم مشخص می‌شود که بسیاری از این مشکلات ناشی از تحریم‌های بین المللی و کاهش درآمد ارزی کشور است. 
تحریم‌هایی که در پی برنامه هسته‌ای بلند پروازانه ایران و تقابل جویی با جهان غرب روز به روز افزایش یافته است. اما همانگونه که علی اکبر ولایتی هفته گذشته تایید کرد رهبر جمهوری اسلامی تنها شخصی است که در این موارد تصمیم گیری نهایی می‌کند دولت نمی‌تواند نظر مستقل خود را پیگیری کند. 
گرچه نحوه تعامل دولت با جهان و سخنانی که محمود احمدی‌نژاد بر زبان راند در سطح افکارعمومی جهانی اقدامات غرب را توجیه پذیر کرد اما به واقع غربی‌ها نه بر اساس شعار‌ها که بر اساس آنچه در مذاکرات رخ می‌دهد تصمیم گیری می‌کنند. 
پر واضح است که در این بین این تنها رهبر ایران و مشاورانش هستند که خطوط کلی سیاست خارجی و هسته‌ای ایران را ترسیم می‌کنند و دولت در حاشته این تصمیم سازی‌ها قرار دارد. 

در زمینه سیاست‌های کلی اقتصادی نیز عملکرد دولت با حمایت آیت الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی روبرو شده است و وی به تندی منتقدان دولت را رانده است. 
پیش از انتخابات جنجالی ۱۳۸۸ بود که در یکی از دیدارهای هفتگی آیت الله هاشمی رفسنجانی و رهبری جمهوری اسلامی وی در پاسخ به انتقاد آقای هاشمی از شرایط اقتصادی گفت گزارش‌هایی که وی به صحت آن‌ها اطمینان دارد بر این نکته تاکید می‌کند که شرایط اقتصادی بسیار مطلوب و رو به رشد است و وی این «سیاه نمایی‌ها» را سیاسی می‌داند. 
به هر حال سیاست رهبر ایران در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و مجلس نهم در ایجاد شرایط این روز‌ها تاثیر زیادی داشت. بلندپروازی‌های هسته‌ای رهبر نیز عامل اصلی تحریم‌های اقتصادی است. 
حمایت از افراد نا‌لایق در مجلس، دولت و قوه قضائیه و برخورد با منتقدان میانه رو از دیگر عواملی است که این شرایط نا‌بسامان اقتصادی را رقم زده است.

متهم کردن محمود احمدی‌نژاد و مقصر جلوه دادن اون در این ماه‌های پایانی دولت مستعجل‌اش شاید کم هزینه و عامه پسند باشد اما دادن آدرس غلط است. آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در به وجود آمدن این شرایط بیشترین نقش و سهم را داشته است و دیگر سران قوا و فرماندهان امنیتی و نظامی نیز شریک تصمیمات وی هستند.

بی‌بی‌سی فارسی و آیت الله

یک نظر | سیاست
بررسی نقش و جایگاه آیت الله خامنه‌ای در تاریخ معاصر ایران توسط بی بی سی فارسی بسیار جالب توجه است. گرچه نوعی شتاب زدگی در بیان و ارائه ی مطالب دیده می شود.
در همین حال سعی شده است خطوط قرمزی تعریف و از این خطوط عبور نشود. به همین دلیل در برخی مواقع می توان احساس کرد به قدر کفایت به یک موضوع و حتی یک جنبه شخصیتی رهبر جمهوری اسلامی پرداخته نشده است.

به عنوان مثال در مورد کیفیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی وی و نزدیکان آیت الله خامنه‌ای مطلبی نمی توان یافت. یا در مورد زندگی خانوادگی وی مطالب به شکل جامع ارائه نشده و به نقش خانواده وی خصوصن برادران و خواهرش (زن شیخ علی تهرانی) توجه نشده است.
اما به هر حال شروع خوبی است برای بررسی بیشتر جنبه های مختلف زندگی شخصیت های پرنفوذ در تاریخ معاصر ایران که از دید عموم دور مانده است.

صدای آیت الله از حنجره نصرالله

| سیاست
seyedin.jpg
رهبر جمهوری اسلامی ایران به صراحت اعلام کرد که رای دادگاه بین‌المللی درباره ماجرای پر ابهام ترور رفیق حریری هر چه که باشد پذیرفته نیست.
چند روز پیش از اعلام کیفرخواست، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان از هوادارانش می خواهد دولت را ترک کنند و سعد حریری را از نخست وزیری ساقط. 
اما این آخرین تیر ترکش نصرالله نیست. دبیر کل حزب الله تهدید کرده است که هر دستی که به سوی اعضای این جنبش به عنوان متهم دراز شود را قطع خواهد کرد.
(نظرسنجی)
در خبرهای غیر رسمی آمده که دادگاه ممکن است رهبر ایران را متهم به صدور فرمان ترور رفیق حریری نماید. اتفاقی که در هر حال ضربه ای مهلک برای آیت الله خامنه‌ای خواهد بود. هر چند که هواداران وی در کشورهای عربی این حکم را سیاسی و تحت فشار دول غربی بدانند اما این پرسش را برای بخشی از جهان عرب که همیشه به حکومت ایران بدبین بوده طرح خواهد کرد که ایران در لبنان و فلسطین به واقع به دنبال چه هدفی است؟
برخی خواهد گفت بی دلیل نبوده که آیت‌الله تهران این چنین دلارهای نفتی‌اش را به پای نصرالله در بیروت ریخته و همچنان از حماس حمایت مالی و معنوی می کند. پای منافع رهبر ایران در میان است.
حالا بار دیگر لبنان متشنج است. به یاد این سخن دوستی در وزارت امورخارجه وقت می‌افتم که در زمان جنگ سی و سه روزه حزب الله و اسراییل می‌گفت "زمین بازی ما با غرب نه ایران که لبنان است و فلسطین. در زمان جنگ عراق و افغانستان تا بغل گوش‌مان هم آمده بود اما ما ترجیح می‌دهیم دور از مرزهایمان بازی کنیم تا ترکش این رقابت هم به ایران نگیرد."

عرب‌ها این روزها شور و حال انقلابی دارند. حمایت غربی‌ها هم از حکومت‌های دیکتاتوری و فاسد عرب مردمان این کشورها را عصبی و سرخورده کرده است. زمان خوبی است شاید که صدای سید علی تهرانی از حنجر سیدحسن بیروتی بیرون بیاید بر آهنگ سازهای کوک ضد غربی بخواند و لبنانی ها را بترساند از عاقبت اصرار به پیگیری ترور رفیق حریری. شاید حزب‌اللهی‌های لبنان و حامیان مالی و معنوی‌شان در ایران و سوریه فکر می‌کنند که بهتر است خیابانی در بیروت، دمشق و تهران به نام "شهید حریری" کرد و پرونده را بست و بیش از این دولت‌های "دوست و برادر" را به زحمت نینداخت.

بحران مشروعیت ؛ از شاه تا رهبری

2 نظر | سیاست
محمدرضا شاه - آیت الله خامنه ای
سفر رهبر جمهوری اسلامی به قم بهانه ‌ای شده است برای ذکر «فضایل و کرامات» وی توسط رسانه های وابسته به حکومت و سایت‌های هوادار ایشان.
اما به چه دلیل این نیاز این‌چنین حس می‌شود که در مورد توانمندی‌ها و برجستگی‌های رهبر ایران آنچنان مبالغه شود که حتی ساده‌دل‌ترین و مخلص‌ترین پیروانش نیز به دیده تردید به آن بنگرند؟
هر انسانی ذاتن از توانایی‌هایی برخوردار است و رهبران سیاسی در این میان معمولن از توانمندی‌های بیشتر، که البته همیشه موثر و منشا «خیر» نیستند. دهه‌هاست که اسطوره سازی و افسانه پردازی در مورد انسان‌ها تنها به فیلم‌های سینمایی محدود شده است.

آنچه رهبر و هوادارانش در حکومت را به تکاپو انداخته که گوی مبالغه و بزرگ‌نمایی را از داستان‌هایی که در مورد بنیانگذار نظام نیز می‌ساختند، بربایند، مشکلی نیست جز: «بحران مشروعیت»
این روزها مشروعیت و اعتبار رهبری به شدت آسیب دیده است. سرکوب و کشتار مردم در یک سال گذشته در این میان نقشی اساسی داشته و بی تدبیری‌ و سومدیریت وی را بیشتر عیان کرده است. تا جایی که ریزش در میان هواداران وی به صورت غیرقابل پیش بینی سرعت گرفت.

اما آیا این نمایش سفر به قم می‌تواند موثر باشد؟ به باور من پاسخ این پرسش تا امروز منفی است.درشت‌گویی های وی در قبال مرجع تقلیدی همچون آیت‌الله منتظری، اهانت به معترضان و میکروب خواندن آنها، تهدید مراجع و عتاب به انها برای حمایت از حکومت -بخوانید رهبری ایشان- همه و همه تاثیر منفی داشته است.
این سفر برای بازگرداندن مشروعیت دینی، مشروعیتی که به خون شهروندان این کشور لکه‌دار شده به همان میزان ناکار آمد و منفی است که برگزاری جشن 2500 سالگی سلطنت توسط محمدرضا شاه پهلوی برای بازساخت مشروعیتی ملی و تاریخی.
رهبر ایران قدم به قدم پا بر جای پای آخرین شاه ایران می‌گذارد. و باید سرنوشتی مشابه را انتظار داشت. مگر انکه مصلحان در پیوندی با صاحب محافظه کار قدرت طرحی بریزند و از این سیر قهقرایی جلوگیری کنند. اتفاقی که نشانه‌های آن هنوز دیده نمی‌شود.

در این نظرخواهی شرکت کنید

| نظرسنجی
در حال تهیه یک تحقیق در مورد مشکلاتی که ممکن است سایت دویچه وله فارسی خصوصن در ایران با آن روبرو باشد، هستم. البته این تحقیق بیشتر روی بخش ویدیو، گالری عکس و ابزارهای وابسته به شبکه های اجتماعی وب سایت متمرکز است و به برآورد هر کاربر از عملکرد سایت بستگی زیادی دارد.
همچنین در این نظرسنجی (لینک ، رمز عبور=welle) سعی شده مشخص شود با کدام مرورگرها و فیلترشکن ها، سایت دویچه وله فارسی، کارایی بهتری دارد تا امکان بهبود شرایط  مهیا شود.
از همه دوستان خواهش می کنم در این تحقیق از کمک خود دریغ نکنند و در انتشار آن کمک نمایند. برای شرکت در این نظرخواهی شما به رمز عبور (welle) نیاز دارید.
جدای از شرکت در نظرسنجی می توانید نظرات خود را در مورد بهبود کار سایت دویچه وله فارسی به من ایمیل کنید. دویچه وله آلمان در قبال این نظرسنجی مسوولیت حقوقی ندارد.

در جستجوی دورنمای جنبش سبز

| سیاست
در چند ماه اخیر و به خصوص پس از راهپمایی 22 بهمن که منجر به نتایج دلخواه جنبش اعتراضی نشد بسیاری در پی علت یابی و شناسایی نقاط ضعف و قوت جنبش برآمدند.
در آن شرایط برخی انگشت اتهام را به سمت جریانات سیاسی خارج و داخل از کشور نشانه رفتند و به استراتژیهای اتخاذ شده را دلیل عدم کامیابی قلمداد کردند.

اما واقعیت آنست که هر جنبش و حرکتی برای به ثمر رسیدن و پیمودن راه خود نیاز به انگیزه و اهداف مشخص دارد. انچه که شاید حرکتی را به پیش می برد همانا «دورنمای قابل دسترس» آن است.
در روزهای پس از انتخابات درونما و هدف مشخص و دستیابی به آن چندان سخت نمی نمود. دورنمایی که در شعار «رای من کجاست» تبلور یافته و هدف برکناری محمود احمدی نژاد بود.

اما در ماه های پس از آن و با اعمال خشونت بی سابقه و سرسختی رهبر و جریان حاکم در حمایت از محمود احمدی نژاد و اصرار بر نفی تقلب صورت گرفته به نوعی دور نما و هدف گم شده است.
نه رهبران جنبش سبز و اصلاحات توانسته اند خواسته هایی مشخص و قابل قبول برای جنبش ترسیم نمایند و نه دورنمایی واضح از تحولات آینده ارئه شده است.
به نظر می رسد به دلایل مختلف از جمله ناهمگونی جریانات حاضر در حرکت اعتراضی، تلورانس خواسته های معترضان از تغییر احمدی نژاد تا سرنگونی جمهوری اسلامی و بی تصمیمی و فشار حداکثری حکومت بر مخالفان از دلایل تشدید کننده این شرایط باشد.

در این شرایط جنبش به اهداف قابل دسترسی، دورنمای مشخص و اتخاذ استراتژی های قابل اجرا نیازمند است. همه اینها نیز در میدان بازی باید تعیین گردد.
بازی گران این میدان و راهبران آن یعنی جریانات و فعالان سیاسی و مدنی داخل کشور هستند که با درک صحیح از خواسته ها و توانایی های هواداران می توانند در انتخاب قدم بعدی مبارزه کم خطاتر از دیگران رفتار کنند.
در غیر این صورت باید منتظر استهلاک و تضعیف حرکت اعتراضی که در نه ماه اخیر رشد یافته و در مرحله تولدی دوباره قرار دارد بود.
یک استاد دانشگاه تهران صبح امروز مقابل خانه اش در تهران ترور شد. این ترور ظاهرن با استفاده از یک موتورسیکلت بمب گذاری شده با کنترل از راه دور صورت پذیرفته است.
به گزارش خبرگزاری فارس، گروهی موسوم به انجمن پادشاهی ایران که پیش از این در ماجرای مشکوک انفجار در حسینیه ای در شیراز نامش مطرح شده بود مسولیت این ترور را بر عهده گرفته اما پس از چند ساعت انجمن پادشاهی اين خبر را تکذيب و مسئول ترور اين استاد دانشگاه را حکومت ایران دانست.

صدا و سیمای حکومتی در ایران نیز به سرعت به پوشش این اتفاق پرداخته و با دعوت از نمایندگان اصولگرای مجلس انگشت اتهام را به سوی امریکا ، اسرائیل و گروه های اپوزیسیون نشانه رفته است.
همچنین رسانه های حکومتی حامی دولت احمدی نژاد معتقدند که این ترور به دلیل زمینه سازی های جریانات معترض به نتیجه انتخابات و برای ضربه زدن به توانمندی های هسته ای جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

فاطمه آلیا نماینده اقتدارگرای مجلس صراحتن در مصاحبه با شبکه خبر ایران اعلام کرد که این ترور ادامه اقدامات نرم برای براندازی حکومت است و شکل و شیوه انجام آن با استفاده از بمب های کنترل شده از راه دور مشابه اقدامات تروریستی آمریکا و اسرائیل در عراق است.
این در حالی است که دولت عراق و همچنین آمریکا بارها و بارها حکومت ایران را به تجهیز گروه های تروریستی شیعه و سنی فعال در عراق متهم نموده اند. 

در همین حال برخی وب سایت های هوادار جنبش سبز مسعود علی محمدی ، استاد فیزیک هسته ای دانشگاه تهران را از هواداران میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری معرفی نموده اند.

نظرسنجی: ترور مسعود علی محمدی توسط چه کسانی صورت گرفته است؟
روزنامه کیهان در شماره سه شنبه 5 آبان ماه خود در خبری ویژه با عنوان "دستورالعمل های CIA برای ضد انقلابيگری كاملاً خودجوش!" مدعی شده است: "رسانه ها و مهره های شناخته شده سازمان جاسوسی سيا از تدارک خودجوش! برای تحت الشعاع قرار دادن روز تسخير لانه جاسوسی شيطان بزرگ و روز ملی مبارزه با استكبار جهانی خبر می دهند."
این روزنامه حامی احمدی نژاد در ادامه می نویسد: "همزمان راديو فردا وابسته به سازمان سيا به گفت وگو با فاطمه حقيقت جو (عضو فراری فراكسيون مشاركت در مجلس ششم) و مهدی محسنی (از روزنامه نگاران زنجيره ای فراری) پرداخت."

گرچه عنوان "روزنامه نگاران زنجیره ای" موجب افتخار برای اینجانب است و اثبات می گردد که در راه درستی گام بر می دارم اما برادر حسین شریعتمداری در دروغی آشکار و برای اثبات اتهاماتش از عنوان "فراری" استفاده نموده است.
این در حالی است که من با پاسپورت ایرانی از فرودگاه امام خمینی از کشور خارج شده ام و اقامت کوتاه مدت چند ماهه دارم. در این مدت نیز بر حسب وظیفه کاری و وجدان انسانی نسبت به حوادث و وقایع ایران و آنچه بر دوستان زندانیم می گذرد موضع گیری نموده ام.

گرچه این واهمه وجود دارد که هر سخنی و هر مطلبی که می نویسم بهانه ای می شود برای برخورد شدیدتر اما انچه در ایران در حال وقوع است و رنجی که بر فعالین سیاسی و روزنامه نگاران وارد می شود اجازه چنین دور اندیشی هایی را می گیرد.
کیهان که به صرف روزنامه بودنش از ، رسانه کودتا نامیدن آن چندان خشونود نیستم در ادامه می افزاید: "مهدی محسنی هم كه به تازگی از كشور گريخته، از طريق ارگان سيا به عناصر آشوب طلب دلداری و روحيه داد و گفت: ما وقتی با بچه ها در ايران صحبت می كنيم، وحشتی ندارند و بيشتر مصرند كه در تظاهرات و همبستگی ها شركت كنند. آنها قرار است روز 13 آبان با تصاوير زندانيان شركت كنند."

گرچه ایمان دارم "امید" تنها سلاح ما و رمز موفقیت است اما این روحیه و امید را در داخل مرزها باید جستجو کرد. و این همان نکته ای است که امثال شریعتمداری و اربابان قدرتش از آن نا آگاهند.
آنها که در ایران به هر شکل ممکن برای روزگاری بهتر و آزادتر تلاش می کنند نه منتظر سخنان امثال من هستند نه با سخن نگفتن ما از حرکت می ایستند. اتفاقا این ما هستیم که با هر حرکتی و صدایی که از داخل ایران می شنویم جان دوباره می گیریم و آرزو می کنیم بزودی دوشادوش دوستانمان فریاد آزادی سر بدهیم.

حس آزادی خواهی و آزادگی در این کشور آنچنان جاری شده است - و این یکی از دستاوردهای خشونت های کور احمدی نژاد حامیان اوست- که حتی دیگر مجالس نمایشی آیت الله خامنه ای را نیز در بر گرفته است.
و اینها نشانه هایی است برای آنان که می اندیشند و چشمانشان را بر حقایق و وقایع نبسته اند. گرچه که به نظر می رسد به اصلاح رفتار اربابان قدرت در ایران امیدی نیست.

زنان ضد زن و وزرای جاعل

2 نظر | جامعه
محمود احمدی نژاد در شرایطی که حتی پس از تنفیذ و تحلیف نتوانسته است صدا مخالفان خود را خاموش نماید و همچنان با عنوان دولت کودتایی شناخته می شود شش وزیر را برای کابینه خود معرفی کرد.
از این شش وزیر دو نفر زن هستند. همچنین دو نفر از وزرا دارای پرونده قضایی می باشند. محرابیان به جرم جعل محکوم شده و فاطمه آجرلو به جرم نشر اکاذیب به دادگاه فراخوانده شده است.
جالب آنکه در جعل و تقلب در ثبت یک اختراع و انتشار کتابی با آن عنوان نه تنها علی اکبر محرابیان، وزیر صنایع و خواهر زاده محمود احمدی نژاد، که شخص رئیس دولت نهم نیز مشارکت داشته است.
اما از سوی دیگر آیا انتخاب این دو وزیر زن به معنای حرکت جامعه به سوی به رسمیت شناختن حقوق زنان و رفع تبعیض های جنسیتی است؟
در حالی که همچنان فعالان حقوق زنان تحت آزاد و اذیت و در خطر زندان قرار می گیرند، قانون سهمیه بندی جنسیتی در دولت احمدی نژاد تصویب شده و نگاه احمدی نژاد و هوادارانش به زن تحقیر آمیز است، انتخاب زنانی که از زن بودن خود آزرده اند و آنرا همچون عذابی می پندارند، چه حاصلی در پی خواهد داشت.
سوابق و دیدگاه های زنان کابینه احمدی نژاد بر این نکته تاکید دارد که در مرام آنها نه به واسطه زن بودن که بخاطر تشابهه رفتاری به مردان صلاحیت لازم را برای تصدی مسوولیت پیدا کرده اند.
در باور این زنان ، همچنان آنها نیازمند قیمند و سایه مردی دیگر ، حالا این مرد در کابینه محمود احمدی نزاد است ، می توانند اظهار وجود نمایند.
هیچکدام از این زن سابقه فعالیت برای حقوق زنان را ندارند و بر عکس در جهت تحدید زنان گام برداشته اند و این موضوع است که در نگاه ضد زن هواداران دولت احمدی نژاد نقطه مثبت محسوب می گردد.
پوپولیسم احمدی نژادی نیز در انتخاب این زنان نقش مهم و برجسته ای داشته است. وی سعی کرده است جای خالی زن قدرتمند در کنار خود، انچنان که میر حسین موسوی زهرا رهنورد را در کنار خود دارد، با انتخاب چند وزیر زن پر نماید.
در حالی که بنظر نمی رسد در مقایسه با نرم انتخاب وزرا هیچکدام این زنان به واقع شایستگی انتخاب شدن برای وزارتخانه های مورد نظر را داشته باشند.
گرچه نگاهی به ترکیب کابینه ی قبلی احمدی نژاد موید این واقعیت است که بدون توجه به مرد و یا زن بودن وزرا، ظرفیت دولت وی تنها گنجاییش مدیران بی تدبیر و کم بینه را دارد که قدرت عرض اندام در برابر احمدی نژاد را نداشته باشند.
نگاهی به شش وزیر معرفی شده عیان کننده واقعیتی دیگر نیز هست. دولت کودتایی دهم ، دولتی یک نفره خواهد بود. دولتی با بیست چند وزیر تشریفاتی. احمدی نژاد رویای ریاست جمهوری مطلقه دارد.

خشم کودتاچیان از نماز جمعه سبز

یک نظر | سیاست
نماز جمعه امروز تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی و حضور میر حسین موسوی و مهدی کروبی براستی نقطه ی عطفی در مبارزات مردم برای باز پس گیری حقوق پایمال شده آنان بود.
حضور ده ها و به روایت برخی رسانه ها صدها هزار نفری معترضان به نتیجه انتخابات نمایش پایداری و مقاومت در برابر دولتی است که فکر می کرد با کشتار 30 خرداد ماه گذشته و دستگیری هر روزه ی فعالان سیاسی ، اجتماعی و روزنامه نگاران بذر وحشت را در جامعه پراکنده است.
امروز مشخص شد که آتش زیر خاکستر نارضایتی عمومی و بغض های فروخورده مترصد فرصتی هستند تا بار دیگر خیابان های ایران را سبز پوش نمایند.
هاشمی در سخنان خود هیچ اشاره ای به دولت احمدی نژاد ننمود و علنن دولت را به رسمیت نشناخت. هاشمی فراتر از انتظارها ظاهر شد و به انتقاد از برخورد با مخالفان در یکی از مهمترین تریبون های حاکمیت پرداخت.
به همین دلیل خبرگزاری فارس بر خلاف دیگر خبرگزاری حکومتی مهر که این نماز جمعه را از نظر حضور مردم بی سابقه می خواند عنوان نماز جمعه معمولی را انتخاب کرده است.
خشم هواداران احمدی نژاد را می توان از فحاشی ها و دروغ پردازی های رجانیوز و فارس نسبت به هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی سنجید و درک نمود.
برای اولین بار در تاریخ نماز جمعه در ایران، شعار مرگ بر آمریکا جای خود را به مرگ بر روسیه و مرگ بر چین داد. این اتفاقات فتح سنگری دیگر به دست مردم است.
مخالفان مردم در حال خلع سلاح شدن هستند. دیگر حمل نشانه های سبز، الله اکبرگفتن و نماز جمعه رفتن هم در ردیف اقدام علیه امنیت کودتاچیان محسوب می گردد.
بیراه نیست که میر حسین موسوی از راهی بی بازگشت سخن می گوید که مردم ایران در آن قدم نهاده اند. براستی امروز روز بزرگ دیگری برای ایران بود. نشانه های سبز پیروزی بیش از هر زمان دیگری رخ می نماید.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram