7 مرداد 87
یک چند نقطه که دنبال هم قطار شدند/ چن تا ترانه که روی سرم هوار شدند/ یک صفحه سفید پر از وقتی تو نیستی/ با احتیاط موکد دوباره مهار شدند
1 مرداد 87
امروز اول امرداد ، بيست و نهمين سالگرد تولد من است. آغاز آخرين سال از دهه سوم زندگيم.
29 تیر 87
پس از نزدیک به دو هفته به اهواز برگشتم. ده ها کار عقب افتاده و خستگی سفر و مهمتر از همه حواسم که زياد جمع نيست.
18 تیر 87
خسته تر از هر زمان دیگری هستم. چقدر خوب می شد كره كره را پایین بكشی و قفل را بزنی و بری بخوابی. این كار را می كنم. شاید به همین زودی ها.
17 تیر 87
فردا 18 تير است. ياد آور روزها پر دلهره دانشگاه. تهديد و تعليق و کتک خوردن. بيانيه پخش كردن و فرياد زدن و حس آزادی. حسی که اين روزها انگار مرده است.
13 تیر 87
برخی از ما همچنان دچار انسداد فكری هستيم و در بد دهانی تنه به تنه ی كسانی می زنيم كه به انتقادشان خنجر كین بسته ايم. اما برای رهایی بايد چشم بر پليدي ها بست. فردا روز ديگری است.
12 تیر 87
شماره آخر شهروند امروز در مورد سخنان احمدی نژاد خیلی جالب است.
