
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

امروز به نوعی اولین روز کار برای من به حساب می آمد. اگر بتوان اسمش را کار گذاشت. بیشتر یکنوع کار آموزی است و دوره ی یادگیری در محل احداث شرکت فولاد ورق عریض.
می گویند یکی از بزرگترین کارخانجات فولادی در جهان است. ظاهرا تنها 5 نمونه از این کارخانه در جهان ساخته شده و در کل خاورمیانه هم منحصر بفرد است.
گرچه در این یک سال خصوصن کار بشدت کند شده. دلیلش هم تحریم ها و فرار شرکت های خارجی از ایران است. پیمانکار اصلی البته شرکت ایتالیایی دانیلی است.
عکس اول بخشی از محوطه اصلی کارگاه و عکس دوم دفتر یکی از ده ها شرکت پیمانکار در این پروژه است.
درعکس دوم مهندس شاهین زاده همکلاس دوران دانشگاه سمت راست، مهندس افشار مدیریت کارگاه وسط و مهندس دانش سمت چپ نشسته است.
می گویند یکی از بزرگترین کارخانجات فولادی در جهان است. ظاهرا تنها 5 نمونه از این کارخانه در جهان ساخته شده و در کل خاورمیانه هم منحصر بفرد است.
گرچه در این یک سال خصوصن کار بشدت کند شده. دلیلش هم تحریم ها و فرار شرکت های خارجی از ایران است. پیمانکار اصلی البته شرکت ایتالیایی دانیلی است.
عکس اول بخشی از محوطه اصلی کارگاه و عکس دوم دفتر یکی از ده ها شرکت پیمانکار در این پروژه است.
درعکس دوم مهندس شاهین زاده همکلاس دوران دانشگاه سمت راست، مهندس افشار مدیریت کارگاه وسط و مهندس دانش سمت چپ نشسته است.

دیروز، در نوع خودش روز منحصر بفردی بود. در حالی که بنظر می رسید در ادامه ی یک هفته گرمای کشنده و شرجی نفس گیر ، روز سختی در پیش خواهد بود.
اما ظاهرا به میمنت حضور سیامک قاسمی عزیز اوضاع کاملا متفاوت بود. نسیم ملایم، گرما و شرجی را کم رق و لطافت هوا را افزایش داد. تا نویسنده رازنودر این سفر یک روزه به اهواز خاطره ی چندان بدی را با خود به همراه نبرد.
عکس را در کافی شاپ بازار امام رضا گرفتم. در حالی که از همه چیز و همه کس صحبت شد. من و پویاهه که لذت وافر بردیم. سیامک را نمی دانم.
اما ظاهرا به میمنت حضور سیامک قاسمی عزیز اوضاع کاملا متفاوت بود. نسیم ملایم، گرما و شرجی را کم رق و لطافت هوا را افزایش داد. تا نویسنده رازنودر این سفر یک روزه به اهواز خاطره ی چندان بدی را با خود به همراه نبرد.
عکس را در کافی شاپ بازار امام رضا گرفتم. در حالی که از همه چیز و همه کس صحبت شد. من و پویاهه که لذت وافر بردیم. سیامک را نمی دانم.


این تیرهای برق واقعا وضعیت مضحک و البته خطرناکی دارند. تا حالا ندیده بودم تیرهای حمل ترانس از دو سمت به این شکل خم شده باشند. اینجا خیابان اهوازیان است. روبروی بیمارستان امام خمینی.

خانه را که خراب کرده بودند دو قایق در حیاط عیان بود. البته با آرم یکی از ارگانهای نظامی. حتما جای بهتری برای نگهداری آنها نبوده است.

این عکس را بگذارید به حساب شیطنت های بچگانه ای که هنوز از وجودمان رخت بر نبسته است. به علامت پیروزی در عکس دقت کنید.
دوستی پیشنهاد کرده بود بازی یلدا را با 5 عکس غیر قابل انتشاری که تا کنون گرفته ام ادامه بدهم. به دلایلی فعلا پشیمان شدم.
دوستی پیشنهاد کرده بود بازی یلدا را با 5 عکس غیر قابل انتشاری که تا کنون گرفته ام ادامه بدهم. به دلایلی فعلا پشیمان شدم.

توضیح خاصی ندارد. شاید این عکس بنوعی وصف الحال این روزهاست. البته شاید!

در برگشتن از تهران آسمان به شکل حیرت آوری زیبا بود. چندعکس گرفته ام که بزودی بصورت یک مجموعه در همین وبلاگ می گذارم. باید البته بگویم که پروازی که قرار بود 50 دقیقه طول بکشد بخاطر همین آسمان زیبا نزدیک به 90 دقیقه به درازا انجامید.


یاد شعر" گفتند که را کشتی تا کشته شدی زار" افتادم اما خیلی زود به اشتباه خودم پی بردم. این بدبخت کشته ی سادگی و پاکی اش شاید شده است.
خونش را ریخته اند زیرا فکر می کنند با این کار شروع زندگیشان بهتر خواهد بود. جالب آنکه این موجودات طفلکی قربانی عزا و عروسی اند.از بی کیفیت بودن عکس نیز پوزش می خواهم نور کم و دست لرزان بهتر از این نمی شود.
خونش را ریخته اند زیرا فکر می کنند با این کار شروع زندگیشان بهتر خواهد بود. جالب آنکه این موجودات طفلکی قربانی عزا و عروسی اند.از بی کیفیت بودن عکس نیز پوزش می خواهم نور کم و دست لرزان بهتر از این نمی شود.

چه کسی گفته فقط دانشجو نما در جریان حوادث 18 تیر کوی دانشگاه و اعتراضات دانشجویی پیدا می شود. طبق یک بررسی میدانی بر روی درب اتاق مدیران گروه دانشکده ی مهندسی دانشگاهمان کشف شد که به تعداد بسیار زیاد دانشجو نما در این دانشکده مشغول به تحصیلند.
یک مدرک معتبر در این مورد،عکس فوق است. البته نمونه های بسیاری در این زمینه تهیه شده که در صورت لزوم منتشر می کنم. این هم یک نوع اعتراض دانشجونماهاست به در دسترس نبودن مدیرگروه !؟
توضیح ضروری: این عکس متعلق به درب گروه عمران، مقطع کاردانی است و هیچ ربطی به مدیران گروه رشته ی کارشناسی ندارد.
یک مدرک معتبر در این مورد،عکس فوق است. البته نمونه های بسیاری در این زمینه تهیه شده که در صورت لزوم منتشر می کنم. این هم یک نوع اعتراض دانشجونماهاست به در دسترس نبودن مدیرگروه !؟
توضیح ضروری: این عکس متعلق به درب گروه عمران، مقطع کاردانی است و هیچ ربطی به مدیران گروه رشته ی کارشناسی ندارد.
عکسی که از خودم گرفته ام و حالا پرینتش روی دیوار نصب شده تا بیش از پیش به خودم افتخار کنم. و چه چقدر لذت بخش است که حتی بی دلیل به خودت ببالی. کسی که مخالفتی ندارد؟

اینجا ساختمان شهید بهشتی دانشگاه آزاد اهواز است. عکس را از طبقه ی سوم گرفته ام در حالی که سعی می کردم مجسم کنم که یک نفر اگر خودش را به پایین پرت کند چه اتفاقی رخ خواهد داد. نتیجه اینکه ارتفاع کافی نیست و اینکار زحمت بی خودی.

بی خوابی و یک ذهن پر ازچیزهای متناقض. چیزی شبیه تشویش.راه علاجت می شود این عکس که با دوربین موبایل و فلاش نحیفش گرفتم . فی الفور گذاشتم اینجا. پنکه ای تنها در شب با افکاری چرخان شاید.


این دو عکس از دیوارهای اتاقم است که توسط برادر کوچک ترم مزین به این نقاشی ها شده. آدم با حوصله و بسیار خلاقی است تقریبا در همه ی زمینه ها مخصوصا در زمینه ی گرافیک و کاریکاتور.
