متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



Main


«در آن تئاتر زن‌ها با لباس بدن‌ نما رقصیدند و از دید مسوولان، آن حرکت، حرکتی آوانگارد و پیشرو بود. اما اگر در این دوره کسی بخواهد به آن عرصه نزدیک هم شود به تعبیر حضرات با سانسور و ممیزی رو به ‌رو خواهد شد؛ چرا که ما آن را خلاف قانون می‌دانیم.»
این سخنان صفار هرندی وزیر ارشاد و فرهنگ ارشاد اسلامی دولت احمدی ن‍ژاد و سردبیر سابق روزنامه کیهان است که در جلسه ای با دانشجویان دانشگاه امام صادق بیان شده است.
اشاره هرندی به جشنواره بین المللی تئاتر ایران زمین است که که با سابقه شش ساله به علت تنگ نظری و لجاجت مجلس هفتم و تحریک برخی از عناصر مشکوک قومی تعطیل شد و بجایش جشنواره ای بمب گذاری های زنجيره ای آغاز گشت.
هرندی می افزاید: «امروز کار به جایی رسیده که اگر یک کتاب از زیر دست بررسی در رفته است، سریع توی بازار می‌رویم و هرچه از آن کتاب باشد جمع می‌کنیم اما نمی‌گذاریم جامعه از قبل یک کتاب در معرض آسیب فرهنگی قرار بگیرد.»
باید پرسید در جامعه که سرانه مطالعه در آن دو دقیقه است چگونه یک کتاب می تواند آسیب فرهنگی ایجاد کند؟ در شرایطی که میلیاردها تومان صرف نوشتن و تهیه کتاب ، فیلم ، موسیقی می شود که در راستای تبلیغ و ترویج مبانی رسمی مد نظر حکومت است.
اگر این مبانی از استدلال و جذابیت کافی برخوردار باشد چگونه یک کتاب ، فیلم و یا تئاتری که مخاطبان خاص دارد و گستره نفوذ آن به نیم صدم درصد جامعه نیز نمی رسد خطری برای فرهنگ عمومی قلمداد گردد.
این نوع تفکر نشات گرفته از «بیماری کم مایگی» است. بیماری که اگر متصدیان فرهنگی را آلوده نماید نتیجه آن افزایش فشار و تحدید اهل فرهنگ و ادب خواهد بود. این بیماران ، عقده های فروخورده ای را با خود حمل می کنند که ریشه از ناتوانی آنها در بروز توانایی ها و پذیرفته نشدن توسط جامعه هنری و فرهنگی دگراندیش است.
شاید به همین دلیل هرندی می گوید: «در آثار تجسمی در دوره‌ای نگاه می‌کردیم و می‌دیدیم اثری خیلی وقیح است و تبدیل به کتاب هم شده و چاپ شده است، اما وقتی جریان سالم‌سازی در دستور کارمان باشد دیگر چنین آثاری بیرون نمی‌آید و وقاحت ‌نگاری جای خودش را به سلامت ‌نگاری می‌دهد.»
تفکری که هنر را وقیح می داند ، نشانه های بیماری و پریشانی خود را بروز می دهد. سلامت نگاری را برابر با مدیحه سرایی می داند و هنرمند مستقل و دگر انديش را دشمن و فاسد می خواند.
گرچه در این دوران نهادهای رسمی در ریشه کن کردن هنر مستقل همت می گمارند اما به واقع در همین زمان است که بسیاری از آثار هنری ناب و درخشان ظهور می کنند. حتی اگر صفار هرندی و دوستان کیهان نشینش نخواهند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


فیلم کوتاهی با عنوان «فتنه» ساخته گیرت وایلدرز، نماینده پارلمان هلند درباره رابطه قرآن و تروریسم جنجال تازه ای را مخصوصن در جهان اسلام آغاز کرده است.
نمایش این فیلم که از دیروز بر روی اینترنت آغاز شده اعتراض بسیاری از کشورهای اسلامی را در پی داشته و انها نسبت به عواقب این اقدام هشدار داده اند.
اما بعید است معترضان در جهت پاسخگویی مستدل و منطقی به مواردی که فیلم به آنها اشاره می کند، اقدامی صورت دهند. به هرا حال برخی آیات قرآن در شکل انجام احکام مربوط به مجازاتها ظاهری خشن دارند. گرچه روحانیون مسلمان بر ذات عادلانه و درمانگر آنها تاکید می کنند.
قطع انگشتان ، دست و پا ، سنگسار ، پرتاب از کوه ، بیرون آوردن چشم از حدقه ، شلاق زدن از جمله مجازاتهای مرسوم و موجود در احکام اسلامی است که در برخی موارد قران به آنها اشاره روشن دارد.
اینگونه بررسی تطبیقی میان مبانی دینی و رفتارهای پیروان ادیان مختلف تازگی ندارد. به عنوان مثال چند سال پیش توسط یکی از دوستانم در ایران کتابچه ای با عنوان «بررسی مبانی دینی جنایات صهیونیسم» منتشر شد.

روی عکس کلیک کنید
برای دیدن همه صفحه همراه با عکس ، کلیک کنید

در این کتابچه با اشاره به برخی آیات کتب مقدس یهودیان ، اینگونه استدلال شده که ریشه بسیاری از جنایات اسرائیل در فلسطین را می توان در احکام دینی یهودیت جستجو کرد.
اشعیا ، باب 13 ، آیه 15: «و هر که یافت شود با نیزه زده خواهد شد و هر گرفته شود با شمشیر خواهد افتاد». حزقیال ، باب 9 ، آیه 6 و 5: «پیر و جوان ، دختران نا بالغ، کودکان و زنها را به قتل رسانید و ترحم منمایید.»
بر هر حال این فیلم را شاید بتوان نقدی بر تمامی خشونت هایی دانست که مبنای مذهبی و دینی دارند، تنها لازم است به جای آیاتی از قران به دیگر کتب آسمانی اشاره کرد و تصاویر دیگری برای فیلم انتخاب نمود.
در این شرایط مقابله به مثل و یا برخورد خشونت بار تنها به درستی فیلم مذکور صحه خواهد نهاد. اگر در مورد این فیلم پاسخ وجود دارد باید با روشی منطقی و بدور از احساسات پاسخ داده شود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  15 نظر |


در پی درگذشت مهران قاسمی روزنامه نگار٬ مترجم٬ نویسنده جوان ، مسیح علی نژاد در تکاپوی برگزاری مسابقه ای بود تا یاد و خاطره مهران را زنده نگاه دارد.
به این صورت بود که مسابقه «یاد قلم» متولد شد. با نظر مسیح قرار شد برای اجرای بهتر مسابقه من و محمد رحیمی زاده نیز بخشی از کارها را بر عهده بگیریم.
اینگونه شد که مخصوصن با تلاش محمد وبلاگ مسابقه درکمترین مدت ساخته شد. طرح پوستر را نیز با نظر مسیح آماده کردم تا رسما با اعلام زمان و موضوعات و اسامی داوران ، آغاز مسابقه اعلام گردد.
مسابقه ای که تنها نام داوران آن می تواند مشخص کننده اهمیت ماجرا باشد: اسدالله امرایی ، ژیلا بنی یعقوب ، مسعود بهنود، عطاالله مهاجرانی و کسری نوری که البته مسوول برگزاری آن نیز مسیحعلی نژاد است.
همچنین از روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان نام آشنایی زیادی برای کمک به اجرای بهتر مسابقه کمک گرفته شد: جواد دلیری ٬ اکبر منتجبی ٬ رضا مهدوی هزاوه ٬ مریم شبانی ٬ علی اصغر سید آبادی ٬ فهيمه خضرحيدری ، محمد آقازاده ، هاشم حکمه ٬ عبدالرضا تاجیک ٬ محمد رحیمی زاده ٬ بهمن احمدی امویی ، سامان رسول پور، سيروان رحمانزاده ٬ سلامت سید نوری ٬ حمید مافی ٬ رضا حقیقت نژاد.
شما می توانید برای اطلاع از جزئیاب بیشتر به وبلاگ مسابقه و این مطلب علی نژاد مراجعه کنید. در همین حال بزودی با همکاری محمد رحیمی زاده وب سایت «یاد قلم» را هم آماده می کنیم تا بصورت جدی تری اخبار و اطلاعات را در اختیار دوستان قرار دهیم.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


جشنواره بین المللی تئاتر ایران زمین از معدود برنامه های فرهنگی-هنری بود که در استان خوزستان متولد شد و رفته رفته جای خود را در تقویم بخشی از طبقه متوسط این استان باز نمود.
آذر ماه هر سال گروه های مختلف نمایشی از سراسر ایران و چند کشور خارجی ، خصوصن کشورهای آسیایه میانه و روسیه ، گردهم می آمدند و با رجوع به متون کهن ایران زمین به ایفای نقش می پرداختند.
این جشنواره در ابتدای ساکن با مخالفت دو گروه عمده روبرو بود: ابتدا قشریون مذهبی و نیروهای راست افراطی که هر حرکت فرهنگی و اجتماعی اثر گذار را تضیف جایگاه و پایگاه خود قلمداد می کردند و گروه دوم معدود نیروهای پان عربی و جدایی طلب.
جالب آنکه گاهی گروه دوم در لباس و تحت لوای گروه اول به نقش آفرینی و حمله به سنت های کهن ایرانی می پرداختند. جریاناتی که در نهایت به شکل انفجارهای کور و بی هدف سالهای اخیر بروز کرد.
در هر حال این جشنواره بین المللی که به نوعی کارنامه و اعتبار فرهنگی دولت اصلاحات در خوزستان محسوب می شد به تحریک عناصر قومی مغضوب نیروهای سیاسی اقتدارگرا واقع شد و در مقطعی به معضل عمده ای برای دولت سید محمد خاتمی تبدیل شد.
تا جایی که برخی نمایندگان مجلس خواستار استعفا و یا استیضاح وزیر کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت شدند.در این شرایط بود که اقتدارگرایان تازه به مجلس رسیده از نیروهای روشنفکر انتقام سختی گرفتند و اکثر برنامه های فرهنگی ، هنری و اجتماعی را تعطیل و تحدید نمودند.
بهانه ی این ماجرا نیز به شکل حساب شده ای فراهم شد. در یکی از پیش نمایش ها چند عکاس با تهیه عکسهای ویژه از پوشش بازیگران زن خارجی زمینه ی برخورد با جشنواره را فراهم کردند.
در برنامه ی اختتامیه با افتادن روسری یکی از بازیگران گروه تئاتر ارمنستان در اجرای بخشی از نمایش پروژه رسمن کلید خورد. چند روز بعد نیز عکسهایی از لباس نامناسب بازیگران گروه تئاتر ارمنستان در اجرای آزمایشی به شکل گسترده ای منتشر شد.
متولی انتشار این عکسها و فیلم منتخب مراسم اختتامیه و چند تئاتر ایرانی و خارجی نیز یکی از نهادهای نظامی بود که با حمایت کامل سید احمد موسوی و ناصر سودانی نمایندگان وقت اهواز در مجلس هفتم صورت پذیرفت.
اهمیت ماجرا پای حداد عادل ، باهنر و افروغ را نیز به ماجرا کشاند و پرونده ای برای خاطیان جشنواره تشکیل شد و در نهایت چند مدیر اداره ارشادبه زندان ، شلاق و انفصال از خدمت محکوم شدند و عملن جشنواره تعطیل شد.
فضای سنگین بر رسانه های محلی نیز با ورود و حضور نیروهای نظامی و ضعف دولت سید محمد خاتمی و بخصوص وزارت ارشاد احمد مسجد جامعی در دفاع از جشنواره مزیدعلت شد تا اعتراض جدی بروز پیدا نکند و به واقع بخاطر دستمالی ، قیصریه به آتش کشیده شد.
پس از آن سالها همچنان رکود و بی تحرکی بر فضای فرهنگی استان خوزستان و شهر اهواز حاکم است. فضایی که برای چند ماه متاثر از برگزاری جشنواره بین الملی تئاتر ایران زمین در هر روز هزاران علاقمند را به سالن های مختلف در سراسر شهر اهواز می کشاند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  8 نظر |


سایت خبری راه نو وابسته به حزب کارگزاران ساندگی ایران در مطلبی با عنوان «یانگوم، صدا و سیما و مردم زیر خط قهم» در مورد قسمت اخیر سریال جوهری در فصر می نویسد:
«...امپراتور به یانگوم دل می بندد و از وی می خواهد كه همسرش شود، در كنار همسران دیگری كه انتخاب كرده در حرمسرای خود با آنها مشغول است.
قیچی ناشیانه این سریال ، ‌به قدری رو بوده است كه هر فردی با فهمی اندک از خط سیر ماجرا می توانست به این گونه سانسور كردن پی ببرد.
درواقع پیام اصلی سریال یانگوم نشان دادن پاكیزگی دربار امپراتور نیست بلكه می خواهد بگوید كه دربار كه نمادی از تجمع قدرت و ثروت است ، ‌به انواع فسادهایی كه هر قدرتی میتواند به آن دچار شود، دچار است.»
نویسنده این مطلب معتقد است «آنها برای مردم فهمی قائل نیستند و این نكته را در انعكاس رسانه ای نشست احمدی نژاد از دانشگاه كلمبیا هم بروز دادند و چون فكر می كردند مردم ایران زیر خط فهم هستند».
موضوع تنها فهم مردم ایران نیست. سانسور در ایران تاریخچه ای به قدمت تاریخ این سرزمین دارد. گرچه در چند دهه اخیر با توجه به اهمیت یافتن مفاهیمی همچون آزادی بیان و حقوق شهروندی دنبال نمودن رفتار گذشته قابل توجیه نیست.
شاید به همین دلیل ست که به نوشته راز نو كارگردانانی كه سالها درخط فكری اين سازمان بوده در مورد سانسور در صدا و سیما می گوید:
«این نكبت سانسور، آفت ویرانگری است كه همه‌ زحمت‌ها را از ریخت می‌اندازد. شما هر چه فریاد برآوردید كه نظام ما در پی دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته‌ای ست، با یك سانسور، با بستن یك روزنامه، همه‌ی بافته‌ها رشته می‌شود. رادیو و تلویزیون ما سخت در چنبره‌ی سانسور همه جانبه گرفتارند.»
اما در این مورد و موارد مشابه دلیل اصلی شاید نگاه بیمار گونه ی جنسی است. تا جایی که بیشترین حجم سانسور در سریال های خارجی و حتی داخلی مربوط به روابط عاطفی شخصیت های داستان هاست.
این روابط تنها از نوع جنسی و جسمی نیست. صدا و سیما حتی از نمایش روابط عاطفی روحی و ابراز محبت های کلامی نیز پرهیز می کند. در حالی که قساوت و تنفر را براحتی به تصویر می کشد.
اگر به همان میزان که در نشان دادن پلیدی ها و ناهنجاریها میدان فعالیت فراغ بود به روابط انسانی و عواطف بها داده می شد جامعه ما کمتر دچار مشکلات و معضلات جاری بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  8 نظر |


خبرگزاری فارس در خبری با عنوان «زندگی ‌نامه دوريس لسينگ برنده كرمانشاهی نوبل ادبيات 2007» بیش از پیش آلودگی فضای خبر رسانی دولتی در ایران را به نمایش می گذارد.
این خبرگزاری ساعات پش از انتشار این خبر زیر تیتر «سكوت خبرگزاری ‌های بين ‌المللی به دليل ايرانی ‌الاصل بودن لسينگ» این نکته را به خوانندگان القا می کند که در مورد برنده شدن لسینگ سگوت خبری جهانی وجود دارد.
اما در متن خبر آمده است: «در حاليكه خبرگزاری ‌های بين‌ المللی از احتمال برنده شدن یک نويسنده آمريكایی به عنوان مهم ‌ترين نامزد نوبل ادبی امسال خبر می ‌دادند، با برنده شدن «دوريس لسينگ»، ايرانی ‌‌الاصل بودن وی را مسكوت گذاشتند».
این خبرگزاری همچنین اضافه می کند :«خبرگزاری ‌ها بدون اشاره به ایرانی تبار بودن لسینگ با انتخاب تيتر نوبل ادبی امسال به دوريس لسينگ انگليسی رسيد از اين رويداد ادبی خبر دادند».
جالب است که دروغ پردازی های این سایت در خبر مربوط به زندگی نامه ی این نویسنده کاملا مشخص شده است. طبق قوانین ایران به کسی ایرانی الاصل گفته می شد که پدرش ایرانی و یا تابعیت ایران را طبق قانون کسب کرده باشد.
قوانین ایران برای محل تولد جهت اخذ تابعیت جایگاهی قائل نیست. پس به هیچ عنوان این نویسنده با پدر و مادر انگلیسی اش را نمی توان کرمانشاهی خواند حتی اگر محل تولد کرمانشاه باشد.
از سوی دیگر ایرانی تبار و یا ایرانی الاصل خواندن این نویسنده بنظر مضحک و خنده دار است وقتی هیچ کدام از والدین او تبار و نژاد ایرانی ندارند. ایرانی تبار به معنی اینست که پدر و یا اجداد این نویسنده ایرانی بوده اند.
اگر واقعا در پی کسب افتخار هستیم بهتر است به شیرین عبادی توجه کنیم. او که یک ایرانی اصیل و برنده ارزشمندترین نوبل جهانی است. نوبلی که به حقوق انسان ها توجه دارد.
تنها نوبل ایرانی ، نوبل صلح شیرین عبادی است که رسانه ها و خبرگزاری و مسوولان حکومتی نه تنها توجهی به آن نکردند بلکه در جهت کوچک شمردن آن اتفاق تلاش زیادی نمودند.
اینگونه دروغ پردازی ها و خبرسازی ها واقعا در شان یک رسانه ی خبری معتبر نیست. در حالی که صدها هزار کودک افغانستانی متولد ایران را ایرانی الاصل نمی دانیم و با وجود ریشه مشترکشان با ما مورد ظلم و بی عدالتی قرار می دهیم.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  10 نظر |


خبرگزاری فارس به نقل از رئيس مركز موسيقی و سرود صدا و سيما گزارش می دهد که برای بهرمندی بيشتر از اركسترهای صدا و سيما، از فرهاد فخرالدينی و لوریس چكناواريان برای همكاری دعوت خواهد شد.
مدت زمان زیادی نمی گذرد که روزنامه کیهان به سردبیری حسین شریعتمداری جمعی از نخبگان فرهنگ و هنر این ملک را به اتهام تلاش در جهت براندازی نرم مورد شماتت قرار داد و آنها را سربازان ارتش انقلاب مخملی نامید.
اما بنظر می رسد سربازان این ارتش آنچنان مورد توجه واقع شده اند که احمدی نژاد به دیدن اجرای چکناواریان می رود و صدا و سیما برای جلب نظر ایشان برای همکاری تلاش می کند.
گرچه شاید اینگونه ابراز علاقه ها بیشتر برای بهره بردن از اعتبار و مقبولیت هنرمندان باشد اما به هر حال عرض ادب و احترام به دردانه های فرهنگ و هنر ایران و حتی جهان امری پسندیده است.
بهتر است در این راستا دولت نهم، صدا و سیما، روزنامه ی کیهان و دیگر مراجع ذیصلاح نسبت به تجلیل و استفاده مناسب از هنر بزرگان دیگری همچون آیدین آغداشلو ، کامبیز درم بخش ، پرویز تناولی و نادر مشایخی و ده تن دیگر اقدام کنند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


محمود اربابی مدير كل اداره نظارت و ارزشيابی معاونت سینمایی وزرات ارشاد دولت احمدی نژاد مدعی شد فعلا به مصلحت نيست كه فيلم "سنتوری" ساخته "داريوش مهرجویی" به نمايش عمومی درآيد.
وی که در نشست خبری این معاونت شرکت کرده بود افزود: "سنتوری" پروانه نمايش عمومی را از اداره نظارت و ارزشیابی دريافت كرده اما به صلاح ديد مقامات بالاتر فعلن اكران اين فيلم معلق شده است.
اربابی در توضیح دلایل تعلیق آخرین ساخته مهرجویی عنوان نمود: اين اداره كل بر اساس ديدگاه خود رای به نمايش عمومی اين فيلم داد اما مقامات بالاتر از ديدگاهی ديگر كه ما به آن فكر نكرده بوديم نمايش "سنتوری" را صلاح ندانستند.
مدیر کل اداره ارزشیابی توضیح نداد "دیدگاه دیگری" که موجب شد سنتوری توقیف شود بر اساس چه معیارهایی ابراز شده است. گرچه بنظر می رسد وزیر ارشاد صفار هرندی در موردعدم نمایش فیلم تصمصم گیری کرده است.
هرندی پیشتر به عنوان سردبیر کیهان تحت مسوولیت حسین شریعتمداری و هم اکنون در کسوت وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد عملکرد و دیدگاه منفی نسبت هنرمندان مستقل و فرهنگ و هنر پیشرو داشته است.
گرچه مسوولان اعلام نموده اند اين امكان وجود دارد كه "سنتوری" پس از رفع مشكلاتی كه جهت نمايش عمومی دارد، روانه اكران شود اما بنظر به این زودی ها نمی توان انتظار نمایش این فیلم را داشت.
همچنین مشخص نیست از فیلمی که در چند مرحله زیر تیغ سانسور رفته و انسجام و هویت آن خدشه دار شده چه چیزی برای نمایش باقی خواهد ماند.مطمئنن دیگر نمی توان انتظار فیلمی با کارگردانی مهرجویی را داشت. شاید سنتوری قابل نمایش به روایت صفار هرندی باشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


این مطلب را با طرح این سوال شروع می کنم: چرا صدا و سیمای ایران فیلمهایی را به نمایش می گذارد که جوهره ی آنها دچار تغییر شده و از فرم و شکل اصلی فاصله ی بسیاری دارند.
سانسور صحنه های معاشقه و یا تغییر داستان فیلمهایی که از نظر سیاسی برای حکومت ایران اهمیت دارد امری متداول و طبیعی قلمداد می گردد اما وقتی بحث از پخش فیلمهایی است که محوریت آنها بر مسائل جنسی بنا شده ماجرا کمی تفاوت دارد.
این فیلمها در کش و قوس سانسور و تغییر محتوا ، ارزش واقعی خود را از دست داده و مفهوم دیگری پیدا می کنند. آیا نفس پخش آنها می تواند بهانه ای برای مثله کردن این فیلمها باشد.

"یعدازظهرسگی" کاری از سیدنی لومت با بازی درخشان آل پاچینو از آن دست فیلمهایی است که صدا و سیما برای پخش کردن مجبور شده ماجرای فیلم را تغییر دهد. روایت یک دزدی از بانک که به بهانه ی تهیه هزینه ی عمل تغییر جنسیت انجام می گیرد.
سونی ورتزیک و یا همان پاچینو برای تامین هزینه ی تغییر جنسیت دوست پسرش لئون شرمر با بازی کریس سرندون اقدام به سرقت از یک بانک می کند. واکنشها و نگاه گروگانها و یا مردمی که در اطراف بانک جمع شده اند به این اقدام "سونی ورتزیک" جانمایه فیلم محسوب می شود.
"بعدازظهرسگی" که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده یکی از آثار درخشان سینمای جهان است. این فیلم برنده اسکار بهترین فیلمنامه و کاندیدای بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول، بهترین بازیگر نقش دوم، بهترین تصویربرداری و بهترین ادیت شد.
همچنین این فیلم کاندیدای 7 جایزه گلدن گلوبز، برنده جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مردNBR و جز 100 فیلم برتر تاریخ سینما جهان شده است.

"ساعت ها" ساخته استيفن دالدری با بازی نيكول كيدمن، جولين مور و مريل استريپ است. داستان این فیلم روایت یک روز از زندگی سه زن در سه دوره ی زمانی مختلف است.
ويرجينيا وولف با بازی نیکول کیدمن که با دوری از همسرش تمایلات هم جنسگرایانه از خود بروز می دهد، در سال ۱۹۲۳ در حال نگارش رمان خانم دالووی است، لورا براون -یا جولین مور- زنی خانه دار و البته همجنسگرا که در سال ۱۹۵۱ در حال خواندن رمان "خانم دالووی" است.
كلاريسا واگان با بازی مریل استریپ زنی همجنس گرا تجسم خانم دالووی در سال ۲۰۰۱ است و دوستی دارد که از بیماری ایدز خواهد مرد. این فیلم به واقع روایت روابط جنسی ، پوچی و خودکشی است که با خودکشی ویرجینیا وولف نیز پایان می یابد.
این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن -نیکول کیدمن- کاندیدای بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مکمل نقش مرد، بهترین بازیگر مکمل نقش زن، بهترین فیلمنامه و بهترین تدوین و طراحی در سال 2002 شده است.
همچنین برنده دو جایزه بهترین درام و بهترین بازیگر نقش اول زن و کاندیدای 5 جایزه دیگر از گولدن کلوبز و موفق به کسب بیش از 20 جایزه از جشنواره های مختلف در جشنواره های فیلم انگلستان، برلین، بوستون، لاس وگاس و دیگر کشورها شده است.

به این دو فیلم می توان اسم ده ها شاهکار سینمایی دیگر مربوط به شرق و غرب را اضافه نمود. صدها رمان و کتاب های داستان. موسیقی نیز از گزند این سانسورها و تنگ نظری در امان نبوده است.
بهانه ی تمام این رفتارها نیز حفظ و توجه به ارزشهای اجتماعی و اخلاقی جامعه است. اما آیا درباره موفق بوده ایم؟ بسیار دور از ذهن است که کسی با دیدن فیلم ساعتها و یا بعد از ظهر سگی و مثلا خواندن رمان "خانم دالووی" ویرجینیا ولف که ممنوع الچاپ شده دچار انحراف اخلاقی شود.
در چند دهه ی اخیر همیشه گرفتار باید و نباید هایی بوده ایم که گاهی در تقابل با خرد و منطق بوده اند. قواعد و ضوابطی بر زندگی فردی و اجتماعی مردم حاکم شده که بسیاری از واکنش های طبیعی را به ناهنجاری اجتماعی سوق داده است.
در ربع قرن اخیر حکومت سعی نموده ضوابطی را بر جامعه حاکم کند که ریشه در مذهب ، سنت و عرف آمیخته با قشری گری داشته است. حالا این سوال را باید پرسید که با وجود تمامی این قید و بندها آیا شرایط اخلاقی جامعه بهتر شده و یا ما به نزول اخلاقی دچار شده ایم؟
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  13 نظر |


دیشب سینما یک فیلم The Departed -با ترجمه مردگان یا رفتگان- را پخش کرد. این فیلم برندهٔ جایزه اسکار سال ۲۰۰۶ کاری از کارگردان شهیر آمریکایی ایتالیایی الاصل مارتین اسکورسیزی با بازی لئوناردو دی کاپریو، مت دیمون و جک نیکلسون است
The Departed را پیش از این بدون سانسور و با زیر نویس فارسی دیده بودم. در نگاه اول شاید حذف صحنه های سکسی نمی توانست لطمه چندانی به کل ماجرا و ارزش بصری فیلم وارد نماید.اما ماجرا به شکل کاملا متفاوتی بود.

در پخش این فیلم از شبکه ی یک ایران حتی بسیاری از شات های معمولی نیز دچار سانسور شده بود.مثلا در مراسم تشیع جنازه کاستیگان -دی کاپریو- سالیوان -مت دیمون- از دوستانش می خواهد که بعدا به آنها ملحق شود و منتظر مادولین -ورا فارمیگا- می ماند. که بی هیچ دلیل این دیالوگ رد و بدل شده بین سالیوان و دوستانش حذف می شود.
یا در بخش پایانی فیلم زمانی که سالیوان از آسانسور بالا می آید و سعی می کند سگ کوچولوی پیرزن همسایه را که در حال ورود به آسانسور است ناز کند بی هیچ دلیلی حذف شده است.

اما فاجعه وقتی رخ می دهد که مهمترین قسمت فیلم سانسورو دیالوگی ساختگی ارائه می گردد.در جایی از فیلم کاستیگان در حال خارج شدن از آسانسور در حالی که سالیوان را دستگیر کرده به ضرب گلوله کشته می شود.
ضارب یکی دیگر از جاسوسان کاستلو -جک نیکلسون- در پلیس است که به کمک سالیوان آمده. او به سالیوان می گوید که کاستلو جاسوسان زیادی را در پلیس داشته و آنها باید کماکان از هم حمایت کنند.
اما در دوبله ی فیلم اینگونه گفته می شود که کاستلو جز اف بی آی بوده و نباید این موضوع مشخص گردد. در همین حال در آسانسور باز می شود و پلیس سیاه پوست برون -آنتونی اندرسون-خارج می شود که او هم به دست جاسوس کاستلو کشته می شود.
پس از این موضوع سالیوان هم جاسوس دیگر کاستلو را می کشد تا هم خود در امان باشد و همچنین بتواند سناریو این کشتار را به شکل دیگری نشان دهد. اما تمامی این اتفاقات از فیلم حذف شده است.
در همین حال برای تماشاگر و مخاطب دیشب سینما یک مشخص نشد که فرزندی را که مادولین حامله است متعلق به کاستیگان می باشد و نه سالیوان.

سخنان کارشناسنان برنامه ی سینما یک -بجز آقای صدر البته- نیز پس از پایان فیلم در نوع خود منحصر به فرد بود. تناقض گویی و پراکندگی در بیان نظرات و حتی اشتباهات آماتوری در گریز به دیگر فیلمها. دیشب "سینما یک" یکی از بدترین برنامه های خود را پشت سر گذاشت.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  16 نظر |


به گزارش سایت خبری آفتاب در حالی که یک ماه از توقیف روزنامه هم‌میهن می گذرد و در آستانه روز خبرنگار، روزنامه‌ شرق در شماره 924 خود بار دیگر به دستور هیات نظارت بر مطبوعات به محاق توقیف فرو رفت.
این اقدامی در حالی صورت می پذیرد که چند روز پیش احمدی نژاد در پاسخ به خبرنگاری الجزایری که در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران سوال کرده بودند مدعی شد در ایران تقریبا آزادی مطلق وجود دارد.

در حالی که تنها در چند ماه اخیر تعداد قابل توجه از فعالین دانشجویی دستگیر و روانه زندان شده اند، خبرگزاری های مستقل تحت فشار قرار گرفته اند تا جایی که ایلنا مجبور شد به طور داوطلبانه از ادامه فعالیت خودداری کند چگونه می تواند مدعی آزادی مطلق بود!
ایجاد محدودیت به رسانه ها و فعالین سیاسی محدود نشده است. محدودیت های اجتماعی برای شهروندان، جلوگیری از انتشار برخی کتابها، آهنگها و فیلمهای سینمایی را باید به لیست سیاهکاری های دولت نهم اضافه نمود.

در بعد اقتصادی نیز بر خلاف شعارها و وعده های دولت نهم بر طبق نظرسنجی که خبرگزاری فارس منتشر کرده -در مورد اعتبار آن شبهات جدی وجود دارد- 70 درصد مردم معتقدند فعالیت اقتصادی دولت منفی بوده و یا تاثیری در بهبود وضعیت نداشته است.
بنظر می رسد در حالی که اقتدارگرایان درعراق مشغول مذاکرات -وهمکاری- نزدیک و فشرده با آمریکایی ها هستند سناریوی افزایش فشار را در داخل دنبال می کنند. فشاری که شاید پاشنه آشیل تمامیت خواهان باشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


دهم مرداد ماه 86 خبرگزاری فارس زیر عنوان "مخملباف ها فرانسوی شدند" به نقل از یک منبع آگاه مدعی شد محسن مخملباف به همراه همسر و فرزندانش (مرضيه مشكينی، سميرا، حنا و ميثم مخملباف) تبعه كشور فرانسه شده و به عنوان شهروند فرانسوی در اين كشور زندگی می ‌كند.
از آنجا که طبق قوانین ایران تابعیت دوگانه مورد پذیرش نیست، این اقدام به عنوان ترک تابعیت ایرانی و پذیرش شهروندی فرانسوی تلقی می شد.

در همین حال امروز -13 مردادماه 86- این خبرگزاری در زیر عنوان "توضیح خانواده مخملباف درباره خبر تابعیت فرانسویشان" به نقل از همسر سمیرا آورده است:
«مخملباف كه بعد از ساخت فيلم سفر قندهار نشان هنری شواليه را از طرف فرانسوی ‌ها دريافت كرده بود حدود شش ماه پيش به جهت تقدير از فعاليت‌های هنری وی عنوان شهروند افتخاری و دائم فرانسه به او اهدا گرديد.
به هيچ كدام از ساير اعضای خانواده مخملباف عنوان شهروندی فرانسه اهدا نشده است. من و همسرم، در دو سال گذشته مشخصا در ايران زندگی كرده ‌ايم و مرضيه مشکینی و حنا نيز در ايران زندگی می كنند اما بيشتر بين تاجيكستان و افغانستان در سفر هستند.
ميثم نيز در انگلستان مشغول به تحصيل است. بنابراين خانواده مخملباف فرانسوی نشده و اعضای آن نيز تبعه فرانسه نمی ‌باشند.»
واضح است که خبرگزاری فارس در انتخاب تیتر تکذیب خبر اول شیطنت به خرج داده و تیتری دو پهلو را برگزیده است. همچنین در پی توضیحات همسر سمیرا مخملباف از عذرخواهی برای انتشار این خبر جعلی خودداری کرده است.

در همین حال ساعاتی پیش خبرگزاری فارس از نظر سنجی خبر داد که در آن 80 درصد مردم با ادامه غنی سازی در ایران موافق هستند. فارس مدعی است این نظر سنجی را یکی از مراکز معتبر -بدون ذکر نام- انجام داده است.
در همین خبر آمده است 2/29 درصد از پرسش شوندگان اخبار هسته ای را تا حدی و 8/23 درصد مردم نيز به مقدار كم و خيلی كم پيگيری می ‌كنند.
در حالی که نزدیک به 53 درصد مردم اخبار هسته ای را به شکل جدی دنبال نمی کنند چگونه 80 درصد آنها می توانند نسبت به ادامه غنی سازی بدون آگاهی از آثار آن بر اقتصاد و امنیت و منافع ملی اصرار داشته باشند؟
صفت معتبر این مرکز نظرسنجی بی نام را بگذارید کنار منبع آگاه خبر فرانسوی شدن مخملباف ها خودتان قضاوت کنید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  13 نظر |


روزنامه هم میهن در شماره 42 متوقف شد. جریده ای که این روزها روی دکه های روزنامه فروشی دلبری می کرد و نایاب شده بود.
هم میهن گرچه از جنس جامعه و نشاط و توس و عصر آزدگان و حتی شرق بود اما طعم و مزه ی دیگری داشت. یک نوع پختگی و تعادل همراه با جسارت قابل تقدیر در بیان نظرات انتقادی به حکومت.
شاید همین شرایط بود که هم میهن را تبدیل به تهدید کرد. شاید طنز تلخ تاریخ است که سعيد مرتضوی، دادستان تهران دلایل توقيف روزنامه "هم ‌ميهن" را در نامه ای به صفار هرندی وزیر ارشاد اعلام كرد.

او که زمانی در جایگاه قاضی دادگاه مطبوعات به دشمن شماره یک آزادی بیان تبدیل شده بود. تا جایی که انتخابش به عنوان دادستان تهران اعتراض رییس جمهور وقت سید محمد خاتمی را نیز در پی داشت.
به هر حال، فردا روزی بدون هم میهن است، روزی که این روزنامه و شاید بخشی از وجود برخی از ما در بند می شود اما مهم تر از اینها ، مهم تر از ما و هم میهن، میهن مان است که می ماند به انتظار روزهای بهتر.

شاید وقتش نیست که بنویسم به آقای حسین درخشان و دنبالک های حقیرش تبریک می گویم بخاطر این اتفاق مبارک. بخاطر فشاری که امروز به خبرگزاری ایلنا و آفتاب می آید.
بخاطر حکم زندان و شلاق دلارام علی، بخاطر اینکه تهدیدها و لجن پراکنی های این موجود قابل ترحم نسبت به جنبش زنان و مدافعان حقوق بشر دارد جنبه عملی پیدا می کند. برخی چه ارزان خودشان را می فروشند.
در همین زمینه :
» پوپولیست ها می خندند [مسیح علی نژاد]
» تبریک به هم پیمانان شاهرودی [بر ساحل سلامت]
» هم‌ ميهن توقيف و ايلنا تعطيل شد [خبرنگار]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  10 نظر |


«سيدعليرضا سجادپور در جلسه‌ عمومی‌ هيات اسلامی هنرمندان، گفت: اليور استون فيلمساز آمریکایی برای ساختن فیلمی درباره محمود احمدی ‌نژاد درخواست سفر به ايران را مطرح كرده است. » [فارس-8 تیر86]
«اگر اليور استون بخواهد فيلمی خلاف واقع درباره احمدی ‌نژاد بسازد، آبرو و اعتبار خود را در پيش چشم مردم جهان از دست خواهد داد چرا كه شخصيت و محبوبيت رئيس‌ جمهور، سير صعودی روزافزونی داشته است.» [فارس-9 تیر 86]
تا اینجای ماجرا همه چیز خوب پیش می رود. حتی روزنامه ی هم میهن این موضوع را تیتر یک می کند و چند نقد هم در این مورد نوشته می شود. در این میان دولت واکنش رسمی نشان نداده است.

«الیور استون، در مصاحبه با شبكه خبری فاكس نيوز موضوع ساخت فيلم درباره رئيس جمهور ايران را تكذيب كرد. وی در اين مصاحبه گفته است هيچ انگيزه ای برای من وجود ندارد كه درباره احمدی ‌‏نژاد فيلم بسازم .» [ایلنا-10 تیر 86]
«: درخواست اوليور استون برای ساخت فيلم درباره زندگی محمود احمدی‌ نژاد كاملا رسمی و غيرقابل تكذيب است. خبری كه در زمينه تكذيب ساخت فيلم در‌ شبكه فاكس نيوز منتشر شده، حقيقت ندارد و جعلی است» [فارس-10 تیر 86]
این یک شکست کامل تعبیر می شود. تبلیغاتی به این گسترده گی و مصاحبه الیور استون با فاکس نیوز و تکذیب ساختن فیلم در مورد معجزه ی هزاره ی سوم. اما مطمئنن دولت نهم واکنش نشان خواهد داد.

«جواب منفی دكتر احمدی ‌نژاد را برای اليور استون فرستادم درست است كه اين فرد در آمريكا به عنوان اپوزيسيون مطرح است اما اپوزيسيون هم در آمريكا بخشی از شيطان بزرگ است.» [فارس-10 تیر 86]
جالب است که گوینده این سخنان را بشناسیم. او کسی نیست جر مهدی کلهر، مشاور رسانه ای احمدی نژاد در دولت نهم که سابقه خوبی در بیان حقایق ندارد.
«بيش از یک سال است كه از طرق مختلف اليور استون درخواست خود را مطرح كرده است كه البته من در جريان مستقيم آن نبودم...من جواب منفی دكتر احمدی ‌نژاد را برای اليور استون فرستاد»

بعید نیست در روزهای آینده فکسی از الیور استون را به نمایش بگذارند که درخواست ساختن این فیلم را مطرح کرده باشد اما با توجه به سابقه دولت نهم در موارد متعدد باور آن مشکل است.
به هر حال شاید کلید حل این معما در سخنان 9 تیر ماه 86 سجادپور مخفی باشد. جایی که سجاد پور شاید انتظار نداشت طرح این موضوع بازتاب زیادی داشته باشد و اینگونه موجب دردسر دولت شود.
«تعجب شخصی ‌ام را از اين موضوع ابراز می‌ كنم كه از بين موضوعات مختلفی كه در جلسه ادواری هيئت اسلامی هنرمندان مطرح شد، چرا اين موضوع موردتوجه رسانه‌ها قرار گرفته است» [سجادپور-فارس]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


مهدی کلهر مشاور فرهنگی احمدی نژاد در زمان انتخابات، هم اکنون مشاور احمدی نژاد در امور رسانه ها است. کلهر با شکل و شمایل خاص -موهای دم اسبی- و ادعاهای عجیب و غریب به چهره ای خبرساز در زمان انتخابات تبدیل شد.
او که وعده ی بازگشت خوانندگان لوس آنجلسی و آزادی در اجرای برنامه های هنری و فرهنگی را می داد سعی نمود از احمدی نژاد و دولت آینده اش چهره ای معتدل و فرهنگ دوست ارائه کند.
اما پس از انتخاب احمدی نژاد کلهر به حاشیه رفت و تنها هر از چند گاهی سخنی در نقد مخالفان دولت بیان نمود. در این شرایط هیچ یک از وعده های داده شده عملی نشد بلکه عرصه فرهنگ و رسانه روز به روز بسته تر و تحت فشار بیشتر از سوی دولت قرار گرفت.

در سالروز سوم تیر ماه و پیروزی احمدی نژاد، بار دیگر کلهر در صحنه حاضر شده و به نقش آفرینی در جهت تطهیر و تبرئه عملکرد دولت پرداخته است. با سیاستی که این روزها در دولت نهم رواج بسیار دارد.
استراتژی که معتقد است دروغ هرچه بزرگتر قابل باورتر. کلهر مدعی است: در دوران پرغوغای رسانه‌ ای عليه احمدی نژاد اكثر مطبوعات با گرايش غربی عليه ايشان تلاش می ‌كردند اما ما با خود احمدی نژاد قرار گذاشتيم كه دروغ نگوييم.
این دروغ اول. آوردن پول نفت بر سفره مردم، برخورد با مافیای نفتی، افشای اسامی رانت خواران و عدم دخالت دولت در پوشش جوانان و زنان از معروف ترین شعارهایی است که هیچگاه عملی نشد.

کلهر می افزاید: امروز مدتی است توسط رسانه‌های داخلی و خارجی كودتای خزنده‌ ای عليه دولت در جريان است و نشانه‌هایی هست كه به كودتای آشكاری نيز تبديل شده است.
کدام کودتا تاکنون تنها توسط رسانه ها صورت گرفته است. آن هم در زمانی که صدا و سیما، صدها روزنامه ، اکثریت قاطع نمایندگان مجلس، شورای نگهبان، نیروی انتظامی، سپاه، بسیج، قوه قضاییه و رهبری با تمام توان از دولت نهم حمایت می کنند.
عدم تحمل چهار پنج روزنامه و نماینده منتقد دولت و چند رسانه ی خارجی که همیشه منتقد دولتهای حاکم بوده اند جای تعجب بسیار دارد. مگر آنکه وحشت از روی گردانی مردم از دولتی باشد که با وعده های توخالی فریبشان داده است.

در ادامه مشاور امور رسانه های احمدی نژاد با اشاره به حادثه كربلا مدعی می گردد: امروز هم احمدی نژاد تنها است و نياز به همراهی دارد و حيف است پيام احمدی نژاد كه زير سروصداهای عمر و يزيد و سعد گم شود.
با مواردی که اشاره شد اگر احمدی نژاد تنهاست خاتمی در زمان ریاست جمهوری اش چه وضعیتی داشت؟ البته خاتمی با وجود تمام انتقادات به پشتوانه حمایت اکثریت مردم دلگرم بود.
این توهم اطرافیان احمدی نژاد نیز قابل توجه است که او را در جایگاه امام علی و امام حسین می نشانند و منتقدانش را عمر و یزید و سعد می دانند. به نظر می رسد تاثیرات هاله ی نور همچنان ادامه دارد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


مطلب ما ایرانی های کثیف را از این جهت نوشتم که تلنگری باشد برای ایجاد حساسیت در مورد نگاه دیگران نسبت به ایران و ایرانی. که بنوعی شاید بازتاب رفتار حکمرانان ما باشد.
اما اینبار نیز بجای آنکه ما به دلایل اتفاقات اینچنینی بپردازیم و در پی چاره باشیم، به شکل و فرم رایج دچار شدیم. اعتراضات عجیب و غریب و گاهی همراه با توهین به اشکال مختلف نسبت به نانسی عجرم آغاز شد.

گرچه با پیگیری برخی مشخص شد که این سایت هیچ نسبتی با این خواننده لبنانی نداشته اما به علت ضعف اطلاع رسانی همچنان پیامهای اعتراضی نسبت به توهین سایت مذکور به کاربران ایرانی ادامه دارد.
به هر حال جای خوشحالی است که دفتر نانسی عجرم ارتباطش را با این سایت تکذیب نموده اما باید توجه داشت که نباید اجازه دهیم شرایطی بوجود بیاید که بخاطر رفتار غیر معقول -گاهی همراه با حماقت- برخی دولتمردان به ملیت و هویت ایرانی ما توهین شود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


به سایت هواداران نانسی عجرم که وارد شوید اگر مبدا ورودتان را از ایران تشخیص دهد با نوشته فوق روبرو خواهید شد. متنی که از قول نانسی از شما می خواهد به علت ورود از کشوری کثیف گورتان گم کنید و و برای ورود به سایت دیگر تلاش نکنید.

می توان در واکنش به این توهین آشکار موضعی انتقام جویانه گرفت. می توان نوشت شما عربها که تا دیروز ملخ می خوردید و یا هنوز در کشورهایتان زنان با چهارپایان تفاوتی ندارند حق اظهار نظر در مورد ایران را ندارید.
می توان حتی تلخ تر شد و از عقب ماندگی ها و جهالت های عربی سخن گفت و تمدن اصیل ایران را به رخ کشید. اما چه سود. بهتر نیست با لحظه ای تامل و خویشتنداری بیشتر به چرایی این اتفاق فکرکرد.

آیا تنها این هوادارن نانسی عجرم و امثال جورج بوش هستند که بخاطر کثیف و یا شرورخطاب قرار دادن کشورمان باید مورد سرزنش قرار بگیرند؟ خودمان در ساختن این ذهنیت چه نقشی داشته ایم؟
حکومت مان، شعارهایمان، دخالت هایمان در امور کشورهای دیگر و آنچه در فلسطین و لبنان و عراق می گذرد در ساختن این ذهنیت ها بی تاثیر نبوده است؟ گرچه در هر حال این توهین آشکار محکوم و مذموم است.

این احتمال را هم نمی توان ندیده گرفت که این کار عمدا در جهت کسب نوعی اعتبار و بازدید کننده بیشتر برای سایت صورت گرفته باشد. باید در قبال اینگونه مسائل با دقت واکنش نشان داد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  28 نظر |


چند هفته ی پیش بود که پرويز ورجاوند به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی به شعبه سوم بازپرسی دادسرای كاركنان دولت احضار شد. و شاید این آخربن باری بود که او مورد اتهام واقع شد.
دکتر پرویز ورجاوند استاد دانشگاه، باستان شناس برجست ، مبارز سیاسی و عضو جبهه ملی ایران صبح امروز در سن 73 سالگی به علت عارضه ی قلبی در تهران درگذشت.

پرویز ورجاوند

پرویز ورجاوند در سال 1313 متولد شد. لیسانس باستان شناسی و فوق لیسانس علوم اجتماعی را از دانشگاه تهران کسب نمود.
وی در سال 1332 برای اخذ دکترای باستان ‌‏شناس و هنر از دانشگاه سوربن به فرانسه رفت.
وی پس از انقلاب در كابينه دولت موقت بازرگان مسوولیت وزارت فرهنگ و هنر را برعهده داشت. ثبت تخت جمشید و میدان نقش جهان در فهرست آثار باستانی جهانی با تلاش های ایشان صورت پذیرفت.
دکتر ورجاوند که سابقه زندان را پیش و پس از انقلاب تجربه کرده است، در سال 1329 به جبهه ملی پیوست در سال‌‏های اخير، سخنگویی و عضويت در شورای رهبری جبهه ملی دوم را عهده دار بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  11 نظر |


برای اولین بار به شکل رسمی اتهام تدارک انقلاب مخملی در ایران به دکتر رامین جهانبگلو وارد شد. جهانبلگو پس از تحمل نزدیک چهار ماه زندان انفرادی در مصاحبه ای داوطلبانه تلویحا اتهامات وارده را تایید نمود.
در همین حال روزنامه ی کیهان که سابقه ی طولانی در پرونده سازی برای دگراندیشان و روشنفکران و هنرمندان مستقل و غالبا منتقد دارد هر از چند گاهی خبر از افشای سناریویی برای انقلابی مخملی می دهد و عده ای را به این عنوان متهم می نماید.
اما در این میان بنظر می رسد مطرح کنندگان این موارد از اگاهی و اطلاع مناسبی در مورد انقلاب های مخملی -یا رنگی و بدون خشونت- برخوردار نبوده و اغلب موارد طرح شده دور از واقعیت است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


سینما یک امروز فیلم "وقتی همه خواب بودند" ساخته ی تحسین بر انگیز فریدون حسن پور را پخش نمود. فیلمی که به عنوان یک ژانر اجتماعی و البته متعلق به سینمای معناگرا قلمداد می شود.
این فیلم کاندیدای 4 سیمرغ بلورین بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر و دو تندیس زرین دوره دهم جشن خانه سینمای ایران بود. بازی درخشان گلاب آدینه و محمدرضا فروتن تحسین منتقدین بسیاری را در پی داشت.

گرچه موسیقی متن این فیلم کاندیدای هیچ جایزه ی معتبری نشد اما نمی توان بی تفاوت از کار خوب شهرام سعید گشت. شهرام سعید متولد 1340 در اصفهان و فارغ التحصیل موسیقی الکترونیک از کالج بوستون در سال 1354 است. [+]

اما آنچه در پخش تلویزیونی فیلم تاسف برانگیز بود، سانسور بخشهایی از فیلم و حذف آوازها بود. آوازهایی که گرچه با صدای خواننده زن همراه با گروه کر شنیده می شد اما کاملا تم و معانی دینی داشت.
حذف مرثیه خوانی گلاب آدینه در قبرستانی متعلق به شهدای گمنام به عنوان نماد قبرستان بقیع، صدای آوازی که هنگام احرام بستن و نواهایی که در هنگام طواف بی بی سلیمه شنیده می شد به کلیت فیلم لطمه وارد نمود.

بنظر می رسد سانسورچی های صدای و سیمای ایران همچنان در درک معانی و تشخیص سره از ناسره نا توانند و کماکان قصد ندارد شعور و فهم مخاطبان خود را جدی بگیرند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


موضوع آبگیری سد سیوند و آثار و تبعات آن بر آرامگاه کورش کبیر، یکی از مهمترین گنجینه های تاریخی ایران و جهان آنچنان اهمیت یافت تا بالاخره گروههای عمده سیاسی اصلاح طلبان را به واکنش وا داشت.
تعدادی از احزاب و گروههای سیاسی عضو خانه ی احزاب ایران با صدور بیانه ای مخالفت خود را با آبگیری سد سیوند اعلام داشته اند. به گزارش خبرگزاری ایلنا در این بیانیه آمده است:

«ارزش بالای باستان‌شناسی و تاريخ‌پژوهی تنگه بلاغی، تأثير مخرب افزايش رطوبت در منطقه كه نابودی سازه‌های باستانی دشت پاسارگاد را تسريع خواهد كرد. به ويژه آرامگاه كوروش، نماد جهانی ارج‌گزاری به حقوق بشر. نابودی حداقل هشت هزار اصله درخت 500 ساله كه به دليل واقع‌ شدن در ناحيه رويش ايرانی‌- تورانی از نظر تنوع و ذخيره‌گاه ژنتيكی، منحصر به‌فرد و دارای اهميت ويژه‌ای هستند و تخريب اين جنگل‌ها به معنای فنا و نابودی كامل طبيعت منطقه است.»
در ادامه ی این بیانیه آمده است:
«تشويش افكار عمومی و از دست رفتن اعتماد، مهم‌ترين آسيبی است كه از آبگيری سد سيوند حاصل می‌شود. سرمايه ملی هزينه‌شده برای ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در یک‌سال اخير و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن هزينه شده است- قابل قياس با سرمايه‌ انسانی و اثر روانی ناگواری نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگی اين مرز و بوم خواهد داشت.»

31 حزب و گروه از جمله سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم،سازمان دانش‌آموختگان (ادوار تحكيم وحدت)، حزب مردمسالاری، حزب اراده ملت ايران، جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان،حزب اتحاد ملی ايران، حزب سبز، حزب مردم، حزب مستقل كار از جملهی امضا کنندگان این بیانیه هستند.
امید است با تداوم اعتراضات داخلی و تلاش بسیاری از ایران دوستان در خارج از مرزها از آبگیری این سد جلوگیری و در جهت حفظ میراث چند هزار ساله ایران تلاش گامی مهم برداشته شود.
پاورقی:
» چند جمله عجیب احمدی‌نژاد [آفتاب]
 | مهدی محسنی |  1 دنبالک  |  6 نظر |


پانزدهم دیماه سال ۱۳۱۳ در محلۀ امیریۀ تهران به دنیا آمد. او فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود. از نوجوانی به سرودن شعر علاقه مند شد و اولین مجموعه ی شعرهایش را با عنوان " اسیر" در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگی به چاپ رساند.
او بخاطر صراحت لهجه و بی پروایی در سرودن اشعارش مورد انواع تهمت ها قرار گرفت. تا جایی که با چاپ شعری با نام "گنه کردم گناهی پر ز لذت" در مجلات به بدکارگی و هرزگی متهم شد.
تاسفبار اینکه این نگاه و قضاوت ها تا سالها پس از مرگش نیز همچنان ادامه دارد. او در سال ۱۳۲۹ در سن ۱٦ سالگی با پرویز شاپور که ۳۱ سال داشت ازدواج نمود اما پس از پنج سال با وجود یک پسر به نام کامیار از همسرش جدا شد.

در طول زندگی نه چندان بلندش مجموع های شعری با نامهای اسیر ۱۳۳۱، دیوار ۱۳۳٦، عصیان ۱۳۳٨، تولدی دیگر۱۳٤۱ و مجموعۀ ناتمام ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را سرود.
فعالیتهای سینمایی او نیز به قرار زیر است:
- بازی در فیلمی از مراسم خواستگاری در ایران ، سفارش موسسۀ ملی کانادا به گلستان فیلم
- همکاری در ساختن بخش سوم فیلم آب و گرما
- مدیر تهیۀ فیلم مستند "موج و مرجان و خارا" به کارگردانی ابراهیم گلستان
- مدیر تهیه و بازی در فیلم نیمه کارۀ "دریا" محصول گلستان فیلم
- ساختن فیلم مستند "خانه سیاه است" از زندگی جذامیان که در زمستان سال ۱۳۴۲ برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جشنواره اوبرهاوزن آلمان
- بازی در نمایشنامۀ "شش شخصیت در جستجوی نویسنده" اثر لوئیچی پیراندلو در سال ۱۳٤۲

سرانجام در ۲٤ بهمن سال ۱۳٤٥ در حالی که ۳۲ سال داشت در حین رانندگی بر اثر تصادف جان سپرد و روز ۲٦ بهمن در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد در حالی که نوای او همچنان طنین انداز بود که "تنها صداست که میماند".
در سال ۱۳٤٤ از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته و توسط برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای در باره ی زندگی اش ساخته شد. دهمین جشنوارۀ فیلم اوبرهاوزن آلمان نیز جایزۀ بزرگ خود را برای فیلم های مستند به یاد او نام گذاری کرد.
او فروغ فرخزاد بود، شاعری که چه زود باد او را با خود برد.
منابع:
» کتاب درغروبی ابدی، دکتر بهروز جلالی ، انتشارات مروارید
» سایت فروغ فرخزاد [+]
» مجموعه آثار
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  8 نظر |


کیهان در مطلبی با عنوان "صهیونیست ها آنجا چه می کنند" درباره برگزاری نمایشگاهی در تهران آورده:«آنچه حيرت انگيز است به نمايش درآمدن آثاری از نمايشگاه "همزيستی" صهيونيست ها بر روی ديوارهای موزه امام علی(ع) با عنوان نمايشگاه پوستر اديان توحيدی است.»
اشاره ی کیهان به نمایشگاهی است که با عنوان همزیستی در اسراییل برپا شد و هدف آن ایجاد زمینه ی مناسب برای کاهش خشونت ها بین مسلمانان و یهودیان بود.
کیهان در ادامه یاد آور می شود: «پوستر"از روسيه با عشق" اثر ولادمير چايكا صورتی را در زمينه سياه تصوير كرده كه ستاره صهيونيسم چشم بينای آن است و هلال سبز رنگ ماه يعنی نماد شناخته شده مسلمانان، دهان خندان اين صورتک است كه ظاهرا از اين همزيستی كاملا راضی و خشنود به نظر میرسد.»
بدین ترتیب نویسنده ی ستون ویژه نتیجه می گیرد :«در جایی كه موضوع دینی به اهل غير دين سپرده شود نبايد انتظار حاصلی جز اين داشت.»
و در جهت اثبات گفته ی فوق دلیل می آورد که :«در هیات انتخاب افرادی نظير ابراهيم حقيقی، طراح روی جلد نشريات توقيف شده آدينه و... و آیدین آغداشلو، مشاور فرهنگی دفتر فرح پهلوی حضور دارند.»

یاد روایتی افتادم از روزهای تحصیلم در دانشگاه و فعالیتهای دانشجویی.دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاهمان توسط یک روحانی ساده دل و دوست داشتنی اداره می شد. تنها ایراد ایشان این بود که از فرهنگ وهنر کمتر سر رشته ای داشتند.
این را هم بگویم که از همه ی مسوولین با مسایل بازتر برخورد می کردند. قرار بود به مناسبی کنسرت موسیقی سنتی در دانشگاه اجرا کنیم. رفتیم خدمت شیخ و عرض کردیم، یا شیخ گروه سنتی ما "گروه کر" هم دارد.
ابتدا مکثی کرد و سپس فرمودند آقا نمی شود نه کر، نه پاپ فقط سنتی اجرا کنید. صدای خنده همراهانم بلند شد. من هم سعی نمودم به شیخ یادآوری کنم که "کر" نوعی موسیقی نیست بلکه به گروه همخوان اطلاق می شود، ولی با وجود توضیحات لازم در مورد ماهیت گروه کربه خرجشان نرفت و مرتب می گفتند نه کر ، نه پاپ!

حالا شده است حکایت آقای شریعتمداری و کیهان نشینان. وقتی یک کسی که زمانی همکار سعید امامی بوده مدیر مسوول نشریه ای می شود و کار اطلاع رسانی آزاد به دست سانسورچی ها می افتد چه انتظاری می توان داشت.
اگر در زمینه ی داوری پوستر و گرافیک استاد آیدین آغداشلو و آقای ابراهیم حقیقی کارشناس نیستند حتما باید این کار را هم بسپاریم به دست برادر حسین و دوستان!
نه جناب برادر حسین شریعتمداری، مقوله فرهنگ درست است با حضور جناب آقای هرندی در سمت وزیر ارشاد حرکتی قهقهرایی یافته، اما سمپاشی ها و چهره ی پنهان سازی های شما دیگر کارساز نیست.

در مورد نمایش پوستر مورد اشاره که در اسراییل و ایران نمایش داده شده توضیح ساده ای وجود دارد،این گونه استدلال همانند آنست که بگوییم به علت مصرف کوکاکولا در اسراییل، مصرف ان در ایران حرکتی صهیونیستی است. و یا حتی در مورد نمایش یک فیلم در هر دو کشور.
برای هنرمندان واقعی هنر، هنر است و مرز و مذهب و سیاست بازی نمی شناسد و خالق هر اثر هنری، شایسته ی تقدیر. این همان درکی است که امثال شریعتمداری از فهم آن عاجزند.
آقای شریعتمداری نیز باید بدانند با این برچسبهایی که نثارهنرمندان این سرزمین می شود، تنها به ارزش و اعتبار ایشان خواهد افزود.و تنها با این اباطیل "عرض خود می بری و زحمت ما می داری".
پاورقی:
» برادر حسین دیندار [هنوز]
» فیلم کامل اعدام صدام حسین [هشت میلیمتری]
» درباره ستاره داوود [ویکی پدیا] : با تشکر از امین
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |


پنج دی ماه سالروز تولد بهرام بیضایی بود. مردی که سینما و تئاتر ایران به وجودش افتخار می کند. چند روز پیش بود که پویای عزیز برایم می گفت که داریوش مهرجویی نامه ی سر گشاده ای نوشته است به صدا و سیما در مورد سانسور 36هزار فریم از فیلم هامون.
اولین بار ظاهرا نامه در مجله ی فیلم چاپ شده بود. با ذکر بخشهایی که سانسور کرده بودند. فیلم "هامون" را خوب بخاطر دارم. نمی دانم یک دهه از دیدن هامون می گذرد یا نه اما بسیار بیشتر از تعداد انگشتان دو دستم به تماشای فیلم نشستم.
خسرو شکیبایی هامون -شاید به غیر از فیلم "پری"- دیگر به دلم ننشست. خسروی هامون چیز دیگری بود.

با اینجور رفتارهاست که بهرام بیضایی حق دارد بگوید «از بخشی از جامعه خشمگين است». شاید سگ کشی بازتابی از این خشم فرو خورده باشد. خشم از کج فهمی ها و کج سلیقگی ها. عصبانیت از فرهنگ نفهمی برخی آدمهای مدعی.
بیضایی را فقط یک بار دیده ام. با موهای سفید و چشمان زلال و لبخند دوست داشتنی اش. جشنواره ی تئاتر ایران زمین بود در اهواز. همان جشنواره ای که امروز دیگر برگزار نمی شود و مغضوب برخی ها شد. همانند بسیاری از چیزهای خوب دیگر.

به احترام بیضایی و همه ی آنهایی که برای هنر و فرهنگ این سرزمین تلاش می کنند باید ایستاد و سری خم نمود. کسانی که با تمامی مشکلات آنگونه که بیضایی از خود می گوید رفتار می کنند:
«من فقط فيلم نمی سازم من هر كاری انجام می دهم تا بتوانم خودم را بيان كنم اگر نتوانم فیلم بسازم ، تئاتر كار می كنم، اگر امكان كار تئاتر نباشد، می نويسم و اگر نتوانم این كار را بكنم كتاب می خوانم يا درس می دهم يا با خودم موسيقی زمزمه می كنم به هر حال در هر زمانی كاری را انجام می دهم منظورم از تمام اين ها شكل دادن به انديشه هايم است و اگر بخت یاری كند انتقال انديشه ام به شما و همين طور گرفتن انديشه از شما.»
پاورقی:
» مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی [ایلنا]
» زندگی نامه ی بیضایی [ویکی پدیا]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


عنوان مجموعه ی عکسهایی که در زیر آمده را "ابرها" گذاشته ام. 13 عکس گرفته شده از داخل هواپیما در ارتفاع نسبتا بالا. صحنه های حیرت آوری که حتی این تصاویر از بیان عظمت و زیبایی اش قاصرند.

This album is powered byBubbleShare

پنجشنبه 16 آذر بعلت بدی آب و هوا و عدم امکان نشستن هواپیما در فرودگاه اهواز و بیش از 40 دقیقه پرواز دلهره آور برفراز اهواز بهای دیدن و عکس گرفتن از این تابلو خلقت بود.
پاورقی:
» آسمان آبری [نگاتیو]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


روزگار بدی است. باید خیلی مراقب باشی گاف ندهی. حالا اگر رسانه باشی و از نوع منتقد و پر مخاطب که کارت سخت تر هم می شود.
روزنامه ی کارگزاران در شماره ی امروز خود -یکشنبه 16 مهر85- در صفحه ی اول گوشواره ی سمت راست در زیر عنوان " زائری زیر باران" خبر از مطلب می دهد که بمناسبت چهارمین سالگرد خاموشی احمد محمود نویسنده ی شهیر ایران در صفحه ی هفت روزنامه توسط فرزین شیرزادی نگارش شده است.

ahmadmahmoud.gif

اگر این روزنامه را خریده اید، خودتان را زیاد خسته نکنید. این گونه آدرس دادن یکی از آن سوتی های کوچک و یا بقولی بد سلیقگی های روزنامه نگاری در ایران است.
مطلب مذکور را می توانید در یک صفحه قبل تر - صفحه 6 روزنامه - بخوانید. همچنین این مطلب در سایت اینت