مطالب منتشر شده با موضوع سکس و روابط جنسی

وبگاردین [انگلیسی]: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ماه گذشته در بیانه ای تاکید کرد با گروه ها و افرادی که اقدام به تاسیس سایت های ضد اسلامی و پورنوگرافی بنمایند شدیدن برخورد خواهد کرد.
سپاه همچنین سایتی با عنوان گرداب را راه اندازی نمود که در آن عکس ها و اخبار افراد دستگیر شده ، منتشر شده است.
واکنش ها: بسیاری از بلاگر ها می گویند چنین اقدامی ترساندن فعالان فضای سایبر صورت گرفته است. همچنین پساه می خواهد با این اقدام تصویر منفی از وبلاگ نویسان در اذهان عمومی ایجاد نماید.
همچنین بسیاری یادآوری کردند که افراد بازداشت شده به وکیل دسترسی نداشته و تحت فشار و شکنجه قرار گرفته اند. برخی نیز به این نکته اشاره می کنند که این عملیات سپاه همچون کوه یخی است که تنها نوک آن نمایان است و هدف اصلی افزایش فشار به وبلاگ نویسان سیاسی تحت عنوان حفظ شئونات اخلاقی جامعه ایرانی است.
جنبه مثبت ماجرا: من می خواهم بگویم که وبلاگ نویسان ایرانی حق دارند نسبت به قدم بعدی سپاه پاسداران نگران باشند و همچنین بخواهند که حقوق انسانی بازداشت شدگان رعایت گردد.
اما یک نکته که باید به خاطر داشت اینست که برخی از این سایتها ، سایت پرونوگرافی معمولی نبودند. [در برخی موارد] تصاویر و فیلمهای زنان و دختران برهنه بدون اطلاع آنها تهیه و منتشر شده است. بسیار از این فیلمها در رختخواب و در هنگام آمیزش جنسی تهیه شده است.
چه کسی می تواند این سایت ها را متوقف نماید؟ ایرانیان در ایران به وکلای بین المللی دسترسی ندارند. صدها نفر بواسطه اهانت های -هتک حرمت های - آنلاین آسیب دیده اند. سپاه پاسداران با این اقدام حرمت و آبروی بسیاری را حفظ کرده است.

سکس سیاسی

10 نظر | جامعه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه‌ای از انهدام چند شبکه اینترنتی «برانداز» خبر داد. این شبکه‌ها آن‌طور که در اطلاعیه مرکز بررسی جرائم سایبری سپاه پاسداران آمده است، فعالیت سازمان یافته «ضد دینی، امنیتی، فرهنگی و عفت عمومی» داشته‌اند.
در اطلاعیه مرکز بررسی جرائم سایبری سپاه آمده است که اعضای بازداشت شده این شبکه‌ها اعتراف کرده‌اند که از سوی «سرویس‌های امنیتی کشور‌های بیگانه» حمایت می‌شده‌اند. این مرکز همچنین اعلام کرده است که اعضای این شبکه‌ها «با طراحی و تشکیل شبکه‌های پیچیده به قصد پیشبرد اهداف دشمن در قسمتی از پروژه براندازی نرم» فعالیت می‌کرده‌اند. [+]
دیروز نیز شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی در ویژه برنامه ای بخش هایی از اعترافات این افراد را منتشر نمود که به ارتباط با تلویزیون صدای امریکا در جهت ترویج فساد و فحشا اذهان می نمودند.
به نظر می رسد ارتباط دادن میان فعالیت های اینترنتی و ترویج فساد و فحشا و همچنین سیاسی نمودن سایت هایی با محتوای پورنو با عنوان راهکاری برای افزایش فشار به منتقان انتخاب شده است.
ظاهرن بخشی از حاکمیت حساسیت های جامعه را دریافته و در تلاش برای سناریو نویسی در مورد این حساسیت هاست. در حالی که در واقع بی هویتی اجتماعی ناشی از مدیریت ناتوان اجتماعی، انحطاط اخلاقی را در پی داشته است.
انحطاطی که حاصل آن صدها مورد تجاوز به محارم ، افزایش روز افزون تن فروشی زنان متاهل و خیانت مردان ، در نقاط مختلف کشور است. اموری که شنیدن اخبار هر روزه آنها عادی می نماید.
اگر براندازی صورت پذیرد نه از طریق وبلاگ نویسان، صدای آمریکا، بی بی سی فارسی یا فعالیت زنان و کارگران و دانشجویان بلکه به واسطه انحطاط اخلاقی جامعه رخ خواهد داد.
سقوط ارزشهای انسانی که منشا آن مدیریت ناسالم اجتماعی، تحقیر و تضعیف حقوق مدنی شهرندان توسط حکومت و عدم توجه به حقوق بشر و فساد دستگاه های دولتی و خصوصن انحرافات موجود در نیروی انتظامی و قوه قضائیه می باشد.
چندی است که وب سایت خرداد با عنوان پایگاه هواداران اصلاحات ساختاری با محوریت کاندیداتوری عبدالله نوری در انتخابات اتی ریاست جمهوری فعالیت خود را آغاز کرده است.
حضور دکتر احمد زید آبادی به عنوان یکی از چهره های اثر گذار بر این جریان اهمیت ویژه ای را به هوادارن اصلاحات ساختاری و نظرها و دیدگاه هایی را که طرح می نمایند بخشیده است.
در این میان می توان فعالیت این طیف از رفرمیستها را هم به مثابه فرصت قلمداد نمود و هم به شکل تهدید و آفت ارزیابی کرد.
وجود اصلاح طلبان ساختاری ، ریتم اصلاحات را در کشور نظم می بخشد و هزینه کوتاهی ها و اهمال کاریهای اصلاح طلبان حکومتی را افزایش می دهد. آنها می توانند به مثابه دولت در سایه در درون ارودگاه رفرمیستها عمل نمایند.
این بخش از رفرمیستها همچنان می توانند حلقه وصل میان بخش قابل توجه ای از جامعه خاموش ایران و دولت اصلاحات به عنوان بخشی از حاکمیت باشند.
در همین حال طرح برخی موضوعات نیز می تواند موجودیت این جریان تهدید نماید. شعار «تغییرات ساختاری» اگر به نحوی طرح گردد که بخش های صاحب قدرت از حاکمیت احساس کنند جایگاهشان در خطر است برچسب براندازی در انتظار رفرمیستهای ساختاری خواهد بود.
اصلاحات، تن دادن به سنت مدارا و تسامح است اما اگر بخشی از جامعه احساس کند موجودیتش در خطر قرار می گیرد دیگر به قواعد بازی شبه دموکراتیک موجود نیز پایبند نخواهد بود و دقیقن اینجا پاشنه ی آشیل روند اصلاحات خواهد بود .
باید در ابتدا رفرمیستها به این باور برسند که هم استراتژی های به ظاهر واقع بینانه و تند روی هایی که صف بندی ها و خط کشی ها را در درون نظام سیاسی ایران پر رنگ نماید و شرایط را به سوی هستی و نیستی یک جریان ببرد به یک میزان ویران گر و خطرناک هستند.
گرچه همچنان باید توجه نمود طرف صاحب قدرت و تاثیرگذار، همچنان حاضر نیست به بازی کاملن دموکراتیکی در سیاست تن در دهد و شرایط امروز را مطلوب می پندارد. تا این اندیشه نیز تغییر نکند ، تضمین ها و تسامح اصلاح طلبان نیز نه به خیرخواهی و دور اندیشی که به ناتوانی تفسیر می گردد. عرصه صحبت در این باره همچنان فراخ است.
خبرنامه امیركبیر از زنجان گزارش می دهد كه دانشجویان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجویی این دانشگاه برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو را فاش ساختند.
در همین حال فیلم این اقدام نیز روی اینترنت قرار گرفته است. در فیلم دكتر مددی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان با ظاهری به هم ریخته و دستپاچه توسط چند دانشجو در دفتركارش حبس شده است.
دیدن چهره مددی در این فیلم می تواند متاثر كننده باشد. مردی كه تا پیش از دیدن این فیلم شاید منفور بود حالا می توان برای او دلسوزی نمود. او قربانی سیستمی است كه این شیوه رفتار را نهادینه كرده است.
این اولین بار نیست كه چنین اتفاقی در دانشگاه های ایران رخ می دهد و برای آخرین بار نیز نخواهد بود. اما سیستم دانشگاهی سعی می نماید روی این مسائل سرپوش بگذارد و از برخورد با خاطیان طفره برود.
در حالی كه فعالین دانشجویی به تندترین اشكال سركوب می شوند و مورد مجازات قرار می گیرند. تندروها نیز همچنان در پی جداسازی ها و اعمال فشار به دانشجویان اند تا آنها را از انحرافات احتمالی مصون دارند.
در همین حال تعداد قابل ملاحظه ای از این تعرضات توسط كسانی صورت می گیرد كه پوشش ظاهری متشرع خود را مخفی نموده اند اما در حقیقت از عقده های فروخورده جنسی رنج می برند.
جالب است كه چندی پیش از این حادثه در حكمی به امضای مددی ، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان به اتهام عدم اعتقاد به اسلام منحل اعلام شده بود.
بخش مهمی از اخبار رسانه های جهان در هفته گذشته به برملا شدن راز حبس 24 ساله ی دختری اتریشی توسط پدرش اختصاص داشت. او که هم اکنون زن 40 ساله ای است ، در این مدت از پدرش صاحب شش فرزند شده است.
اما جدای از بعد اخلاقی و انسانی ماجرا این داستان در ایران از جنبه ی دیگری اهمیت یافت. رسانه های مختلف با ادعای یهودی بودن این پدر جنایتکار از تلاش دولت اتریش برای مخفی نگه داشتن این موضوع خبر دادند.
این نوع جهت گیری رسانه های ایران و همچنین شوک وارد شده به جامعه اروپایی از وقوع این جنایت ، حاوی نکات تامل برانگیزی است.
این موضوع به واقع بی اهمیت ترین بخش ماجراست که مذهب این مرد هوسباز چیست و اشاره به این موضوع بیشتر می تواند جنبه سیاسی و نژادپرستانه و در این مورد یهودی ستیزی داشته باشد.
در شرایطی که اگر فرد مذکور مسیحی بود احتمالن توجه کمتری به مذهب او می شد و در همین حال اگر مسلمان بود و یا اصلیتی آسیایی-افریقایی داشت در رسانه های غربی این جنبه ی ماجرا اهمیت می یافت.
اما مسئله مهم اهمیت آزادی رسانه و انتشار اخبار است. این آزادی اطلاعات موجب می گردد مسئله ای به این درجه اهمیت طرح و جامعه نسبت به وقوع آن حساس گردد واکنش مناسبی از خود بروز بدهد.
حکومت نیز مجبور خواهد شد برای کم کاری های احتمالی و زمینه های بروز چنین اتفاقاتی توضیحات لازم را ارائه نماید و در جهت عدم وقوع چنین حوادثی گام بردارد.
از سوی دیگر آیا تاکنون در ایران اتفاقات مشابه رخ نداده است؟ جنایاتی به مراتب بدتر از تجاوز و حبس خانگی این دختر اطریشی که در نبود رسانه های آزاد و توجه لازم در قبال ارزش و جایگاه انسان، به بوته فراموشی سپرده شده اند.
ماجرای دختری خراسانی که هفت شوهر افغان دارد و یا دختری 11 ساله که از سوی پدرش به شیخ قبیله هدیه شد و پس از دو سال بازگردانده شدن به خانه به دفعات مورد تجاوز پدر و برادران خود واقع شد و یا دو خواهری که توسط نامادری در اختیار مردی قرار گرفتند و پس از آن مجبور به فرار از خانه شدند تنها بخشی کوچک از حوادثی اینچنین در ایران است.
بهتر است بجای پرداختن به حواشی این ماجرا به این موضوع فکر کنیم که چرا جامعه و حکومت ما که مدعی معنویت گرایی و پایبندی به اصول اخلاقی است در قبال چنین جنایت هایی حساسیت لازم را نداشته و بدون ریشه یابی و با پاک نمودن صورت مسئله از برابر آنها می گذرد.
این مطلب را با طرح این سوال شروع می کنم: چرا صدا و سیمای ایران فیلمهایی را به نمایش می گذارد که جوهره ی آنها دچار تغییر شده و از فرم و شکل اصلی فاصله ی بسیاری دارند.
سانسور صحنه های معاشقه و یا تغییر داستان فیلمهایی که از نظر سیاسی برای حکومت ایران اهمیت دارد امری متداول و طبیعی قلمداد می گردد اما وقتی بحث از پخش فیلمهایی است که محوریت آنها بر مسائل جنسی بنا شده ماجرا کمی تفاوت دارد.
این فیلمها در کش و قوس سانسور و تغییر محتوا ، ارزش واقعی خود را از دست داده و مفهوم دیگری پیدا می کنند. آیا نفس پخش آنها می تواند بهانه ای برای مثله کردن این فیلمها باشد.

"یعدازظهرسگی" کاری از سیدنی لومت با بازی درخشان آل پاچینو از آن دست فیلمهایی است که صدا و سیما برای پخش کردن مجبور شده ماجرای فیلم را تغییر دهد. روایت یک دزدی از بانک که به بهانه ی تهیه هزینه ی عمل تغییر جنسیت انجام می گیرد.
سونی ورتزیک و یا همان پاچینو برای تامین هزینه ی تغییر جنسیت دوست پسرش لئون شرمر با بازی کریس سرندون اقدام به سرقت از یک بانک می کند. واکنشها و نگاه گروگانها و یا مردمی که در اطراف بانک جمع شده اند به این اقدام "سونی ورتزیک" جانمایه فیلم محسوب می شود.
"بعدازظهرسگی" که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده یکی از آثار درخشان سینمای جهان است. این فیلم برنده اسکار بهترین فیلمنامه و کاندیدای بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول، بهترین بازیگر نقش دوم، بهترین تصویربرداری و بهترین ادیت شد.
همچنین این فیلم کاندیدای 7 جایزه گلدن گلوبز، برنده جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مردNBR و جز 100 فیلم برتر تاریخ سینما جهان شده است.

"ساعت ها" ساخته استيفن دالدری با بازی نيكول كيدمن، جولين مور و مريل استريپ است. داستان این فیلم روایت یک روز از زندگی سه زن در سه دوره ی زمانی مختلف است.
ويرجينيا وولف با بازی نیکول کیدمن که با دوری از همسرش تمایلات هم جنسگرایانه از خود بروز می دهد، در سال ۱۹۲۳ در حال نگارش رمان خانم دالووی است، لورا براون -یا جولین مور- زنی خانه دار و البته همجنسگرا که در سال ۱۹۵۱ در حال خواندن رمان "خانم دالووی" است.
كلاريسا واگان با بازی مریل استریپ زنی همجنس گرا تجسم خانم دالووی در سال ۲۰۰۱ است و دوستی دارد که از بیماری ایدز خواهد مرد. این فیلم به واقع روایت روابط جنسی ، پوچی و خودکشی است که با خودکشی ویرجینیا وولف نیز پایان می یابد.
این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن -نیکول کیدمن- کاندیدای بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مکمل نقش مرد، بهترین بازیگر مکمل نقش زن، بهترین فیلمنامه و بهترین تدوین و طراحی در سال 2002 شده است.
همچنین برنده دو جایزه بهترین درام و بهترین بازیگر نقش اول زن و کاندیدای 5 جایزه دیگر از گولدن کلوبز و موفق به کسب بیش از 20 جایزه از جشنواره های مختلف در جشنواره های فیلم انگلستان، برلین، بوستون، لاس وگاس و دیگر کشورها شده است.

به این دو فیلم می توان اسم ده ها شاهکار سینمایی دیگر مربوط به شرق و غرب را اضافه نمود. صدها رمان و کتاب های داستان. موسیقی نیز از گزند این سانسورها و تنگ نظری در امان نبوده است.
بهانه ی تمام این رفتارها نیز حفظ و توجه به ارزشهای اجتماعی و اخلاقی جامعه است. اما آیا درباره موفق بوده ایم؟ بسیار دور از ذهن است که کسی با دیدن فیلم ساعتها و یا بعد از ظهر سگی و مثلا خواندن رمان "خانم دالووی" ویرجینیا ولف که ممنوع الچاپ شده دچار انحراف اخلاقی شود.
در چند دهه ی اخیر همیشه گرفتار باید و نباید هایی بوده ایم که گاهی در تقابل با خرد و منطق بوده اند. قواعد و ضوابطی بر زندگی فردی و اجتماعی مردم حاکم شده که بسیاری از واکنش های طبیعی را به ناهنجاری اجتماعی سوق داده است.
در ربع قرن اخیر حکومت سعی نموده ضوابطی را بر جامعه حاکم کند که ریشه در مذهب ، سنت و عرف آمیخته با قشری گری داشته است. حالا این سوال را باید پرسید که با وجود تمامی این قید و بندها آیا شرایط اخلاقی جامعه بهتر شده و یا ما به نزول اخلاقی دچار شده ایم؟

تحقق خبر خوش جنسی

11 نظر | جامعه
«سخنگوی دولت با اشاره به سخنان وزير كشور درخصوص ازدواج موقت گفت: اظهارات پورمحمدی درباره ازدواج موقت از جايگاه یک روحانی بوده است و دولت در اين زمينه برنامه‌ ای ندارد.»
این موضوع که دولت در مورد ازدواج موقت برنامه ای ندارد چیز عجیبی نیست. اصول دولت احمدی نژاد در مورد غالب اموری که بیان می کند و وعده می دهد هیچ برنامه ی ندارد.

اما جدا نمودن جایگاه وزرات پور محمدی و معمم بودن او توجیه مضحکی است. مثلا اگر وزیر بهداشت به عنوان یک پزشک، در امری مثل لزوم واکسینه کردن کودکان برای پیشگیری از بیماری فلج اطفال سخن بگوید این رافع مسولیت بهداشتی او نمی گردد.
پورمحمدی هم حتما به لزوم رفع یک نیاز اجتماعی پی برده -بواسطه حکم شرعی- مطمئنن وظیفه ی دولت است که در این مورد اقدام کند. وقتی سیاست عین دیانت بشود دیگر اظهار نظر شخصی بی معنی است.

به هر حال سخنی گفته شد -به هر دلیل- در باب لزوم امر مبارک صیغه که مدتی همه را به خود مشغول کرد. شاید این همان خبر خوش جنسی بود که پیش از این وعده اش را داده بودند.

قربانیان جرائم جنسی

8 نظر | سکس و روابط جنسی
در حالی که اخبار تجاوز به عنف به شکل روز افزونی به گوش می رسد و چندی پیش نیروی انتظامی از دستگیری بیش از 300 نفر متهم در مورد خبر داده بود، بسیاری از موارد نیز به علت عدم اعلام به مراجع انتظامی و قضایی مخفی می ماند.
در همین حال بنظر می رسد میزان تجاوز به پسران جوان و نوجوان نیز در حال افزایش است. به نحوی اخبار مربوط به این حوادث، که اکثرا به دلایلی منتشر نیز نمی گردند، جای ثابتی را در صفحه حوادث روزنامه ها یافته اند.

«يكی از عاملان تجاوز به پسر جوانی كه چند روز پس از اقدام به اين كار و سرقت از وی، با او تماس گرفته و درخواست پول كرده بودند، دستگير شد.» [انتخاب]
در خبر سایت انتخاب مواردی قابل توجهی به چشم می خورد. شاید نکته کمدی و تراژیک این حادثه درخواست پول عاملان تجاوز است که نشان از گستاخی و اطمینان خاطر مجرمان دارد.
شاید به باور آنها طبق آنچه در جامعه مرسوم است فرد صدمه دیده ماجرا را مخفی خواهد نمود و حتی حاضر است برای عدم افشای آن مبالغی را نیز پرداخت نماید. عدم اعلام شکایتی که در بسیاری از مواقع موجب تکرار جرایم می گردد.

سایت انتخاب در توضیح نحوی وقوع جرم می نویسد: «پسر جوانی به نام حسين با مراجعه به كلانتری 34 "جام جم" شيراز، مدعی شد كه ساعت 21:15 پانزدهم دی ماه، در خيابان "سميه" در حال تردد بوده كه راكب و ترک‌نشين يک دستگاه موتورسيكلت به زور وی را سوار بر موتور خود كرده‌اند.
وی در ادامه به ماموران گفت: پس از اين كه دو مرد جوان، مرا به زور سوار موتورسيكلت خود كردند، به سمت زندان عادل‌آباد به راه افتاده و پشت اين زندان متوقف شده و پس از تعرض به من، كاپشن، ساعت مچی و مبلغ 10 هزار تومان پولم را به سرقت بردند.»
در این خبر به سن پسر اشاره ای نشده اما با توجه به صفت جوان می توان سنی بیش 17 سال را برای او متصور بود. حال اینکه به چه بهانه ای توانسته اند در ساعت 21:15 او را سوار موتور نمایند جای شبهات بسیار است.

این احتمال که به بهانه ی مبارزه به مفاسد اخلاقی نسبت به همراه کردن پسر اقدام کرده باشند وجود دارد. در گذشته نیز موارد مشابه اینچنینی رخ داده و کم نشنیده ایم که دختر و پسرانی طعمه ی این سواستفاده کنندگان قرار گرفته اند.
استفاده از هویت ماموران انتظامی و اطلاعاتی و عدم پرسش و درخواست کارت هویت و یا عدم اطلاع از وظایفو میزان اختیارات ماموران و ضابطه مند نبودن مواجهه ماموران با تخلفات اجتماعی -و یا عدم اطلاع رسانی صحیح در این موارد- زمینه ساز وقوع این جرایم است.
استنباط داشتن قدرتی فرای قانون به واسطه ی ملبس شدن به جامه ی ماموران انتظامی و قضایی و همچنین برخوردهای فرا قانونی برخی از ماموران در مواجهه با شهروندان، پسشگری مردم در مقابل ماموران قانون را به چالش کشیده است.

تغییر این باور نادرست تنها با کمک رسانه ها و همچنین نهادهای انتظامی و قضایی امکان پذیر است. اصل شهروند مداری و برابری همه در مقابل قانون و نظارت بر قدرت تنفیذ شده به ماموران و مسوولان هم می تواند به حل این مشکل كمك كند.
گرچه این گونه جرایم جنسی ریشه های روانی داشته و باید با شناخت درست از مجرمانی که دست به این اقدامات می زنند نسبت به کاهش زمینه ی آن تلاش نمود.
پاورقی:
» جنایات جنسی زنجیره ای [+]
» کیفر خواستی علیه سکس [+]

جنایات جنسی زنجیره ای

28 نظر | جامعه
«مرد 65 ساله با دوربين مدار بسته‌ای كه در اتاق خواب خانه نصب كرده بود از صحنه رابطه با زنان فيلمبرداری می‌كرد. پس از تهيه فيلم از طعمه‌های خود، آن‌ها را به جای بدهكاری‌اش در اختيار طلبكاران خود قرار می‌داد. ماموران در بازرسی خانه اين مرد همچنين 120 ساعت فيلم از رابطه متهم با زنان و دختران جوان كشف كردند.» [انتخاب]

آنچه که در بالا اشاره شد مربوط به جنایات مردی است که با سواستفاده از نقاط ضعف بیش از 37 زن و دختر آنها را مجبور به پذیرش خواسته هایشان می کرده است.
جدای از بررسی شخصیت مجرم از جنبه های روان شناختی و دلایل وقوع اینگونه جرایم که می تواند بنیان بسیاری از خانواده های را دچار تزلزل نماید، بررسی رفتار گروههای مختلفی که مورد سو استفاده قرار گرفته نیز بسیار مهم می نماید.

«احمد برای اين كه طعمه‌هايش از او شكايت نكنند خود را مأمور اطلاعات، وكيل و مأمور پليس معرفی می‌كرد.»
باید پرسید به چه دلیلی برخی خانواده ها بدون بررسی کافی -مثلا تماس با مراجع ذی صلاح- فردی را به عنوان مامور بهزیستی، وکیل دادگستری و یا مامور اطلاعات به خانه ی خود راه می دهند و در مورد صحت و ستم ادعای او تحقیق نمی کنند.
فرهنگ بررسی و پرسشگری از ماموران مختلف وبه تبع آن احترام به این حق از سوی ماموران نهاد ها و سازمانها و حتی اصرار به انجام این کار می تواند از برخی حوادث و وقایع تاسفبار جلوگیری کند.

«احمد با پرسه زدن در مقابل دبيرستان‌های دخترانه اقدام به شناسایی دخترانی می‌كرد كه با پسر دوست بودند. او با تهيه عكس و فيلمبرداری از راه رفتن دختران با پسرها، آن‌ها را مجبور می‌كرد به خانه‌اش بيايند.او دختران دانش‌آموز را تهديد می‌كرد كه اگر به خانه او نيايند، عكس و فيلم را برای پدرشان می‌فرستد.»
دسته ی دیگری از کسانی که مورد سو استفاده قرار گرفته اند را دختران دانش آموز تشکیل می دهند. آنها از ترس افشای روابط عاطفی شان و احتمال عواقب آن در خانواده تن به خواستهای این فرد می داده اند.
باید پذیرفت در این مسئله بخش عمده ای از تقصیر متوجه خانوادهاست. دادن آگاهی لازم و کنترل مناسب روابط دختران و حتی پسران دانش آموز وظیفه ی هر خانواده است.
این کنترلها به معنای ایجاد محدودیتهایی نیست که خود عامل تشدید پنهانکاری فرزندان گردد. بلکه با کانالیزه کردن روابط دختران و پسران کم سن وسال می توان از بسیاری وقایع نامطلوب جلوگیری نمود.

مورد دیگر در این اتفاق دخالت دیرهنگام مامورین انتظامی است. دلیل این امر هم به عدم اعتماد شهروندانی بر می گردد که مورد سو استفاده واقع شده اند و یا برای حفظ آبروی خود از افشای این جنایات سر باز می زنند.
باید این فرهنگ در جامعه نهادینه گردد که پلیس امن ترین و محرم ترین عامل در حوادث اینچنینی می تواند باشد. البته تغییر ساختار و رفتار نیروی انتظامی می تواند کمک شایانی به باور این مسئله بنماید.

نکته ی دیگر در این باره آگاهی دادن و اطلاع رسانی در مورد این وقایع است. بر خلاف نگاه سنتی نه تنها انعکاس حوادث اینچنینی به جامعه لطمه نمی زند بلکه مردم را در مواجهه با این رخدادها آگاه تر می نماید.
یک نگرانی بجا در این حادثه سرنوشت 120 ساعت فیلم گرفته شده از طعمه های متهم است. نیروی انتظامی و دستگاه قضایی باید ضمن انجام مراقبتهای لازم، پس از سرانجام یافتن پرونده، نسبت به انهدام فیلمها اقدام نمایند تا زمینه ی سو استفاده ی دیگری فراهم نگردد.

کیفر خواستی علیه سکس

11 نظر | جامعه
دادستان تهران برای برخی توزیع کنندگان فیلم روابط جنسی منتسب به زهرا امیر ابراهیمی تقاضای اعدام کرده. اعلام جرم بر اساس مطابقت بزه با تجاوز به عنف صورت گرفته است. [+]
بررسی حقوقی این موضوع ضمن اینکه از تخصص اینجانب خارج است، اشراف و دسترسی به منابع و مدارکی که دادستان بر اساس آن به صدور کیفرخواست مذکور اقدام کرده را می طلبد.

اما از دیدگاه اجتماعی و آثار صدور اینگونه احکام موضوع قابل بررسی است. به باور بسیاری نفس احکام صادره گرچه ممکن است وجدان عمومی را تسکین دهد اما از نظر اجرای آن موانع بسیاری وجود دارد. این گمان نیز می رود که شاید صدور این احکام بیشتر جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد.
اما جالب است که جامعه ای که اکثریت آن این رخداد -افشای اسرار خصوصی- را محکوم می کنند، از جهت دیگر حریصانه در بدست آوردن و آگهی از این موارد به رقابت می پردازند. چنین جامعه ای مطمئنن از نوعی بیماری اجتماعی رنج می برد که راه حل آن اعدام نیست.

از سوی دیگر توزیع فیلم های اینچنینی بدون در نظر گرفتن اشخاص حاضر در فیلم از موارد رایج در جامعه است. اینکه نفس توزیع فیلمهای پورنو می تواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد کاملا غیرعقلانی و غیر ممکن است.

این اولین بار نیست که فیلمهای خصوصی اشخاص تکثیر و توزیع می گردد و برای آخرین بار هم نخواهد بود.
اما در مورد اخیر بازتاب رسانه ای و اظهارات و واکنشهای مسوولین در نوع خود جالب توجه بود. گرچه این امکان وجود داشت با بایکوت خبری در مورد این وقایع از همه گیر شدن آن جلوگیری نمود اما بنظر رسید برخی رسانه ها از خاتمه یافتن ماجراها جلوگیری می نمایند.
جالب آنکه همین خبرگزاری ها و رسانه ها در اقدامی دیگر خبر از انتشار فیلمهای منتسب به دیگر بازیگران سینمایی و یک بازیکن فوتبال می دهند و سعی دارند همچنان این موضوعات را در کانون توجهات قرار دهند.

باید بررسی نمود که این وقایع به چه میزان با عملکرد دولت نهم در زمینه های اقتصادی و سیاسی، نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات شوراها، وقایع پیرامون وضعیت پرونده ی فعالیتهای هسته ای ایران و مواردی از این دست در ارتباط است.
پاورقی:
» سناریویی به نام زهره [+]
» همین حالا سی دی رو بشکن [MP3] :
ترانه ای پاپ و رپ برای همدردی با زهرا امیر ابراهیمی [+]

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram