
بی خوابی و یک ذهن پر ازچیزهای متناقض. چیزی شبیه تشویش.راه علاجت می شود این عکس که با دوربین موبایل و فلاش نحیفش گرفتم . فی الفور گذاشتم اینجا. پنکه ای تنها در شب با افکاری چرخان شاید.
| مهدی محسنی |
15 شهریور 85 |

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/85
حالا اين فكر اشفته رو سر جلسه ي امتحان داشته باشي ، من سر جلسه ي امتحان هي به پنكه نگاه ميكردم هي به برگه!!!پره هاي پنكه دنبال هم ميدويدند ، سئوالها هم دنبال هم و دنبال جواب و من دنبال...
شادي || September 6, 2006 12:26 PMلطفها میکنی این خاک درت تاج سرم .
عمر شب بیداریتان دراز باد وارطان !
هیچ وقت از این زاویه به یه پنکه نگاه نکرده بودم، بیشتر به نقاشی شبیه تا یه عکس، کاش فیلسوف بودم یا حتی یه عارف، اون وقت بهتر می شد اونو فهمید. خوب چشمهاتونو شستید.
فیروزه || September 14, 2006 06:24 PM