کشمکش و بحث در مورد شیوهی مدیریت وبسایت
بالاترین هر از چندگاهی به موضوعی داغ در این وبسایت بدل میشود. در نگاه اول این اتفاق امر عجیبی نیست و از تبعات و ملزومات فضای مجازی است.
اما گاهی در برهههای زمانی مهم برخی مباحث با رنگ و لعابهای به اصطلاح "دموکراتیک" و حمایت از "آزادی بیان" خود نمایی میکند که یک ناظر "تقریبن" بیطرف را به فکر وامیدارد.
از توهم توطئه که بگذریم اما جنگ سایبری میان حکومت ایران و منتقدان و مخالفان موضوعی نیست که قابل انکار باشد. جنگی که اتفاقن اسرایی نیز داشته است. حسین رونقی که تنها جرمش تلاش برای دسترسی آزاد کاربران اینترنتی ایرانی به اخبار و اطلاعات بدون فیلترهای حکومتی بود، یکی از اسرای این جنگ سایبری است.
در این میان نقش سایت بالاترین با همه کمیها و کاستیها در صفوف اول اطلاع رسانی آزادانه به کاربران اینترنت در ایران و رساندن صدای مخالفان و منتقدان قابل اثبات است.
حالا عدهای دانسته و جمعی نادانسته به یاری حکومت ایران برخواستهاند برای کماثر و یا بیاثر کردن این وبسایت. در روزی که جمعی از فعالان حقوق بشر برای حمایت از نسرین ستوده تحصن کردهاند، در حالی که سایه وحشت هدفمندسازی یارانهها و تبعات بر سر حکومت سایه انداخته، روزی که از سلامت زندانیان سیاسی که اعتصاب غذا کردهاند خبری نیست، ساعاتی که موج جدیدی از دستگیریها آغاز شده و در روزهای جنگ قدرت در درون حکومت ایران، موضوع داغ بالاترین میشود «مهدی یحیینژاد خر است ...»
این توهین آشکار و لجنپراکنی نیز نام آزادی بیان میگیرد و حامیان آن خود را دموکرات مینامند. این دوستان یا فهم مناسبی از آزادی و دموکراسی ندارند و یا به خوبی توانستهاند در راستای منافع حکومت ایران گام بردارند.
باید مراقب بود. یکی از معایب فضای مجازی مخف شدن مقاصد در پشت عنوانهای جعلی است. نابینا میشود "عینالله" وعوامل پدافند سایبری سپاه حامی آزادی بیان و دموکراسی. پوستین وارونه ضد دین میپوشند و فضای مجازی را آلوده الفاظ رکیکشان میکنند.
سادهدلانی هم هستند که با این موجهای مسموم همراهی میکنند و به خیال خود برای دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان جانفاشانی. باید مراقب بود و نگذاشت حاشیههای مسموم متن را در بر بگیرد. این یک جنگ است. جنگی برای زنده نگاه داشتن جنبشی که تازه یکسال و چند ماه بیشتر عمر ندارد.
باید همانگونه که میر ما گفت: تفاوتها را به رسمیت بشناسیم و بر سر اشتراکات متحد شویم. امید سلاح ماست و آگاهی چشم اسفندیار مستبدان.